بیگمان برگزاری جشن هزارهی فردوسی در مهرماه 1313 خورشیدی یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی ایران در یکسدهی گذشته شناخته میشود. گردهمایی یکصد دانشمند و ایرانشناس بیگانه، به همراه باشندگی شماری از برجستگان دانشگاهی ایران در این کنگره، جلوهای ویژه به آن بخشیده بود و در پیشبرد پژوهشهای شاهنامهشناختی بسیار اثرگذار بود. برپایی جشنی برای هزارمین سال زادروز فردوسی رخدادی بود که هنوز طنین آن به گوش میرسد.

در سال 1312 خورشیدی از سوی وزارت معارف و انجمن آثار ملی، از بیش از صد تَن از دانشمند خاورشناس جهان خواسته شد که در جشن هزارهی فردوسی در ایران که قرار بود در مهرماه سال دیگر برگزار شود، باشنده باشند. برگزاری این جشن نخستینبار از سوی علیاصغر حکمت، وزیر معارف آن زمان، یا حسن تقیزاده، شاهنامهشناس و سیاستورز نامآشنا، پیشنهاد شده بود. کنگرهی جهانی هزارهی فردوسی از دوازدهم تا شانزدهم مهرماه سال 1313 خورشیدی در تهران برگزار شد. امروز، دوازدهم مهرماه 1405 خورشیدی، نودودومین سالی است که از آن رویداد فرهنگی میگذرد.
مهمانان کنگرهی هزارهی فردوسی از هفده کشور جهان به ایران آمده بودند. بسیاری از آنها استادان تراز نخست در خاورشناسی و ایرانشناسی بودند؛ کسانی مانند: آرتور کریستنسن، هانری ماسه، ولادیمیر مینورسکی، بهرامگور انکلساریا، یوگنی برتلس، دستور نوشیروان و یان ریپکا. از ایران نیز چهل تَن از استادان باشندهی کنگره بودند؛ سرشناسانی مانند: ملکالشعرای بهار، علیاکبر دهخدا، ابراهیم پورداوود، سعید نفیسی، احمد کسروی، جلالالدین همایی، عباس اقبال، حسن پیرنیا، احمد بهمنیار، رشید یاسمی، فاطمه سیاح و بدیعالزمان فروزانفر.
استادان خارجی و مهمانان کنگره از راههای گوناگونی به ایران آمدند. برخی از روسیه وارد شمال ایران شدند، برخی دیگر از جنوب و بندر خرمشهر رسیدند، شماری نیز از راه بغداد و قصر شیرین رهسپار تهران شدند. در تمام راه، به هر شهری هم که میرسیدند، ادارهی فرهنگ آن شهر خویشکاری پذیرای از آنها را برعهده داشت. آنها روز یازدهم مهرماه به تهران رسیدند و انجمن آثار ملی از مهمانان پذیرایی کرد. در تهران، در خانهی اشراف اسکان داده شدند و سه تَن از دانشمندان پارسیای که به ایران آمده بودند، در خانهی ارباب کیخسرو شاهرخ اقامت گزیدند.
روز نخست کنگره- 12 مهرماه 1313؛
نخستین نشست کنگره در بامداد روز 12 مهرماه 1313 خورشیدی در تالار دبیرستان دارالفنون تهران آغاز به کار کرد. هشتادویک تَن از دانشمندان ایرانی و بیگانه در تالار حضور داشتند. سخنرانی گشایش کنگره را محمدعلی فروغی، نخستوزیر آن زمان ایران، انجام داد. او در آغاز سخنانش گفت: «آقایان محترم؛ پیش از آنکه کنگره افتتاح یابد و مشغول بهکار شوید، لازم میدانم از جانب دولت و ملت ایران و همچنین از طرف انجمن آثار ملی نسبت به مهمانان ارجمندی که از خارجه به ایران مسافرت نمودهاند، یک وظیفهی بسیار دلنشین را ادا کنم؛ یعنی از اینکه دعوت ما را اجابت فرموده و قدمرنجه نموده و تحمل سفری دور و دراز را بر خود هموار ساختهاند، مرتب امتنان و تشکر تام و تمام خودمان را اظهار دارم».
سپس علیاصغر حکمت، کفیل وزارت معارف، سخنرانی خود را به زبان فرانسه بازگو کرد. سپس پیشنهاد برگزیدن هیأت رییسه پیش کشیده شد. یکی از شرکتکنندگان فرانسوی پیشنهاد کرد که ریاست کنگره را خودِ ایرانیها برعهده بگیرند. با پیشنهاد او موافقت شد. سپس گروه ریاست چنین برگزیده شدند: پروفسور کریستنسن (از دانمارک)، پروفسور زاره (از آلمان)، پروفسور هانری ماسه (از فرانسه) و دکتر عبدالوهاب عزام (از مصر). فرنشینی کنگره را حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) داشت.
بدینگونه نشست بامداد به پایان رسید و یکساعتونیم پس از آن از سر گرفته شد. اسفندیاری در آغاز از دانشمندان باشنده در کنگره سپاسگزاری کرد و سپس تلگرافها و پیامهای رسیده از سوی دولتهای خارجی به کنگره را که همگی در شادباش برگزاری این همایش بود، خواند. پاسخهای دولت ایران نیز توسط هانری ماسه و دکتر عیسی صدیق خوانده شد. با سخنرانی عبدالحمید عبادی، از دانشمندان مصر، نشست روز نخست پایان یافت.
روز دوم کنگره- 13 مهرماه
نشست روز دوم باز در تالار دارالفنون و به فرنشینی حسن اسفندیاری در ساعت نُهونیم بامداد آغاز به کار کرد. سفرای شوروی و آلمان در این نشست باشنده بودند. سفیر شوروی، پاستوخوف، دوستی و همراهی دولت خود را با ملت ایران بازگو کرد و هدیههایی به کنگره پیشکش کرد که عبارت بودند از: کپیای از بشقابهای ساسانی، کپیای از یکی از دستنویسهای کهن شاهنامه و آلبومی از صنایع دستی کهن ایران. فون بلوخر، سفیر آلمان نیز در سخنرانیاش از دوستی دیرینهی ایران و آلمان سخن گفت و کتاب پروفسور فریتس ولف را که به تازگی در آلمان و پس از سیسال کار پیوسته انتشار یافته بود، پیشکش کنگره کرد. کتاب ولف «فرهنگ شاهنامه» نام دارد و اثری گرانبها و برای آن زمان بسیار کاربردی شناخته میشد. این کتاب هنوز هم بهکار شاهنامهشناسان میخورد و اثری ارزنده است. یک جلد از شاهنامهای نیز که در دانشگاه میشیگان آمریکا چاپ شده بود از سوی نمایندهی آن دانشگاه به کنگره پیشکش شد. سپس سخنرانیهای علمی آغاز شد. سخنرانان نشست دوم چنین بودند: بهرامگور انکلساریا از پارسیان هند، بدیعالزمان فروزانفر استاد دانشگاه تهران و پروفسور برتلس از شوروی که سخنرانی خود را به زبان فارسی ایراد کرد.
ادامهی نشست روز دوم پس از ده دقیقه تنفس ادامه یافت. دکتر رضازاده شفق، پروفسور کننتو، جمیل صدقی زهاوی از شاعران عراق با خواندن سرودهای از خود به زبان عربی و در ستایش فردوسی، سخنرانان دیگر بودند. بدینگونه نشست روز دوم نیز به پایان رسید. این نیز برشمردنی است که در روز دوم کنگره از سوی گروه آلمانی دکترای افتخاری به محمدعلی فروغی داده شد.
روز سوم کنگره- 14 مهرماه
روز سوم با نمایش اسلایدهایی بر روی تابلوی دیوار کنگره آغاز شد. عکسها از کاوشهای جدید آسیای مرکزی که خطهای سُغدی نیز در میان آنها بود، برگرفته شده بود. سخنران نخست احمد بهارمست بود. او فردوسی را آشنا با فنون نظامی دانست و مدعی شد که: «فردوسی تمام اصطلاحات و رموز و اسرار نظامی را که در جدیدترین قوانین نظامی امروزهی دنیا وجود دارد، در شاهنامهی خود گنجانده است!». بهارمست این دیدگاه خود را سپستر در کتابی با عنوان «فرماندهی خداوند جنگ سپهبد فردوسی» انتشار داد.
پس از تنفس، نشست سوم در پسین همان روز ادامه یافت و در آغاز آن تلگرافی از پارسیان هند خوانده شد. در آن پیغام، برگزاری کنگرهی هزارهی فردوسی شادباش گفته شده بود. عیسی صدیق این پیغام را خواند. دکتر محمدآقا اوغلو از ترکیه سخنران بعدی بود. سپس عبدالوهاب عزام، استاد دانشگاه مصر، خطابهی خود را خواند و ایلیاد و اودیسهی هومر را با شاهنامه سنجید. او جلدی از ترجمهی شاهنامه به زبان عربی را که خود برگردان کرده بود، پیشکش کنگره کرد. بولوتنیکوف و کریستنسن سخنرانان دیگر این روز بودند. درینکواتر از انگلستان نیز شعر خود را خواند و نشست آن روز با همان شعرخوانی بهپایان رسید.
روز چهار کنگره- 15 مهرماه
چهارمین نشست در ساعت 6 پسین برپا شد. تلگرافهای شادباش ِ رسیده را دکتر صدیق خواند. سپس دکتر نصراله فلسفی، استاد تاریخ دانشگاه تهران، سخنرانی خود را ایراد کرد. سخنهای او دربارهی فردوسی و هومر بود. پس از او دکتر فریمان از آکادمی علوم لنینگراد سخنرانی کرد. آنگاه زمان سخنرانی استاد ملکالشعرای بهار رسید. او به شاعران همروزگار فردوسی پرداخت و گفت که آنها به دیدهی نیک به شاهنامه نمینگریستند. گفتههای بهار واپسین سخنرانی روز چهارم بود.
روز پنجم کنگره- 16 مهرماه
روز یکشنبه پنجمین نشست کنگرهی هزارهی فردوسی برگزار شد. ژرژ مار سخنران آغازین بود. عباس اقبال آشتیانی پس از او دربارهی نقاشیهای شاهنامه سخن گفت. آنگاه تنفس داده شد و استادان باشنده در حیاط دارالفنون عکس یادگاری گرفتند. پس از آن نشست پنجم ادامه یافت و گنتر، فرنشین مؤسسهای آمریکایی، دربارهی صنایع ایران و رسوخ آن در صنایع باخترزمین سخن گفت. حسینی از دکن و پروفسور محمداسحاق از هندوستان سخن گفتند و سپس پیام دکتر جکسن آمریکایی که برای کنگره فرستاده بود، خوانده شد. استاد سعید نفیسی سخنران دیگر بود و در سخنرانی خود ثابت کرد که وزن شاهنامه از وزنهای بسیار کهن زبان فارسی است. شعرخوانی استاد ملکالشعرای بهار پایانبخش برنامههای روز پنجم بود.
روز ششم کنگره- 17 مهرماه
ساعت ششونیم پسین یکشنبه هفدهم مهرماه ششمین روز کنگره در تالار دارالفنون برگزار شد. اولانوالا از پارسیان هند و اورنگ از ایران دو سخنران آن روز بودند. خواندن یکی سرودههای استاد درگذشته ادیب پیشاوری بخش دیگر برنامهها بود.
روز هفتم کنگره- 18 مهرماه
روز هفتم کنگره ساعت نُه بامداد آغاز شد. پروفسور هانری ماسه سخنرانی آگاهیبخش خود را دربارهی شاهنامه ویژگیهای شخصیتی فردوسی ایراد کرد. پروفسور مینورسکی سخنران پس از او بود. پروفسور نظامالدین نیز سخنانش را به گوش باشندگان رساند. دستور انوشیروان پارسی از پارسیان هند نیز در این روز سخن گفت. اربلی، استاد دانشگاه لنینگراد سخنران دیگر بود. پروفسور پاکلیار از ایتالیا نیز سخن گفت. آنگاه نوبت به سخنرانی رضوی، استاد دانشگاه کلکته، رسید. او مدعی شد که هزار بیت دقیقی در شاهنامه سرودهی خودِ فردوسی است، اما فردوسی بنا به مصلحت وقت آن را به نام دقیقی شناسانده است. پس از او پروفسور روماسکویچ از روسیه سخن گفت. سردنیس رایس دیپلمات و خاورشناس انگلیسی سخنران دیگر روز هفتم بود. در این روز پروفسور یان ریپکا از کشور چک نیز سخنان خود را بازگو کرد. احمد حامد از عراق از میهمانان و سخنرانان این روز بود. او به زبان عربی سخن گفت.
روز هفتم، روز پایانی نشستهای علمی بود. سخنرانی پایانی را علیاصغر حکمت بازگو کرد و از میهانان و استادان بهسبب شرکت در این کنگرهی جهانی سپاسگزاری کرد. سخنرانی او سرشار از آگاهیهای کتابشناسی دربارهی شاهنامه و فردوسی بود. در پایان نیز گفت: «امید است بقیهی سفر آقایان محترم بنا بر دلخواه صورت بگیرد و مهمانان فردوسی بهشادمانی و خشنودی به وطن خود بازگردند».
با پایان گرفتن بخش علمی کنگره، مهمانان و استادان ایرانی راهی شهر توس شدند. آنها دو روز در راه بودند. در فیروزکوه، دامغان و سبزوار از آنها پذیرایی شد و پس از دیدار ِ نخست از آرامگاه فردوسی و آرامگاه خیام، راهی نیشابور و سپس مشهد شدند. آنگاه به توس بازگشتند و در روز آدینه 20 مهرماه 1313 خورشیدی آرامگاه تازه بنا شدهی فردوسی را بهشیوهای رسمی افتتاح کردند. در روز 23 مهرماه نیز رهسپار تهران شدند.
با پایان یافتن کنگرهی هزارهی فردوسی و گشایش آرامگاه فردوسی، استادان مهمان راهی کشورهای خود شدند و شماری از آنها نیز به اصفهان و شیراز سفر کردند تا از این دو شهر و آثار تاریخی آن دیدن کنند. به هر کدام از استادان نیز از سوی دولت ایران مدالی برنجی که تصویر فردوسی در یک رو و تصویر کاوهی آهنگر بر روی دیگر آن بود، به یادبود این کنگره پیشکش شد.
گفتنی است که هزینهی برگزاری کنگرهی جهانی هزارهی فردوسی 45 هزار تومان شده بود که از سوی مجلس شورای ملی و وزارت فرهنگ آن زمان برآورده (:تأمین) شد. این را نیز باید اشاره کرد که افزون بر تهران و توس، در همان زمان در دیگر شهرهای ایران آیینهایی برای بزرگداشت فردوسی و شاهنامه برگزار شد.
یارینامه:
– «گزارش کنگرهی هزارهی فردوسی؛ مجموعهی مقالات و خطابهها»، ناشر وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، 1314.
امرداد - گروه شاهنامه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر