وامواژهی بدخیم وامواژهای است که جداشده دارد، یعنی همراه با خوشهی واژگانی خود به زبان وامگیرنده اندر شده است، مانند:
منع، مانع، ممنوع، ممنوعیت، ممانعت
با پرنگری به آسیبهای چنین وامواژههایی برابریابی برای آنها برای واژهگزین اولویت دارد.
پیشنهاد من برای این خانوادهی واژگانی به ترتیب «اگربست»، «اگربسته»، «اگربستهها» و «اگربًستن» است. امتیاز این برابرنهادهها در ترانمایی (شفافیت) آنهاست. واژهی ترانما واژهای است که ساختمان آن از تکواژهایی آشنا و شناختهشدهی زبان ساخته شده و از همین رو زبانور کموبیش از روی ظاهر واژه میتواند به معنای آن پی ببرد یا دستکم به معنا نزدیک شود. برای روشنگری بیشتر، وامواژههای «مثلث» و «مربع» واژههایی تیره هستند، درحالیکه همارزهای پارسی آنها «سهگوشه» «چهارگوشه» واژههایی ترانما به شمار میروند.
شاید شماری خرده بگیرند که «اگربست» سه هجایی بخت چندانی برای جایگزین شدن به جای «شرط» یک هجایی نخواهد داشت. پاسخ این است که کوتاهی ایواز (فقط) یکی از سنجیدارهای (قواعد) واژهگزینی است. سنجیدارهای دیگری مانند: ترانمایی، خوشآوایی، داشتن هویت جداگانه و… نیز در کار هستند و هنگام بررسی یک نوواژه، باید برآیند این سنجیدارها را در نگر داشت؛ چنانکه در تاریخ واژهگزینی نوواژههای بسیاری داشتهایم که طولانیتر از همارز بیگانهشان بودهاند، ولی توانستهاند جای آنها را بگیرند. در همهی نمونههای زیر واژهی پارسی طولانیتر است:
هواپیما: طیارهسامانه: سیستمبازتابنده: عاکسدانشکده: فاکولتهدادگستری: عدلیهنرمافزار: سافتوِر و…
با همهی اینها، همچنان این امکان هست که بسته به چشایی پارسیزبانان به جای «اگربست» ریخت «اگربند» را برگزینیم یا حتی از ریختهای کوتاهتر «اگربست» مانند «اَربست»، «گَربست» بهره ببریم. در نمونههای زیر این نوواژهها در بافت جمله به کار برده شدهاند:
پذیرش شما مشروط به این است.پذیرش شما اگربسته به این است.
برای او چند شرط گذاشت.برای او چند اگربست/ اگربند گذاشت.
برای من شرط مگذار.برای من اگرمبند.
امرداد - کورش جنتی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر