۲۷ دی ۱۴۰۴

کُشته ها و پُشته ها - دکتر علی میرفطروس

جنایت هولناکِ جمهوری اسلامی در قتل بیش از دوازده هزار تن از تظاهرکنندگان بی دفاع خشم و حیرت جهانیان را برانگیخته است و آنچه که بر این خشم و حیرت افزوده، پُشته کردنِ کُشته ها و نمایشِ آن برای عبرت دیگران است، موضوعی که در حملۀ تازیان به ایران نیز تکرار شده بود، از جمله در حمله به سیستان.

 در حملۀ تازیان به ایران ،سیستانیان مقاومتِ بسیار  و تازیان  خشونتِ بسیار نمودند چندانکه ربيع ‌بن زياد (سردار عرب) برای إرعاب مردم و کاستن از شورِ مقاومتِ آنان  دستور داد:

-« صَدری(بُلندائی) بساختند از آن کُشتگان [يعنی اجساد کشته شدگان را روی هم انباشتند]… و هم  از آن کُشتگان، تکيه‌گاه ها بساختند و رَبيع ‌بن زياد بَر شُد و بر آن بنشست».[بدین ترتیب] اسلام در سیستان  متمکّن [مستقر]شد و قرار شد که هر سال از سيستان  هزار هزار (يک ميليون) دِرهم به اميرالمؤمنين دهند با هزار وَصيف (کنیزک و غلام)»…ولی سیستانیان -باز-«ردّت آوردند» و حاکمانِ عرب را از شهر بیرون کردند۱

 در آن شرایط سوخته و سوگوار وقتی در آستانۀ نوروز سپاهيان «قُتيبه» (سردار عرب) نیز سيستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ‌نواز،در کوی و برزنِ شهر – که غرق خون وُ آتش بود – از کشتارها و جناياتِ «قُتيبه» قصّه‌ها می‌گفت و اشکِ خونين از چشمِ بازماندگان جاری می‌ساخت و خود نيز،خون می‌گريست و آنگاه، بر چنگ می‌نواخت و می‌خواند:

 

«با اينهمه غم

در خانۀ دل

اندکی شادی بايد

که گاهِ نوروز است

اندکی شادی بايد/ که گاهِ نوروز است.»  


۱ – ملاحظاتی در تاریخ ایران،علی میرفطروس،نشر فرهنگ،کانادا،۱۹۸۸= ۱۳۶۶،صص۴۸ ،۷۴ و۸۰




تارنمای دکتر علی میرفطروس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر