۱۳ خرداد ۱۴۰۵

تاریخ و فرهنگ ایران - رازگشایی از آتشکده‌ی ویگُل؛ ناگفته‌هایی از یک تالار آیینی بی‌مانند

پیدا کردن تالاری ۱۴ متری با ۱۰ جفت پایه‌ی گچی، درگاه و کلون در آتشکده‌ی ویگل، باستان‌شناسان را به این برآیند رسانده که با فضایی روبه‌رو هستند که نه‌تنها در میان آثار ساسانی نمونه‌ای برای آن شناخته نشده، بلکه می‌تواند نگاه رایج به سازماندهی فضاهای دینی و آیینی آن دوره را دگرگون کند و به چالش بکشد. فضایی که به‌گفته‌ی سرپرست کاوش این محوطه، احتمالا برای نگهداری و دریافت پیشکش‌ها به‌کار می‌رفته، اما هنوز کارکرد دقیق آیینِ در پیوند با آن به‌درستی روشن نیست.
IMG 20260603 WA0001

گزارش پیش‌رو گفت‌گویی  با دکتر محسن جاوری، سرپرست گروه باستان شناسی محوطه‌ی تاریخی «ویگل» است. 

گفت‌وگو را از پایه‌های به‌دست‌آمده در تالار آتشکده آغاز می‌کنیم.  آرایش 10 جفت پایه‌ی گچی با کدام الگوی کلاسیک مهرازی (:معماری) دینی ساسانی در پیونداست؟
– تاکنون در هیچ‌کدام از آثار ساسانی چنین فضایی شناسایی نشده است. مجموعه‌ی آتشکده‌ی ویگل داده‌هایی دارد که هم از دید فضا و هم چیدمان، در میان آثاری که پیش‌تر کشف شده، بی‌مانند است و تازگی دارد.

این چیدمان می‌تواند برداشت ما از سازماندهی فضاهای دینی و آیینی آن دوره را دچار دگرگونی ‌کند؟
– بله، چنین است. ما تاکنون چنین چیزی نداشته‌ایم. فضایی که به دست آورده‌ایم، تالاری است که نزدیک به 14 متر درازا و 3 متر پهنا دارد. 10 جفت پایه گچی نیز در آن موجود است. گمان می‌کنیم یک جفت دیگر بوده که از میان رفته است. به گمان ما این پایه‌ها 11 جفت بوده؛ یعنی 22 میز اینجا بوده است. دو تای آ‌ن‌ها در ورودی آتشکده، از کف کنده شده است و دیگر میزها از کمر شکسته شده است. یک میز شکسته هم در گوشه‌ی تالار داریم. در آن عکسی هم که موجود است، در گوشه‌ی تالار، نیمه‌ی دوم یکی از میزها دیده می‌شود. به‌درستی می‌دانیم که میزها 68 سانتی‌متر از زمین بلندا (:ارتفاع) داشته و چهارگوش بوده و جفت‌جفت کنار هم جای می‌گرفته است. این میزها را از یک سر تا سر دیگر تالار چیده بوده‌اند.
آثاری از یک درگاه و کلون نیز در این‌جا هست. چیزی که در دوره‌ی اسلامی و حتا تا زمان نزدیک به مادر مهرازی ایرانی کاربرد داشته است. بدین‌گونه که در ورودی خانه‌ها کلونی بوده که از کنار آن دست‌شان را به درون می‌بردند و از داخل کلید چوبی کلون را باز می‌کردند. نشانه‌های این کلون را در آثار به دست آمده داریم. به سخن دیگر، جایگاه کلون در درگاه هست. این نشان می‌دهد که تالار آتشکده ویگل همگانی (:عمومی) نیست، چون در و درگاه و کلید دارد. بنابراین یک تَن کلیددار هم داشته است.
آیینی در دین زرتشتی داریم به نام «مَیِز». کلمه‌ی «میز» از مِیِز گرفته شده و واژه‌ی «میزبان» نیز از همین است. یعنی کسی که نگهبان (:مراقب) میز است. ما در این آثار میزبان را داریم. یعنی کسی که کلید دارد و نگهبان میزها است. به گمان من، این تالار اتاقی برای پیشکش‌ها بوده است.

IMG 20260603 WA0000

این تالار به‌جای فضایی آیینی ، جایی برای گرفتن و نگهداری نذرها و پخش (:توزیع) آن‌ها بوده است.
– برای توزیع، نه. مردم به آن‌جا می‌آمدند و پیشکش‌هایی می‌دادند. موبدها هم پیشکش‌ها را روی میز می‌گذاشتند. این‌که آیا پیشکش‌ها در دسترس مردم قرار می‌گرفته یا نه؟ هنوز نمی‌دانیم. چون این آیین هنوز در فضای مهرازی ساسانی ناشناخته است و جای دیگری نمونه‌ای از آن به دست نیامده که بگوییم چه رویدادی در آن‌جا در جریان بوده است. این هم که آیا پیشکش‌ها را به عنوان نذری به مردم می‌دادند یا کمکی به مستمندان بوده است، باز نمی‌دانیم. آیا چنان آیینی برپایه‌ی دین زرتشتی است؟ این هم برای ما ناشناخته است.

آیا باید کاوش‌های بیشتری انجام شود تا روشن‌تر به کارکرد این فضا پی ببریم؟
– نه؛ ما دیگر چیزی برای کاوش در تالار آتشکده نداریم. هر آگاهی‌ای که باید به دست بیاریم، موجود است. تنها نمی‌دانیم آیینی را که انجام می‌شده، چیست. اگر گزارشی از دوره‌ی ساسانی به ما رسیده بود، یا آیینی از دین زرتشتی به این شکل به‌جا مانده بود، یا نمونه‌ی دیگری از این آتشکده داشتیم، می‌توانستیم گزارش کنیم که برپایه‌ی بازگفت‌ها (:روایت‌ها) در دوره‌ی ساسانی چنین آیینی بوده است. اینکه پیشکش‌ها چه بوده است، آیا گندم یا جو یا دیگر فرآورده‌های کشاورزی بوده یا میوه و گوشت، باز ناشناخته است، اما چون سازه در و دربند دارد پس مدیریت می‌شده است.

IMG 20260603 WA0002

 آیا الگویی که در شمار و چیدمان میزهای تالار هست با نمادگرایی اعداد در آیین‌های زرتشتی پیوند دارد؟
– هنوز چیزی نمی‌دانیم. یک فضای خالی میان میزها و سکو هست، گمان ما این است که می‌تواند یک جفت میز دیگر در این فضا بوده باشد. یعنی 11 جفت یا 22 میز. این گمان هم هست که این شماره نمادین بوده باشد. ما هنوز در آغاز کار هستیم. این را هم باید دید که اعداد 11 و 22 در آیین زرتشتی چه جایگاهی دارد.

 آیا ایعاد و چیدمان تالار ممکن است نشان‌دهنده‌ی گونه‌ی ویژه‌ای از حرکت آیینی، مانند طواف، باشد؟
– دور آتشکده دالان طواف هست. این‌جا هم دور میزها فاصله‌ای است که یک‌ تَن می‌تواند از یک‌سوی تالار برود و میزها را دور بزند و برگردد. اما نکته‌ این است که با توجه به این‌که درگاه داشته، در بسته می‌شده و اجازه‌ی ورود به هر کسی داده نمی‌شده است، نمی‌توان آن را فضایی همگانی مثلا برای طواف گمان کرد و شاید تنها موبدان به آن‌جا می‌رفتند.
در آتشکده یک بخش مرکزی داریم که آتشدان در آن جای می‌گرفته و پیرامون آتشکده در محوطه‌ی بیرونی دالان طواف را داریم. در یکی از این دالان‌ها آتشدان دومی داریم و یک میز چهارگوش که یک سنگ‌ساب روی آن جای داده شده است. ما این سنگ را به موزه برده‌ایم. شاید گیاه هومئه در این‌جا سابیده می‌شده که در دین زرتشتی بسیار سپند است. شاید هم در این اتاق، آیینی به اینگونه انجام می‌گرفته و سنگ برای سابیدن بوده است. گمان من این است که گیاه هومئه روی این میز سابیده می‌شده که در این‌جا موبدان آن را می‌سابیده‌اند و افشره‌اش را می‌گرفته‌اند و به عنوان تبرک به زیارت‌کنندگان می‌داده‌اند. آثار سوختگی در این دالان بسیار بود و نیز بازمانده‌های خاکستر. به گمان ما چوب در این‌جا مشتعل می‌شده است و پس از آن‌که پاکسازی انجام می‌گرفته به آتشدان مرکزی منتقل می‌شده، آتش پاک که دود ندارد.
یک رواق هم در آن‌جا داریم که بیرون محوطه‌ی بخش خاوری آتشکده قرار می‌گرفته است؛ با پنج تا دهانه و یک اتاق گنبددار کوچک. خود فضا چهارگوش است. نزدیک به 5/7 در 5/7 متر که گنبد بزرگی روی آن جای داشته است. در بخش دهانه‌ی جنوبی اثر 5 میز دیگر را داریم که گچی و گچ‌بری شده است و دو جفت صندلی که جای نشستن موبدها بوده. روی این‌ها باز پیشکش‌هایی گذاشته می‌شده است. هنوز هم در دین زرتشتی این آیین هست که محصولات سالانه را روی میز می‌گذارند و برای مردمان خواستار خیر و برکت می‌شوند. هر ساله این آیین برگزار می‌شده است.
نزدیک 4 یا 5 سنگ‌نبشته (:کتیبه) به خط پهلوی به دست آورده‌ایم که روی یکی از این سنگ‌نبشته‌ها این عبارت آمده است: «با گشاده‌روی بخت هدیه داد به آذرمُغ». این نوشتار بسیار خوش‌خط نوشته شده و خط پهلوی دوره‌ی نخست اسلامی بوده است نه پهلوی ساسانی. این نشان می‌دهد تا دستِ کم سده‌ی دوم مهی (:قمری) این آتشکده روشن بوده است.

 آیا نشانه‌ای از ثبت پیشکش‌ها به آتشکده را داریم؟
– این را می‌دانیم که کسی به موبدی پیشکش داده که نام او آذرمُغ بوده است. می‌گوید «با گشاده‌روی بخت». عبارت بسیار زیبایی است که امروز دیگر گفته نمی‌شود!. یک نکته‌ را فراموش کردم بگویم. می‌دانیم که این‌ آتشکده دستِ کم تا سده‌ی دوم مهی روشن بوده است، اما از رفتار آیینی در این محوطه درمی‌یابیم که یکی از استثنایی‌ترین آتشکده‌هاست. چون یک شهر بزرگ در کنار آن است. به گمان من در کنار این آتشکده‌ی بزرگ، شهری با دستِ کم صدهزار تَن، سکونت داشته‌اند.
از سنگ‌نبشته‌های به دست آمده این را هم درمی‌یابیم که آتش بهرام در این‌جا روشن بوده است. آتش بهرام یکی از آتش‌های بسیار سپند و ارزشمند در دوره‌ی ساسانی است.

 از دید شما مهم‌‍ترین پرسش بی‌پاسخ لایه‌های باقی مانده چیست؟
– چند نکته بسیار اهمیت دارد. بحث تغییر مذهب در ایران بسیار مهم بوده است. می‌دانیم هنگامی که اعراب بر ایران چیره می‌شوند، بخشی از مردم مسلمان می‌شوند و بخشی دیگر اجازه می‌یابند که بر دین خود باشند. آن‌ها با پرداخت جزیه، بر دین خود می‌ماندند. این رسم تا سده‌های گذشته، تا دوره‌ی قاجار ادامه پیدا کرده است. چون مبلغ جزیه بسیار بود، مردم آرام‌آرام تغییر مذهب می‌دادند. ما این کار را در این‌جا می‌بینم. یعنی شهری است که دوره‌ی انتقال از دوره‌ی ساسانی به دوره‌ی اسلامی و تغییر ساختارهای شهر در آن نمایان است. تنها جایی در این دگرگونی را می‌توانیم رصد کنیم این محوطه است. ما تنها آتشکده را کاوش کرده‌ایم، در حالی‌که یک شهر بزرگ زیر پای ماست.
از سویی هنگامی که تغییر مذهب رخ داده است ما با یک رویداد جالب روبه‌رو هستیم. این‌که پرسیده شود که یکی از میزهای به دست آمده، شکسته است، پس دیگر میزها کجاست؟ و چرا این میزها را شکسته‌اند؟ پاسخش این است که وقتی که تغییر مذهب دادند در واپسین روزها که می‌خواستند آتشکده را ترک کنند، برای پاس‌داشت آتشکده و داده‌های آن، بخش بالایی میزها را درآورده‌اند، در دهانه‌ی آتشکده گذاشته‌اند و با خشت و گِل پوشانده‌اند، برای این‌که کسی نتواند وارد آنجا بشود.

می‌توان به این برآیند رسید که پس از تغییر دین مردم آن گستره، با یک دگرگونی کاربری سازمان‌یافته روبه‌رو هستیم؟
– نمی‌تواند تغییر کاربری باشد، فضا را برای همیشه بسته‌اند. میزهایی که در کاوش‌ها به دست آوردیم و اکنون در موزه نگه‌داری می‌شود، سالم هستند. تمامی ورودی‌های آتشکده را هم بسته‌اند. آنقدر هم ورودی‌ها را محکم بسته‌اند که ما برای باز کردن آن ناچار از قلم و چکش استفاده کردیم. بخش‌هایی از این فضای بسته شده را به عنوان گواه نگه داشته‌ایم. این وارون آن چیزی است که برخی می‌گویند همه‌ی آتشکده‌ها به مسجد تبدیل شدند. در این‌جا هرگز چنین رویدادی رُخ نداده است. هنگامی که شهر به دوره‌ی اسلامی ورود کرده مردم جابه‌جایی انجام داده‌اند و با دویست متر اختلاف از این‌ گستره، شهر دوره‌ی اسلامی را شکل داده‌اند و این‌جا را با احترام تمام ترک کرده‌اند.

 از گفته‌های شما می‌توان این برداشت و دریافت را داشت که این‌ گستره در آغاز یک مجموعه‌ی استقراری مذهبی بوده که شهر پیرامون آن شکل گرفته است.
– بله. این را می‌دانیم که تا سده‌ی دوم مهی این آتشکده روشن بوده است. به عنوان کاوش‌گر این‌ محوطه که سه فصل حفاری کرده‌ام، می‌گویم که به 50 درصد بافت این سازه‌ی مذهبی (آتشکده) دست یافته‌ایم. 50 درصد دیگر آن باقی مانده است. هربار که ما کاوش می‌کنیم با داده‌های بسیار تازه‌ای روبه‌رو می‌شویم و آگاهی‌های تازه‌ای را درباره‌ی دین زرتشت به دست می‌آوریم. داده‌هایی که به ما می‌گوید آگاهی‌های پیشین نیاز به بازنگری دارد. ما دریافته‌ایم که در دوره‌ی ساسانی درایران مرکزی یک کانون بزرگ مذهبی وجود داشته است. ما در محدوده‌ی کاشان، آتشکده‌های نیاسر، خرم‌دشت و آتشکده‌ی نطنز را داریم. در قم آتشکده‌ی نویس یا بُرزو را داریم. در محلات یا نزدیکی دلیجان آتشکده‌ی آتش‌کوه را داریم. پس با مجموعه‌ی بسیاری از آتشکده‌ها در گستره‌ی مرکزی ایران روبه‌رو هستیم. این‌ها بی‌سبب نیست و نشان می‌دهد که این گستره در دوره‌ی ساسانی از دید مذهبی بسیار ارزشمند بوده، اما در متن‌هایی که در دسترس ماست از آن یاد نشده و ناشناخته مانده است. در استان فارس که پایتخت سیاسی ساسانیان بوده با آثار و داده‌های بسیاری درباره دین زرتشتی روبه‌رو هستیم که همواره به آن پرداخته شده است. این در حالی‌ست که نشانه‌های باستان‌شناسی این را به ما می‌گوید که بخش مرکزی ایران هم در این دوره دارای جایگاهی ویژه بوده است که امیدوارم بیش‌تر به آن پرداخته شود.

یادآور می‌شود آتشکده‌ی «ویگل» در منطقه‌ای در بخش خاوری بیدگل (آران و بیدگل) در نزدیکی کاشان جای دارد. 



خبرنگار امرداد: نگار جمشیدنژاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر