۱۷ مرداد ۱۴۰۵

زبان پارسی و خوره‌ای به نام طالب

این‌که ساکنان افغانستان از اقوام مختلف، در ارتباطات میان‌قومی خود غالباً از زبان فارسی استفاده می‌کنند، نشان‌دهندۀ حضور فعال این زبان به عنوان زبان میانجی است؛ نقشی که صدها سال است زبان فارسی آن را حفظ کرده است. البته در یک قرن گذشته، تلاش‌های منسجمی صورت گرفته تا نقش آن در سپهر سیاست و فرهنگ کشور تضعیف شود.

این کوشش‌ها هرچند با موفقیت کامل همراه نبوده، لیکن به تزلزل جایگاه زبان فارسی در افغانستان منجر شده است. فعلاً فارسی در این کشور در سخت‌ترین دوران خود قرار دارد. بعید نیست سیاست‌های زبانی و فرهنگی حاکمیت‌ها به مرور زمان نقش سنتی زبان فارسی را تضعیف و زبان پشتو را جایگزین آن به عنوان زبان میانجی کند. در صورت تحقق این سناریو، طبیعی خواهد بود که اهل قلم و سخن برای جذب مخاطب بیشتر به استفاده از زبان پشتو روی بیاورند. شواهد و قرائن بیانگر آن است که جریان امور به سمت جایگزین شدن تدریجی فارسی با پشتو پیش می‌رود. واضح است که همواره سیاست حاکمیت‌ها عامل تعیین‌کننده در برکشیدن یا براندازی زبان‌ها بوده است. در این میان، آن‌چه مایۀ تأسف خواهد بود محروم شدن جامعۀ افغانستان از میراثی گران‌سنگ و گنجینه‌ای بی‌بدیل است که زبان فارسی آیینه‌دار آن است.

عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیب‌شناسی پارسی‌انجمن): آنچه در بالا خواندید، نوشته‌ی مهران موحد بود. ایشان اهل پنجشیر و از اندیشمندان دینی و پژوهشگران فارسی‌دان افغانستانی است. آن صفت دینیِ پس از «اندیشمند» را آگاهانه آوردم تا کسی نپندارد که او از روشنفکران دین‌ستیز است و از سر دشمنی با گروه طالب چنین سخنی بر زبان رانده.

آن دستی که زبان فارسی را از هندوستان زدود و آن پایی که این زبان را در سغد و خوارزم و قفقاز و… لگدمال کرد،‌ هم‌اکنون هر دو در افغانستان سرگرم کارند و به مرزهای استان خراسان رسیده‌اند. گروهک طالب از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کند: از ممنوعیت زبان فارسی گرفته تا کوچ اجباری و کشتار فارسی‌زبانان کار روزمره‌ی این اهریمن‌خویان شده است.

خردی که آسیب ندیده باشد، سری که سودایی نشده باشد، مخی که تاب برنداشته باشد، می‌داند که ایران و ایرانی باید در برابر این بیداد بایستد. هم به آن انگیزه‌های انسان‌دوستانه‌ای می‌شود استناد کرد که شامل فلسطینیان و دیگر عرب‌زبانان منطقه می‌شود و هم به منافع ملی مردم ایران. بالاخره در قانون اساسی ایران زبان فارسی زبان رسمی است و گروهک طالب شمشیر را برای این زبان از رو بسته است. نمی‌گوییم کاری که ترکیه در قبرس و قفقاز کرد بکنند، دست‌کم از این گروهک ایران‌ستیز افسارگسیخته پشتیبانی نکنند. طالب «جنبش اصیل منطقه» نیست؛ گروهکی فرهنگ‌ستیز، زیبایی‌ستیز و ایران‌ستیز است که چند دهه غارنشینی و آدم‌کشی در کارنامه‌ی خود دارد و اکنون نیز کمر به نابودی زبان شهرآینی (تمدنی) فارسی بسته است.

اگر نابودی زبان فارسی شاخک‌ها را نمی‌جنباند و از مهر به این «جانیان اصیل منطقه» نمی‌کاهد، بهتر است بدانند که بیشتر این مردمی که از خانه و زندگی خود کوچانده می‌شوند از شیعیان افغانستان‌اند. یک بار دوست هزاره‌ای (از شیعیان افغانستان) به شوخی می‌گفت: «ای کاش ما هم عرب وهابی بودیم و عکس صدام بر در و دیوار شهرها و خانه‌هامان خودنمایی می‌کرد، آن‌وقت ممکن بود شما ایرانی‌ها نیم‌نگاهی هم به بدبختی‌های ما بیندازید!»

از مسئولیت فرمان‌روایان بگذریم! در شگفتم از این لشکر ماهانه‌بگیری که در این‌همه دانشکده و پژوهشگاه و فرهنگستان و… از خوان ادبیات فارسی روزی می‌خورند و این‌گونه خاموش‌اند. گروهک طالب چند سالی است که سرگرم فارسی‌ستیزی است. از سنگ ناله خاست و از اینان نه! دور از جان آدم‌حسابی‌های این میدان، مگر رونویسی مقاله‌های تکراری چقدر وقت‌گیر است که نمی‌توانید چهار خط در دفاع از زبان فارسی بنویسید؟

نباید آنچه بر فارسی در سمرقند و بخارا رفت، در روزگار ما در کابل و بلخ و هرات و… دوباره شود. 




تارنمای پارسی انجمن

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر