۷ تیر ۱۴۰۴

متن کامل یادداشت شاهزاده رضا پهلوی در «یواس‌ای تودی»: تغییر واقعی در ایران باید از درون کشور و توسط خود مردم رقم بخورد

- شاهزاده رضا پهلوی طی یادداشتی در روزنامه آمریکایی «یواس‌ای تودی» با اشاره به اینکه «جمهوری اسلامی بار دیگر ایران را وارد جنگی کرد که متعلق به ما نبود» نوشت: «موشک‌هایی که در روزهای اخیر میان تهران و تل‌آویو رد و بدل شدند، پیامد اجتناب‌ناپذیر ۴۶ سال تروریسم، جنگ نیابتی و باج‌خواهی هسته‌ای گستاخانه توسط علی خامنه‌ای و رژیم او هستند.»
- او تأکید کرده است، تغییر واقعی باید از درون و توسط خود مردم ایران رقم بخورد، از طریق اعتصاب‌های سراسری هماهنگ، نافرمانی مدنی پایدار و تظاهرات گسترده‌ای که ادامه حیات این رژیم را ناممکن کند. قدرت آزادسازی ایران در دست ارتش‌های خارجی نیست، بلکه در دستان کارگران، دانشجویان، زنان و همه کسانی است که رؤیای آزادی دارند.
- «هیچ زمانی مناسب‌تر از حالا نبوده. رژیم از درون دچار اختلاف است، از نظر اقتصادی تضعیف شده و در سطح بین‌المللی منزوی است. فرماندهان نظامی‌اش می‌دانند ادامه این مسیر به نابودی آنان منتهی خواهد شد».

رستاخیز میهن پرستان - رضا احمدی

اشارتی به سخنان عبدالکریم سروش در بارۀ شاهزاده رضا پهلوی - دکتر علی میرفطروس

فریاد از این تغافل و عقلِ عقیمِ ما

(سنائی غزنوی)

پال جانسُن معتقد است:

«در زندگی بسیاری از روشنفکران آرمانشهری مرحلۀ شومی وجود دارد که می‌توان آنرا «یائسگی فکری» یا «فرار عقل» نامید.

سروش: خمینی مردمی‌ترین و باسوادترین رهبر تاریخ ایران بود

۲۲ خرداد ۱۴۰۴

تاریخ و فرهنگ ایران - در باره روز و شب در شاهنامه

حدود سی سال پیش بود که در یک فرصت مناسب امکانی برای من فراهم آمد تا شاهنامه منزل پدری را با نام خداوند جان و خرد از کتابخانه برگرفتم و زمانی آن را بازگرداندم که دانستم تنها کاخ ادبیات، استوار و پا برجا هزاران سال پناهگاه انسان‌های خردمند خواهد بود وگرنه بی‌شک بناهای آباد گردد خراب – ز باران و از تابش آفتاب. خلاصه از ب آغازین بنام تا ب پایانی آفتاب، یک جرعه، این می هزار ساله را سر کشیدم.

رستاخیز میهن پرستان - رضا احمدی

۱۲ خرداد ۱۴۰۴

شاهنشاه: یکی شویم، پیروز می‌شویم

تاریخ و فرهنگ ایران - سرنوشت تمدن 5000 ساله‌ی جیرفت در دست اشغالگران ایران

چندی‌ست پیش خبرهایی از به‌کار انداختن لودرها در محوطه‌ی باستانی و کاوشی «کُنار صندل» جیرفت (در استان کرمان) به گوش می‌رسید. داستان این‌گونه بود که دهیار کُنارصندل، به خواست و اراده‌ی خود تصمیم گرفته بود که با ویران کردن محوطه‌ی تمدنی 5000 ساله، برای مردم روستایش ورزشگاه بسازد! زمانی هم که از او پرسیده بودند: چرا میراثی تمدنی را ویران می‌کند؟ پاسخ داده بود: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی محوطه‌ی باستانی»!