۲۶ شهریور ۱۴۰۵

زیست بوم ایران - بوستان چیتگر زیر تیغ اهریمن، 30 هزار درخت سرنگون شدند

درختان چیتگر یکی‌یکی از چرخه فضای سبز تهران خارج می‌شوند؛ تصاویری از تنه‌های بریده‌شده و قطعات خالی این بوستان جنگلی، بار دیگر نگرانی‌ها درباره سرنوشت جنگلی را که از دهه ۴۰ برای تهران ساخته شد، افزایش داده است.

درحالی‌که شهرداری، قطع درختان را بخشی از عملیات بهداشتی برای حذف درختان خشک و آلوده و جایگزینی آن‌ها با نهال‌های سازگار می‌داند، منابع‌طبیعی از کاهش شدید حقابه، وقفه در آبیاری و نقش تنش آبی در خشکیدگی چیتگر می‌گوید. همزمان، درباره قطع برخی درختان پرونده قضایی تشکیل شده است. حالا پرسش اصلی این است: چند درخت قطع شده، چرا به این مرحله رسیده‌اند و چه تضمینی برای تکرار نشدن این چرخه وجود دارد؟

برای بسیاری از تهرانی‌ها، چیتگر تنها یک پارک‌جنگلی در باختر پایتخت نیست، زیرا آنجا بخشی از خاطره جمعی آن‌هاست. جایی برای گام‌زدن، دوچرخه‌سواری و فرار کوتاه از هوای آلوده‌ی تهران. اما اکنون تصویری که از این بخش از شهر منتشر می‌شود، با آن‌چه مردم سال‌ها از چیتگر به‌یاد دارند، فاصله گرفته است. تنه‌های خشکیده، درختان بریده‌شده و بخش‌هایی که جای خالی درختان در آنها بیش‌تر از همیشه به‌چشم می‌آید، دوباره نگرانی‌ها درباره‌ی آینده‌ی این بوستان را بالا برده است.

ماجرای چیتگر البته تنها به امسال بازنمی‌گردد. چیتگر سال‌هاست با کمبود آب، آفت و دشواری نگهداری دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما اکنون با مطرح‌شدن بریدن هزاران درخت، یک پرسش قدیمی دوباره به‌میان آمده است که بر سر جنگل غرب تهران چه آمده و چرا کار به جایی رسیده که بخشی از درختان آن باید از چرخه‌ی فضای سبز پایتخت بیرون شوند؟ 

بریدن 30 هزار درخت چیتگر

به گزارش تارنمای جهان صنعت، در روزهای گذشته، گزارش‌هایی درباره‌ی بریدن گسترده‌ی درختان این بوستان منتشر شد و عدد 30 ‌هزاراصله درخت نیز در این گزارش‌ها به میان آمد. شهرداری تهران می‌گوید این کار در چارچوب طرحی برای حذف درختان آلوده و جایگزینی آن‌ها با نهال‌های سازگار انجام شده است. در برابر، منابع‌طبیعی تهران از سال‌ها کاهش حقابه، آبیاری نامناسب و خشکیدگی بخشی از درختان سخن گفته و حتا از تشکیل پرونده‌ی قضایی درباره بریدن برخی درختان خبر داده است. ماجرای چیتگر اما تنها به چند تصویر و چند روز گذشته بازنمی‌گردد. این بوستان نزدیک به شش‌دهه است که بخشی از چهره‌ی باختر تهران به‌شمار می‌رود و از همان آغاز با هدف توسعه‌ی فضای سبز و جنگل‌کاری در پایتخت شکل گرفت. جنگل‌کاری چیتگر از سال ۱۳۴۲ آغاز شد و تا سال ۱۳۴۸ ادامه داشت. این مجموعه امروز یکی از پهنه‌های بزرگ جنگلی تهران است و بخش درخور نگرشی از پوشش آن را گونه‌های سوزنی برگ، به‌ویژه کاج تشکیل می‌دهد.

وقتی آب کم شد

یکی از مهم‌ترین اعداد بازگو‌شده درباره‌ی چیتگر، حقابه‌ی این بوستان است. رضا بیانی، مدیرکل منابع‌طبیعی استان تهران، در شهریور ۱۴۰۵ چنین بازگو کرد که حقابه‌ی چیتگر در گذشته نزدیک به یک مترمکعب بر ثانیه بوده اما این میزان در سال ۱۴۰۲ نزدیک به 10 لیتر بر ثانیه کاهش پیدا کرده است. به‌گفته‌ی او، قرار بود برای جبران این کمبود، آب کمکی به پارک آورده شود اما این رویداد در آن برهه انجام نشد. او بازگو کرده که پس از پیگیری‌های اداری و قضایی، میزان آب اختصاص‌یافته اکنون نزدیک به ۷۰ لیتر بر ثانیه رسیده است. این اعداد تصویر روشنی از ژرفای دگرگونی وضعیت آب چیتگر ارایه می‌کنند. اگر عدد بازگو شده ازسوی منابع‌طبیعی را پایه قرار دهیم، حقابه‌ی بوستان از نزدیک به هزار لیتر در ثانیه به 10 لیتر رسیده است؛ یعنی کاهش بسیار شدید منابع آبی در زمانی که درختان این مجموعه همچنان به آب نیاز داشته‌اند.

بیانی درباره‌ی وضعیت درختان گفته است بخشی از درختان سوزنی‌برگ چیتگر به پایان عمر زیستی خود رسیده‌‌اند، اما بخش دیگری به‌سبب درنگ درازمدت در آبیاری، خشک شده‌اند‌. برپایه‌ی توافق میان منابع‌طبیعی و شهرداری نیز قرار است درختان خشک‌شده پس از نشانه‌گذاری با نهال‌های نزدیک به چهارساله و گونه‌های بومی با نیاز آبی کمتر، جایگزین شوند. این یعنی در بازگفت رسمی منابع‌ طبیعی، همه‌ی درختان بریده‌شده را نمی‌توان به یک سبب دانست. بخشی از آن‌ها ممکن است به پایان عمر زیستی رسیده باشند و بخشی دیگر در نتیجه‌ی تنش آبی و وقفه در آبیاری آسیب دیده باشند. اما پرسش اصلی همچنان به‌جا است که چرا کار به جایی رسیده‌ایم که‌ هزاران درخت باید از چرخه‌ی فضای سبز تهران بیرون شوند؟

سوسک پوست‌خوار وارد شد

بحران چیتگر تنها بحران آب نیست. آفت نیز در سال‌های گذشته به یکی از واژه‌های تکرارشونده در گزارش‌های وابسته به این بوستان تبدیل شده است. شهردار منطقه ۲۲ تهران در گزارشی درباره وضعیت چیتگر گفته بود آلودگی شماری از درختان به آفت سوسک‌چوب‌خوار، در پی تنش آبی شدید و رسیدگی نامناسب، به‌ویژه در پایان دهه‌ی ۱۳۹۰ ایجاد شد. برپایه‌ی این بازگفت، نزدیک به ۱۰۰اصله درخت در آغاز دچار آفت شدند و به‌سبب جابه‌جا نشدن به‌هنگام، آلودگی به چند‌هزار اصله درخت دیگر گسترش پیدا کرد. در امرداد ۱۴۰۴ نیز معاون برنامه‌ریزی اداره کل منابع‌طبیعی و آبخیزداری استان تهران درباره خطر خشکیدگی و گسترش آفت سوسک‌پوست‌خوار در پارک‌های جنگلی تهران هشدار داده بود. او تنش آبی و آبیاری نامناسب را از سبب‌های اصلی وضعیت موجود عنوان کرده بود و پافشاری داشت که در صورت به‌جا‌ماندن درختان آلوده، آفت می‌تواند دیگر بخش‌های جنگل‌های تهران را درگیر کند. به سخن دیگر، چرخه‌ای شکل گرفته است که نقطه‌ی آغاز آن کمبود آب است اما پیامد آن تنها خشک‌شدن درخت نیست. درختی که تحت تنش آبی قرار می‌گیرد، سست‌تر می‌شود و آسیب‌پذیری آن دربرابر آفات افزایش پیدا می‌کند. سپس آفت می‌تواند به درختان دیگر منتقل شود و درنهایت، بخشی از پوشش گیاهی نیازمند حذف می‌شود. این همان برهانی است که اکنون برای بریدن درختان آلوده چیتگر بازگو می‌شود.

۳۰‌هزار درخت؛ یک عدد بزرگ

در شهریور ۱۴۰۵، انتشار تصاویر مربوط به بریدن گسترده‌ی درختان چیتگر بار دیگر این موضوع را خبرساز کرد. گزارش‌های منتشرشده در آغاز شهریورماه سال‌جاری، از بریدن و جمع‌آوری گسترده‌ی درختان خبر داده و شمار 30 ‌هزاراصله درخت بازگو شده است. شهرداری این کار را بخشی از سومین کار بهداشتی و پرورشی نابودی درختان آلوده و کاشت نهال‌های سازگار با بوستان جنگلی چیتگر بازگو کرده است اما خود شمارهگان ۳۰‌هزار هم نیازمند توضیح است. در بازگفت‌های رسمی شهری و منابع‌طبیعی، اعداد گوناگونی در سال‌های گذشته درباره‌ی درختان خشک، آلوده یا بریده‌شده آورده شده است. در آبان ۱۴۰۴ نیز معاون فنی اداره کل منابع‌طبیعی تهران از خشکیدگی و بریدن نزدیک به ۹ تا ۱۰‌هزاراصله درخت در چیتگر در پی آبیاری نامناسب و آفت سوسک‌پوست‌خوار سخن گفته بود. اکنون در شهریور ۱۴۰۵ از ۳۰‌هزار درخت سخن گفته می‌شود؛ عددی که اگر وابسته به همه‌ی کارهای اخیر باشد، نیازمند ارایه جزییات باریک‌نگرانه درباره‌ی شمار درختان خشک، شمار درختان آلوده، گستره‌ی عملیات و شمار نهال‌های جایگزین است، چراکه برای افکار عمومی تفاوت زیادی میان «بریدن ۳۰‌هزاردرخت سالم» و «حذف ۳۰‌هزاردرخت خشک و آلوده» وجود دارد. در گونه‌ی نخست، موضوع یک بحران مدیریتی و زیست‌محیطی با ابعاد گوناگون است و در گونه‌ی دوم، بریدن می‌تواند بخشی از فرآیند بهداشت جنگل باشد. مساله این‌جاست که شهروندان برای شناخت این دو وضعیت، به آگاهی‌های باریک‌بینانه‌ای نیاز دارند.

شهرداری چه می‌گوید؟

بازگفت شهرداری بر یک نکته‌ی آشکار استوار است؛ درختان بریده‌‌شده، درختان آلوده و خشک‌شده بوده‌اند و ادامه‌ی بودن آن‌ها می‌توانسته سلامت دیگر درختان را تهدید کند. در همین چارچوب، کار انجام‌شده نه یک بریدن گسترده برای دگرگونی کاربری، بلکه طرحی برای حذف درختان آلوده و جایگزینی آن‌ها با گونه‌های سازگار شناسانده شده است. گزارش‌های منتشرشده همچنین از برنامه‌ی کاشت درختان جدید در جای درختان خارج‌شده خبر می‌دهند. در یک گزارش، معاون خدمات شهری منطقه ۲۲ بازگو کرده بود که درختان آفت‌زده از آغاز اسفند سال پیش توسط منابع‌طبیعی بریده  و از پارک بیرون برده شده‌اند و به‌سبب طولانی‌شدن فرآیندهای اداری و قانونی، کاشت در برخی قطعات با دیرگرد روبه‌رو شده است. ازسوی‌دیگر، معاون خدمات شهری و محیط‌زیست شهرداری تهران نیز کمبود آب و ضعف کارهای برخی پیمانکاران را از سبب‌های خشکیدگی چیتگر و سرخه‌حصار بازگو کرده است. بنابراین حتا در بازگفت مدیریت شهری نیز کمبود آب در میان سبب‌های اصلی وضعیت کنونی جای دارد.

پرونده‌ی قضایی چه می‌گوید؟

در میان تمام آگاهی‌های منتشرشده، تشکیل پرونده‌ی قضایی درباره بردین برخی درختان، بخش مهم دیگری از ماجراست. مدیرکل منابع‌طبیعی تهران در شهریور ۱۴۰۵ بازگو کرد که درباره‌ی بریدن برخی درختان چیتگر پرونده‌ی قضایی تشکیل شده و موضوع در دست پیگیری است. او پافشاری کرده در صورت وقوع تخلف، منابع‌طبیعی و دستگاه قضایی ورود خواهند کرد. همزمان گفته شده مدیریت و نگهداری هشت‌پارک‌جنگلی پایتخت در اختیار شهرداری است، در حالی که اسناد مالکیت این بوستان‌ها همچنان دراختیار منابع‌ طبیعی است. این جداسازی مسوولیت، ارزش بسیاری دارد. مالکیت و مدیریت، دو موضوع جداگانه هستند و دربار‌یه چیتگر هر دو دستگاه در ساختار تصمیم‌گیری نقش دارند. هنگامی که درباره‌ی خشک‌شدن یا بریدن درختان سخن گفته می‌شود، نمی‌توان تنها با یک عنوان کلی مانند «شهرداری» یا «منابع‌طبیعی» تمام زنجیره مسوولیت را گزارش کرد. از برآوردن آب گرفته تا نگهداری، کنترل آفات، نشانه‌گذاری درختان، صدور مجوز و کاشت جایگزین، هر مرحله نیازمند مشخص‌بودن مسوولیت است.

جایگزینی پایان ماجرا نیست

یکی از پرسش‌های اصلی شهروندان این است که پس از بریدن درختان چه رویدادی  برای زمین‌های خالی می‌افتد؟ کاشت نهال حتا اگر بی‌درنگ انجام شود، به‌معنای بازگشت فوری یک درخت چندده‌ساله نیست. درختی که امروز بریده می‌شود، چه‌بسا ده‌ها سال سن داشته باشد، درحالی‌که نهال جایگزین برای رسیدن به همان اندازه و کارکرد، به سال‌ها زمان نیاز دارد. به‌همین‌ سبب، نباید برنامه جایگزینی تنها با بازگویی شمار نهال‌ها سنجیده شود. گونه درختی، میزان آب موردنیاز، کیفیت خاک، زمان کاشت، میزان بقا و شیوه‌ی نگهداری نهال‌ها نیز ارزش دارد. منابع‌طبیعی بازگو کرده که قرار است از گونه‌های بومی با نیاز آبی کمتر بهره برده شود. این تصمیم، در شرایط کم‌آبی تهران، از دید مدیریت منابع آب درخور نگرش است اما موفقیت آن به این بستگی دارد که آب موردنیاز همین نهال‌ها در سال‌های بعد چگونه برآورده خواهد شد.

چیتگر فقط یک بوستان نیست

چیتگر برای تهران تنها جایی برای سرگرمی پایان هفته نیست. این مجموعه بخشی از شبکه فضای سبز باختر پایتخت است؛ شبکه‌ای که در شهری با آلودگی هوا، رشد جمعیت، گسترش ساخت‌وساز و افزایش فشار بر منابع آبی، ارزش بیشتری پیدا می‌کند. درختان چیتگر حاصل یک فرآیند چندده‌ساله‌اند. جنگل‌کاری آن از دهه‌ی ۴۰ آغاز شد و نسل‌هایی از شهروندان تهران این بوستان را با همان تصویر آشنای درختان بلند و راه‌های سبز شناخته‌اند. به‌همین‌ سبب، کاهش پوشش درختی آن تنها یک رویداد مربوط به فضای سبز منطقه ۲۲ نیست؛ تغییری در بخشی از سرمایه طبیعی و شهری تهران است. اکنون مساله اصلی دیگر تنها این نیست که چند درخت بریده شده است. پرسش بزرگ‌تر این است که چرا کار به جایی رسیده که چنین حجم بزرگی از درختان خشک یا آلوده شده‌اند و چه تضمینی وجود دارد که نهال‌های جایگزین چند سال دیگر با همان بحران روبه‌رو نشوند. تصاویر منتشرشده از چیتگر، یک واقعیت قابل دیدن را نشان می‌دهد؛ بخشی از درختان خشک‌ شده و بخشی نیز بریده شده‌اند اما پشت این تصویر، مجموعه‌ای از پرسش‌های باریکی وجود دارد که پاسخ آن‌ها می‌تواند ابعاد ماجرا را روشن‌تر کند.

شمار دقیق درختان بریده‌شده چه اندازه است؟ از این شمار، چند درخت خشک و چند درخت آلوده بوده‌اند؟ چه میزان از خشکیدگی به کمبود آب وابسته است و چه میزان به پایان عمر زیستی درختان؟ آفت از چه زمانی شناسایی شد و چه کارهایی برای جلوگیری از گسترش آن انجام شد؟ درختان بریده‌شده در چه قطعاتی جای داشتند؟ چه تعداد نهال جایگزین شده و چه تعداد قرار است کاشته شود؟ میزان آب اختصاص‌یافته به چیتگر اکنون چقدر است و آیا این میزان برای نگهداری درختان موجود و نهال‌های جدید بسنده خواهد بود؟ و شاید مهم‌تر از همه، نتیجه‌ی پرونده‌ی قضایی تشکیل‌شده درباره بریدن برخی درختان چه خواهد بود. در شهریور ۱۴۰۵، بازگفت رسمی این است که چیتگر با ترکیبی از کم‌آبی، آبیاری نامناسب، آفت و پایان عمر بخشی از درختان روبه‌رو شده و کارهای بریدن درختان آلوده با هدف جلوگیری از گسترش آسیب و جایگزینی آن‌ها انجام شده است. در همین حال، خود مسوولان منابع‌طبیعی نیز از کاهش شدید حقابه، وقفه طولانی در آبیاری و خطر برای بوستان‌های جنگلی تهران سخن می‌گویند و درباره بریدن برخی درختان پرونده‌ی قضایی تشکیل شده است. بنابراین تصویر امروز چیتگر را نمی‌توان تنها با یک واژه توضیح داد. نه همه‌ی درختان بریده‌‌شده را می‌توان بدون بررسی سالم گمان کرد و نه می‌توان مسوولیت بحران چندساله را تنها به گردن آفت انداخت. چیتگر اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک گزارش شفاف درباره گذشته، وضعیت امروز و برنامه آینده نیاز دارد؛ گزارشی که روشن کند چه مقدار از جنگل از دست رفته، چه اندازه درخور احیاء ست و مهم‌تر از همه، قرار است چگونه از تکرار این چرخه جلوگیری شود چرا که اگر بحران تنها با بریدن درخت خشک و کاشت نهال جدید مدیریت شود، بدون آنکه مساله آب و نگهداری حل شود، چه‌بسا چند سال دیگر دوباره تصاویر دیگری از درختان خشک‌شده منتشر شود و تهران باز هم با همان پرسش قدیمی روبه‌رو شود که چرا درختان پیش از آن‌که بریده شوند، نجات داده نشدند؟

جنگلی که برای تهران ساخته شد

چیتگر از ابتدا یک جنگل طبیعی آن‌چنان که می‌شناسیم، نبود. این بوستان در جریان برنامه جنگل‌کاری تهران ایجاد شد؛ برنامه‌ای که در دهه‌ی ۴۰ خورشیدی، جنگل‌های چیتگر در غرب، لویزان در شمال و سرخه‌حصار در خاور را دربرگرفت. هدف از این جنگل‌کاری، گسترش فضای سبز و کمک به شرایط زیست‌محیطی تهران بود. در منابع گوناگون، گسترگی چیتگر نزدیک به 870 تا ۹۵۰هکتار بازگو شده است و سطح پوشش درختی آن نیز صدها هکتار برآورد می‌شود. زدیک به ۵۳‌ درصد پوشش درختی این بوستان را گونه‌های سوزنی برگ تشکیل می‌دهند و گونه‌هایی مانند کاج، سرو نقره‌ای و سرو خمره‌ای در آن دیده می‌شود. در کنار آن‌ها، گونه‌های پهن‌برگ مانند اقاقیا، زبان‌گنجشک، نارون، ارغوان و بلوط نیز وجود دارند. همین ترکیب پوشش گیاهی، چیتگر را در برابر یک عامل مهم به نام آب آسیب‌پذیر کرده است، درختانی که دهه‌ها پیش در گستر‌ه‌ای خشک و نیمه‌خشک کاشته شده‌اند، بدون نگهداشت و آبیاری مستمر نمی‌توانند تنها با پشتوانه‌ی شرایط طبیعی گستره پایدار بمانند. از این‌رو، بحران امروز چیتگر را نمی‌توان تنها با دیدن درختان خشک‌شده در شهریور ۱۴۰۵ توضیح داد. بخشی از این بحران، پیشینه‌ای چندساله دارد. 




خبرنگار امرداد: سپینود جم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر