۳۰ خرداد ۱۴۰۵

زبان ایرانی - قطب‌نمای راه واژه‌سازان

زنگ بیسیکلت، هفاهف موتوسیکلت / زین دو بتر طاق‌طاق گاریِ بی‌دین

حالیا وقت نداریم به دیدار و سلام / آنچه راپورت رسیده است بماند تا شام

دو بیت بالا از ملک‌الشعرا بهار است. هرکدام از این بیت‌ها در شعری آمده و داستانی دارد. در اینجا، واژه‌های «بایسیکلت» و «راپورت» را در شعر نامدارترین ادیب آن روزگار می‌بینیم. این نشان می‌دهد که این دو واژه در زبان توده‌ی مردم جا افتاده بوده، چنان‌که سراینده بهره گرفتن از آن‌ها را بهنجار دیده است. بی‌گمان واژه‌های «دوچرخه» و «گزارش» جای این دو واژه نمی‌نشستند، اگر:

۱. رسانه‌ی ملی (صداوسیما) و دیگر رسانه‌های همگانی پیش از انقلاب از آن‌ها پشتیبانی نمی‌کردند.

۲. خوش‌ساخت و معنادار نمی‌بودند.

فارسی‌زبانان معنای دوچرخه را درمی‌یابند. «گزارش» هم در متن‌های کهن به کار رفته و ریشه‌اش روشن است. اگر واژه‌های پیشنهادی داریوش آشوری، به‌وارونه‌ی واژه‌سازی‌های بسیاری از هم‌روزگارانش، بخت بیشتری داشته و به کار می‌روند، به‌سبب دارا بودن همین ویژگی‌هاست.

دیگر آنکه سرنوشت همین دو واژه نشان می‌دهد که ایستادگی نوواژه‌هراسان در برابر هر نوواژه‌ای چه اندازه نادرست و خشک‌مغزانه است. به‌تازگی، فرهنگستان واژه‌ی «گوشینه» را برابر «هدفون» برگزیده است. این برابرنهاد بهتر از نمونه‌های پیشین است و همه‌ی گونه‌های این ابزار را دربرمی‌گیرد. واژه «هوشواره» نیز چنین است: خوش‌ساخت و معنادار است. باید امیدوار بود که همان‌گونه که «ماهواره» جای «قمر مصنوعی» را گرفت، «هوشواره» هم جای «هوش مصنوعی» را بگیرد.

ترانمایی (شفافیت) و خوش‌ساختی

اکنون، در آغاز سده‌ی پانزدهم خورشیدی، داستان واژه‌سازی از زیر تیغ نقد بزرگانی چون اقبال آشتیانی و صادق هدایت و… گذشته و تندرست بیرون آمده است. بسیاری از آن واژه‌هایی که این بزرگان با ریشخند درباره‌شان سخن می‌گفتند، این روزها چنان به کار می‌رود که کسی نمی‌داند این‌ها زمانی نوواژه بوده‌اند. اگر به ویژگی‌هایی واژه‌هایی که در زبان مردم جا افتاده‌اند نگاه کنیم، می‌بینیم که همگی معنای روشن دارند و خوش‌ساخت‌اند. به دیگر سخن، از میان آن‌همه واژه‌ای که در این یک سده ساخته شده،‌ چه در فرهنگستان و چه بیرون از آن، مردم فارسی‌زبان به واژه‌های ترانما (شفاف) گرایش نشان داده‌اند. گاهی بخش‌های گوناگون واژه روشن است، همچون «هواپیما»، «شهرداری» و… گاهی نیز چون از دل سنت می‌آید و تاریخچه دارد (واژه‌گزینی)، پذیرفته می‌شود، ‌همچون «ویراستن».

کم‌وبیش، هیچ‌کدام از واژه‌هایی که خوش‌ساخت یا ترانما نبوده‌اند و یا بر پایه‌ی دستور زبان فارسی ساخته نشده‌اند، بخت پذیرش و ماندگاری هم نداشته‌اند. این همان نکته‌ی باریک‌تر از مویی است که واژه‌سازان باید آن را پیش چشم بدارند. واژه‌های پذیرفته‌شده، به‌ویژه واژه‌هایی که در آغاز بر سرشان درگیری و ناهم‌داستانی بود (مانند دانشگاه و دادگستری و…)، هرکدام قطب‌نماهایی هستند که راه درست واژه‌سازی را می‌نمایند.


 عباس سلیمی آنگیل، دبیر کارگروه آسیب‌شناسی پارسی‌انجمن - تارنمای پارسی انجمن

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر