۲۵ شهریور ۱۴۰۵

تخت جمشید را نجات دهید!

جامعه‌ی باستان‌شناسی ایران در نامه‌ای به مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور، درخواست کرد که برای نجات میراث فرهنگی ایران و نگاهبانی از تخت جمشید، کاری فوری انجام شود. این نامه پس از طرح پیوست (:الحاق) حریم درجه دو تخت جمشید به مرودشت و نگرانی از توسعه ساخت‌وساز در محوطه‌ای که هنوز کاوش باستان‌شناسی نشده، نوشته شده است.

زنگ خطری که نمی‌توان از آن گذشت

در بخشی از این نامه آمده است: «حفاری‌های غیرمجاز و در مواردی سازمان‌یافته، بسیاری از محوطه‌های باستانی کشور را به عرصه غارت بدل کرده‌اند. پروژه‌های عمرانی، جاده‌سازی، توسعه‌ی شهری و صنعتی، گاه بدون ارزیابی‌های کافی باستان‌شناختی و بدون رعایت موثر عرصه و حریم آثار، لایه‌های تاریخی غیرقابل بازگشت این سرزمین را تهدید می‌کنند. در سوی دیگر، تعداد قابل توجهی از بناها، کاروانسراها، خانه‌ها و بافت‌های تاریخی در اثر نبود بودجه‌ی کافی، ضعف نظارت، فقدان نگهداری مستمر و تصمیمات مدیریتی نادرست، در معرض فرسایش و تخریب قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی،  گزارش اخیر درباره حریم تخت‌جمشید زنگ خطری است که نمی‌توان از کنار آن گذشت».

جامعه‌ی باستان‌شناسی ایران با اشاره به انتشار گزارش‌هایی درباره‌ی پیوست بخش‌هایی از حریم درجه دو تخت جمشید به محدوده‌ی شهری مرودشت و تهیه‌ی طرح کاربری شهری برای محدوده‌ای نزدیک به 160هکتار، نگرانی خود را بازگو کرده و نوشته است: «این اقدام می‌تواند مسیر توسعه شهری را به سوی تپه‌های باستانی فیروزی، میدان ملل و پهنه‌ی تاریخی پارسه نزدیک‌تر کند و هم‌زمان با افزایش چشمگیر ارزش اقتصادی اراضی، زمینه‌ی تشدید سوداگری زمین و فشارهای اقتصادی بر حریم این میراث جهانی را فراهم آورد. هرچند متعاقباً مدیرکل میراث فرهنگی استان فارس اعلام کرده است که این طرح متوقف و در مرحله بازنگری قرار دارد و اجازه‌ی الحاق حریم تخت‌جمشید داده نخواهد شد، همین تناقض میان گزارش‌های منتشرشده، مصوبات، مکاتبات و اظهارات مسوولان، به‌تنهایی نشان‌دهنده ضرورت ورود فوری نهاد ریاست‌جمهوری، شفاف‌سازی کامل فرایند تصمیم‌گیری و انتشار عمومی اسناد و مصوبات مرتبط است».

پارسه و تخت جمشید حافظه‌ی تاریخی ایران است

جامعه باستان‌شناسی ایران همچنین یادآور شده است: «تخت‌جمشید صرفاً یک قطعه زمین در محدوده‌ی یک طرح شهری نیست که بتوان درباره‌ی آن با معیار افزایش ارزش زمین، درآمد شهری یا منافع کوتاه‌مدت اقتصادی تصمیم گرفت. پارسه و تخت‌جمشید بخشی از حافظه تاریخی ایران و میراثی متعلق به نسل‌های گذشته، امروز و آینده این کشور است. حتی قرار گرفتن چنین میراثی در معرض چانه‌زنی‌های اداری، توسعه شهری و منافع اقتصادی باید به‌عنوان یک هشدار جدی در بالاترین سطح حاکمیت تلقی شود».

جامعه‌ی باستان‌شناسی ایران با طرح این پرسش که «اگر حفاظت از مهم‌ترین میراث جهانی ایران نیز بتواند در برابر سوداگری زمین، تعارض منافع و منفعت‌طلبی مدیریتی آسیب‌پذیر شود، دیگر چه تضمینی برای حفاظت از هزاران محوطه و بنای تاریخی کم‌تر شناخته‌شده در سراسر کشور باقی خواهد ماند؟»، افزوده است: «سوداگری پیرامون میراث فرهنگی، صرفاً معامله بر سر زمین نیست؛  معامله بر سر حافظه‌ی تاریخی یک ملت است. هر تصمیمی که منافع مقطعی اقتصادی یا مدیریتی را بر حفاظت از آثار تاریخی مقدم بداند، در نهایت تیشه بر ریشه‌های تاریخی و هویتی این سرزمین می‌زند».

در ادامه‌ی این نامه‌ی جامعه باستان‌شناسی گفته شده است: «میراث فرهنگی نه حیاط خلوت سیاسی است، نه عرصه‌ی آزمون‌وخطای مدیران، نه منبع درآمد کوتاه‌مدت و نه ویترینی تزیینی برای مناسبت‌ها و سخنرانی‌ها. میراث فرهنگی بخشی از هویت ملی، حافظه جمعی و سرمایه بین‌نسلی ایران است. نابودی یک محوطه‌ی باستانی، تخریب یک لایه‌ی تاریخی یا ساخت‌وساز در عرصه و حریم یک اثر، خسارتی نیست که بتوان در سال‌های آینده با تخصیص بودجه جبران کرد. آنچه از میان می‌رود، برای همیشه از دست رفته است».

درخواست‌های جامعه‌ی باستان‌شناسی

جامعه‌ی باستان‌شناسی ایران سپس این درخواست‌ها را مطرح کرده است:

1- وضعیت اضطراری حفاظت از میراث فرهنگی کشور مورد بررسی و اعلام قرار گیرد و کارگروهی ملی و تخصصی با حضور باستان‌شناسان، مرمتگران، متخصصان حفاظت، حقوق‌دانان و نمایندگان نهادهای علمی مستقل، با نظارت مستقیم نهاد ریاست‌جمهوری تشکیل شود.

2- موضوع حریم تخت‌جمشید و طرح توسعه‌ی مرودشت فوراً و به‌طور مستقل بررسی شود و تا روشن‌شدن کامل وضعیت حقوقی و کارشناسی، هرگونه اقدام اجرایی، تغییر کاربری یا تصمیمی که بتواند عرصه، حریم یا منظر فرهنگی این مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد متوقف بماند. همچنین تمام مصوبات، نقشه‌ها، صورت‌جلسات و مکاتبات اداری مرتبط با این موضوع برای افکار عمومی و جامعه علمی منتشر شود.

3- تعارض منافع و نقش احتمالی سوداگری زمین در پروژه‌های واقع در عرصه و حریم آثار تاریخی به‌صورت جدی مورد بررسی قرار گیرد و هر تصمیم مدیریتی که منافع خصوصی، محلی یا اقتصادی کوتاه‌مدت را بر مصالح ملی و حفاظت از میراث فرهنگی مقدم کرده باشد، مورد رسیدگی قرار گیرد.

4- یگان حفاظت میراث فرهنگی از نظر نیروی انسانی، تجهیزات، امکانات و پشتوانه‌ی قانونی به‌صورت جدی تقویت شود و برخورد با شبکه‌های قاچاق اشیای تاریخی و حفاری‌های غیرمجاز از سطح اقدامات مقطعی فراتر رفته و به یک برنامه ملی و سازمان‌یافته تبدیل شود.

5- تمام پروژه‌های عمرانی، معدنی، صنعتی، راه‌سازی و توسعه شهری که عرصه، حریم یا محوطه‌های تاریخی را تهدید می‌کنند، تا انجام مطالعات مستقل و قانونی باستان‌شناختی متوقف شوند و هیچ دستگاه اجرایی امکان دور زدن الزامات حفاظت از میراث فرهنگی را نداشته باشد.

6- بودجه‌ی اضطراری و پایدار برای حفاظت، استحکام‌بخشی و مرمت بناها و محوطه‌های در معرض تخریب اختصاص یابد و اولویت‌بندی این بودجه بر اساس ارزیابی علمی میزان خطر و نه ملاحظات سیاسی و منطقه‌ای صورت گیرد.

7- انتصاب مدیران حوزه‌ی میراث فرهنگی بر مبنای تخصص، تجربه حرفه‌ای و صلاحیت علمی انجام شود و مدیریت این حوزه از انتصابات غیرتخصصی، روابط سیاسی و ملاحظات خارج از ضوابط حرفه‌ای مصون بماند.

8- سازوکاری شفاف برای پاسخ‌گویی مدیران در قبال ترک فعل، اهمال یا تصمیماتی که به تخریب میراث فرهنگی منجر می‌شود ایجاد گردد تا مسوولیت حفاظت از آثار تاریخی صرفاً در حد توصیه و بخشنامه باقی نماند.

در پایان این نامه نیز آمده است: «جامعه‌ی علمی و دوستداران میراث فرهنگی ایران دیگر نمی‌توانند شاهد از میان رفتن خاموش و تدریجی تاریخ این سرزمین باشند. مساله فقط تخت‌جمشید، یک تپه‌ی باستانی، یک خانه تاریخی یا یک بنای در حال فروریختن نیست؛ مساله، حافظه‌ی تاریخی یک ملت و حقی است که نسل‌های آینده بر گردن ما دارند. تاریخ درباره تصمیم‌ها و سکوت‌های امروز ما قضاوت خواهد کرد. نسل‌های آینده خواهند پرسید که چگونه در زمانه‌ای که ابزار علمی، قانونی و مدیریتی برای حفاظت از میراث وجود داشت، اجازه دادیم بخش‌هایی از گذشته این سرزمین قربانی بی‌تدبیری، منافع کوتاه‌مدت و سوداگری شود.
انتظار داریم حفاظت از میراث فرهنگی را نه به‌عنوان موضوعی فرعی در حوزه‌ی گردشگری، بلکه به‌عنوان مساله‌ای ملی، فرهنگی و بین‌نسلی در دستور کار دولت قرار دهید و شخصاً بر اجرای اقدامات فوری و مؤثر در این زمینه نظارت فرمایید.

حفاظت از میراث ایران، حفاظت از هویت ایران است». 




خبرنگار امرداد: سپینود جم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر