۲۹ مهر ۱۴۰۵

کوشش‌های یوسف مجیدزاده در شناخت تمدن پنج‌هزار ساله‌ی جیرفت

دکتر یوسف مجیدزاده، باستان‌شناس نامدار ایران و شناساننده‌ی تمدن پنج‌هزار ساله‌ی جیرفت، 27 مهرماه امسال (1405 خورشیدی) درگذشت. کوشش‌های او برای شناخت تمدن بسیار کهن جیرفت و بازگرداندن آثار غارت‌شده‌ی این تمدن به ایران، به‌یاد سپردنی است. گزارش کوتاهی از آن کوشش‌ها در این‌جا آورده شده است.

زمانی که در سال 1381 خورشیدی دکتر یوسف مجیدزاده در هشتگرد و ساوجبلاغ تهران سرگرم کاوش‌های باستان‌شناسی بود، از او خواسته شد که برای دیدن آثار تاریخی‌ای که از قاچاقچیان در بردسیر به دست آمده بود، به کرمان سفر کند. گمان برده می‌شد که آن آثار، بسیار باارزش باشند. در آن زمان غارت آثار باستانی‌ای که از حفاری‌های غیرمجاز به‌دست آمده بود، بسیار بود و میراث فرهنگی کرمان را به فکر انداخته بود که چاره‌ای برای این دشواری پیدا کند. مجیدزاده در کرمان کاوش‌های باستان‌شناسی انجام داده بود و گستره‌های باستانی آن را به‌خوبی می‌شناخت. به همین سبب بود که مجیدزاده را فراخواندند تا آثار را بررسی کند و محوطه‌هایی را بشناساند که گمان می‌رفت این آثار از آن‌جا قاچاق شده‌اند.

او بی‌درنگ راهی کرمان می‌شود و پس از بررسی‌ها درمی‌یابد که با گنجی شگفت‌انگیز از آثار بی‌مانند باستانی روبه‌روست. او با همراهی میراث فرهنگی کرمان از همه‌ی آثار عکس‌برداری می‌کند و برپایه‌ی همان یافته‌ها کتاب کاتالوگی انتشار می‌دهد. او با این کار کوشیده بود به اشیاء تاریخی به‌دست آمده از کرمان، شناسنامه داده باشد و با فرستادن‌شان به یونسکو و انتشار آن در سراسر جهان، از فروش غیرقانونی آن‌ها جلوگیری کند. از سوی دیگر با انتشار کاتالوگ‌ها همه درمی‌یافتند که آثار به‌دست آمده از آن ِ ایران و تمدن جیرفت است.



طغیان رود و گشوده‌شدن راز تمدنی چندهزار ساله

اما داستان پیدا شدن آثار بسیار کهن جیرفت چنین بود که با طغیان هلیل‌رود و با گردش ناگهانی مسیر آن، آثار باستانی از دل خاک‌های هزاران ساله بیرون آمده بود و تمدنی را شناسانده بود که درباره‌ی آن چندان آگاهی باستان‌شناسی‌ای در دست نبود: تمدن شگفت‌انگیز جیرفت!

هلیل‌رود در جیرفت، رود سرکشی است. گاه طغیان می‌کند و ویرانی‌هایی بر سر راه خود به‌جا می‌گذارد. زمانی که هلیل‌رود طغیان کرد، گذر رود از گورستانی کهن آن بود؛ گورستانی که کسی تا آن زمان نمی‌دانست چه گنج سرشاری از آثار باستانی را در دل خود نهفته است. به هر روی، از دل آن خاک، که با گذر آب‌های رود زیرورو شده بود، اشیایی به‌دست آمده بود که چشمان بومی‌های منطقه را خیره کرده بود و همه برای یافتن گنج‌ها و آثار کهن به آن‌جا هجوم آورده بودند. روستاییان حتا پیش‌تر از طغیان هلیل‌رود، گاه مُهره‌ها و سنگ‌‌های قدیمی در همان گستره یافته بودند.

پس از آن طغیان، چندی زمان نمی‌برد که پای قاچاقچیان آثار باستانی به منطقه باز می‌شود. آن‌ها با بهای اندکی، گاه حتا با دادن یک کیسه آرد!، آثار را از روستاییان خریداری می‌کنند و به‌گونه‌ی غیر قانونی و پنهانی از مرزهای ایران بیرون می‌برند. این آثار همگی از گورستانی با دیرینگی پنج‌هزار ساله به‌دست آمده بود و اکنون با بیرون بردن غیرقانونی آن‌ها از ایران، در حراج‌های لندن و نیویورک با قیمت‌های سرسام‌آور دست‌به‌دست می‌شد.

راز آثار غارت شده

سرانجام راز آن آثار کهن کشف شد و دولت بی‌درنگ محوطه‌ی باستانی را به روی قاچاقچیان بست. از سوی دیگر، به بومیان آموزش داده شد که چه‌گونه از آثاری که از منطقه‌ی آن‌ها به‌دست می‌آید و میراث نیاکانی‌شان است، نگاهبانی کنند. مجیدزاده در این راه کوشش بسیار کرد و خود بارها و بارها با روستاییان در این باره با زبانی ساده سخن گفت. او با پرده‌ی نمایش و دستگاه‌های پخش تصویر و نمایش اسلاید، روستاییان را از داشته‌های نیاکانی‌شان باخبر می‌کرد و به آن‌ها یادآور می‌شد که نگهداری از آن آثار تا چه اندازه اهمیت دارد. نتیجه‌ی آن گفت‌وگوها بسیار ثمربخش بود و فروش آثار به قاچاقچیان به کمترین اندازه‌ی خود رسید.

پس از این رخدادها، کاوش‌های باستان‌شناسی مجیدزاده در جیرفت آغاز شد و او با تمدنی شگفت‌آور با آثاری پنج‌هزار ساله روبه‌رو شد که به‌راستی باستان‌شناسی جهان را تکان داد. اکنون نگاه جهان ِ باستان‌شناسی به جیرفت و یافته‌های آن بود. یک نکته نیز از کاوش‌های مجیدزاده آشکار شد؛ این‌که: آغاز تمدن جهان نه از میان‌رودان و در کنار رودهای دجله و فرات، بلکه از ایران و در سرزمین شهر سوخته بوده است. این نکته را سپس‌تر مجیدزاده با نوشتن جستارهای پژوهشی و کتاب‌های تحقیقی، ثابت کرد. از آن پس باستان‌شناسان جهان دریافتند که باید در شناخت سرآغاز تمدن‌های بشری، دیدگاه‌های خود را بازنگری ‌کنند.

تا پیش از یافته‌های تمدن جیرفت، باستان‌شناسان جهان ایران را همواره زیر سایه تمدن میان‌رودان می‌دیدند و مدعی بودند که آغاز جهان از شهرهای اور و کلده و بابل بوده و ایران پس از آن‌ها جای می‌گیرد. کاوش‌های جیرفت نشان داد که چنین برداشتی به‌تمامی نادرست است و سرآغاز تمدن، در ایران و در دشت جیرفت بوده است. یوسف‌ مجیدزاده با کوشش‌های پیگیر خود را این نکته را به جهان باستان‌شناسی شناساند.

کوشش برای بازگرداندن آثار شهر سوخته به ایران

اما ماجرای بازگرداندن آثار غارت‌شده‌ی تمدن جیرفت به ایران نیز خواندنی است. آن‌گونه که زنده‌یاد مجیدزاده توضیح داده است، همایشی باستان‌شناسی در تهران برگزار می‌شود و در آن وی به انتشار کاتالوگی از سوی موزه‌ی لوور فرانسه درباره‌ی آثار باستانی جیرفت، اعتراض می‌کند و آن را کاری «شرم‌آور» می‌نامد. مجیدزاده گفته بود که مسوولان موزه‌ی لوور نباید آثار غارت شده‌ی ایران را که از قاچاقچیان جیرفت به‌دست آمده است، خرید و فروش کنند. سخنان او در روزنامه‌های فرانسه بازتاب یافت و دولت فرانسه ناگزیر شد که ماجرا را پیگیری کند. مجیدزاده خود نیز پیگیر این داستان بود و نامه‌ای به مسوولان کشور نوشت و آن‌ها را برای بازگرداندن آثار غارت شده‌ی به ایران، تشویق کرد. با سروصداهایی که برپا شده بود، موزه‌ی لوور ناچار شد که دنبال ماجرا را بگیرد. اما یکی از مسوولان موزه مدعی شد که آن آثار تعلقی به تمدن جیرفت ندارند! این باستان‌شناس بی‌درنگ پاسخ آن ادعا را داد و همه چیز را از دید علمی توضیح داد. داستان هم‌چنان ادامه داشت تا سرانجام با پیگیری و پافشاری و کار پیوسته‌ی زنده‌یاد یوسف مجیدزاده، بسیاری از آن اثار که از محوطه‌ی جیرفت و شهر سوخته چپاول شده بود، به ایران بازگردانده شد.

کوشش‌های بسیار و ستایش‌آمیز زنده‌یاد یوسف مجیدزاده برای کاوش و شناساندن تمدن جیرفت و فلات ایران، بسیار بیش‌تر از آن‌چه است که در این‌جا به آن اشاره شد. یاد او را گرامی می‌داریم و تلاش‌هایش را برای شناساندن افزون‌تر تمدن کهن و باستانی ایران ارج می‌نهیم.

یاری‌نامه: گفت‌وگو با یوسف مجیدزاده که در وب‌سایت ارگ ایران آمده است. بخشی دیگر از آگاهی‌های این جستار در گزارش‌ خبرگزاری‌های داخلی درباره‌ی بازگشت اشیای جیرفت به ایران، برگرفته شده است. 



امرداد - نگار جمشیدنژاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر