اشاره:
عنایت دوستان عالیمقدار به بخش نخست مقاله نوید تازه ای در بازاندیشیِ تاریخ ایران است. در واقع، «شیوۀ اروپا محوری» (Euro-centrisme) یا اعتقاد به «امتناع تفکّر در فرهنگ ایران» روشنگر علل و عوامل این «امتناع» نیست چرا که در تاریک ترین دوره های اروپا در قرون وسطی جامعۀ ایران از مناسباتی برخوردار بود که امروزه «تجدّد» نامیده می شود.۱ از سوی دیگر، گسترش شهرنشینی و تعدّد کتابخانه های بزرگ و سطح مجالس و مناظرات فلسفی در سدۀ سوم / نهم بسیار بیشتر و گسترده تر از اروپای همان عصر بود ۲. در بخش حاضر گوشۀ دیگری از این رنسانس را خواهیم خواند بی آنکه دچار «اینهمانی»گردیم.








