نزدیک به یکسده پیش، خیابانی در تهران که آغاز آن از میدان توپخانه بود و «خیابان علاءالدوله» نامیده میشد، به «خیابان فردوسی» تغییر نام یافت. اکنون 92 سال از آن روز سپری شده است و این خیابان یکی از شناختهشدهترین خیابانهای پایتخت است.

در میانهی فرمانروایی قاجار، گذرگاهی آکنده از باغ و درخت در تهران بود که به آن «خیابان باغ ایلخانی» گفته میشد. این خیابان بیرون از دروازههای تهران بود. با گسترش پایتخت در زمان ناصرالدینشاه قاجار، خیابان باغ ایلخانی نیز در محدودهی شهر تهران جای گرفت. چندی پس از آن خیابان یادشده در نزد تهرانیها به نام یکی از سیاستمداران همان دوره، «خیابان علاءالدوله» شناخته شد. میرزا احمدخان علاءالدوله از درباریان ناصرالدینشاه و مردی بسیار سختگیر بود. سالها نیز در خوزستان، لرستان، گرگان، مازندران، کرمانشاه و فارس والیگری کرده بود و یکچند نیز حاکم تهران بود. رویدادهای حکمرانی او در تهران با رُخدادهای مشروطیت گره خورد و چند زمانی او را در مرکز نگاهها جای داد.
خیابان علاءالدوله
خانهی اشرافی علاءالدوله در گوشهی شمال باختری میدان توپخانه جای داشت؛ یعنی همان جایی که آغاز خیابان باغ ایلخانی پیشین و خیابان فردوسی کنونی است. محمدحسنخان اعتمادالسلطنه از مردان نامآشنای دربار ناصرالدینشاه، در یادداشتهای روزانهی خود دربارهی این خیابان و عمارت علاءالدوله مینویسد: «کوچهباغ ایلخانی بسیار طولانی است. در طرفین کوچه، درختهای خوبی کاشته شده و کوچه سنگفرش است. کنار نهرهای دو طرف، همه از سنگ است و شبها با چراغها و فانوس روشن است. در حاشیه این کوچه، باغات و عمارات عالیه هست. در طرف راست، خانه و باغ و عمارات محمد رحیمخان علاءالدوله وزیر دربار، امین السلطان و ظهیرالدوله است». محمدرحیمخان پدر احمدخان علاءالدوله بود و خانهی یادشده به ارث به احمدخان رسیده بود. به همین سبب خیابان باغ ایلخانی به خیابان علاءالدوله آوازه یافت.
زمینهای علاءالدوله در آن زمان از خاور به خیابان لالهزار و از باختر به خیابان فردوسی کنونی راه میبُرد. در ابتدا در این محدوده یک بنای مختصر بیشتر وجود نداشت و بیشتر سبزیکاری و درخت بود. به مرور زمان علاءالدوله در آنجا ساختمانهای جدید برای خود و فرزندانش ساخت و همهی فرزندان او در این محدوده ساکن شدند.
یکی از مسافران اروپایی که در دورهی قاجار به ایران سفر کرد و آن خیابان را دید، مادام کارلاسرنا بود. او اهل بلژیک بود. کارلاسرنا در زمان ناصرالدینشاه به ایران آمد و در بازگشت به اروپا سفرنامهای نوشت که به نام «آدمها و آیینها در ایران» منتشر شده است. او در سفرنامهی خود دربارهی خیابان علاءالدوله مینویسد: «این خیابان مانند همه خیابانهای تهران به سه قسمت عمده تقسیم شده است؛ وسط خیابان اختصاص به پیادهروندگان، سوارهها و حمل بار و بنه دارد. در دو طرف خیابان، پیادهروهایی پیشبینی شده که در آن حیوانهای بارکش رفتوآمد میکنند. برای محافظت درختان، در فاصلههای معین، میخهای بزرگی به زمین کوبیده و از میان آنها میلههای آهنی گذراندهاند».
نامگذاری خیابانی در تهران به نام فردوسی
در روز سی مهرماه 1313 خورشیدی، زمانی که تنها چند روز از برگزاری کنگرهی هزارهی فردوسی در تهران سپری شده بود، به بهانهی جشنهایی که برای بزرگداشت فردوسی و شاهنامهی او برگزار شده بود، تندیسی از این سخنور بزرگ ایرانی در میدان خیابان علاءالدله نصب شد و نام خیابان و میدان را نیز به خیابان فردوسی و میدان فردوسی تغییر دادند. اکنون 92 سال از آن تغییر نام گذشته است.
یارینامه: تارنماهای دنیای اقتصاد، فرارو، ویکیپدیا
امرداد - نگار جمشیدنژاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر