در شهریورماه امسال (1405 خورشیدی)، کشور فارسیزبان تاجیکستان سیوپنجمین سال خویشآزادی و خودگردانی (:استقلال) خود را با برگزاری آیینهایی باشُکوه و ویژه، جشن گرفت. از ایران شماری از استادان زبانوادبیات فارسی باشندهی جشنها بودند. یکی از آنها دکتر علیرضا قیامتی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد و شاهنامهشناس نامور، بود. او در تالاری مملو از استادان و مهمانان باشنده، به همان بهانه و نیز یادکرد از شاهنامه و جایگاه آن در نزد مردم تاجیکستان، سخنرانی کرد. امامعلی رحمان، رییسجمهور تاجیکستان، در زمان سخنرانی دکتر قیامتی در تالار حضور داشت و سخنهای استاد ایرانی را بهدقت شنید. عنوان سخنرانی قیامتی «شاهنامه؛ پل مشترک ما- تاجیکستان و ایران» بود.

متن سخنرانی دکتر قیامتی چنین است:
«درود و مهر بیکران دارم بر همهی سروران ارجمند.
سیوپنجمین سالگرد شکوهمند استقلال تاجیکستان را به همهی شما، همهی آریاییان جهان و بهویژه به پیشوای ملت تاجیکستان، اساسگذار صلح و وحدت ملی، عالیجناب امامعلی رحمان، شادباش ویژه میگویم.
استقلال تاجیکستان یعنی درفش بزرگ فرهنگ نیاکانی ما بر تارک و چکاد جهان؛ یعنی صدای نوروز و آوای سده و مهرگان و فردوسی و رودکی و اسماعیل سامانی و کوروش و همهی بزرگان و بهویژه صدای شاهنامه.
آنچه کوروش کرد و دارا، وآنچه زرتشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی سِحرآفرین
تازه گشت از طبع حکمتزای فردوسی به دهر
آنچه کردند آن بزرگان در جهان از داد و دین
شد درفش کاویانی باز برپا تا کشید
این سوار پارسی رخش فصاحت زیر زین
پس برون آمد ز پاز توس بُرنا شاعری
هم خردمندی حکیم و هم سخنسنجی وزین
معجز شهنامه از تاتار دهقانمرد ساخت
وز نی صحرانشینان کرد چنگ ِ رامتین
با درون مرد ِ [تاجیکی] نگر تا چون کند
این مُغانی می که با بیگانگان کرد اینچنین.
شاهنامه درفش کاویانی نیاکان ماست. نخستین نگهبان زبان، هویت، تمدن و فرهنگ ماست. آیینهای است که ما آریاتباران میتوانیم استورهها، تاریخ، فرهنگ و آیینها و زبان خودمان را در آن بهنیکی بیابیم. شاهنامه هم ما را با هویت مشترک ملیمان پیوند میدهد و هم با جهانیان همراه میکند. بیگمان شاهنامه بزرگترین نقش را در طول تاریخ برای پیوستگی مردمان آریاییتبار داشته است. همان نقش سترگی را که اوستا از بخارا و سمرقند و خجند و وَخش و مرو و بلخ و هرات و نیشابور و شیراز داشت تا قفقاز و گنجه، همان نقش را هم شاهنامه داشته است.
سفارش فردوسی به همهی ما این است که از هم جدا نباشیم و با هم باشیم:
مباشید یکتَن ز دیگر جدا
جدایی مبادا میان شما
شما مهربانی به افزون کنید
ز دل کینه و آز بیرون کنید
شماها که با داد و دانشورید
از آمیزش یکدگر نگسلید
این توصیه و سفارش فردوسی به همهی ماست که صاحب این میراث هستیم. بالاتر از اینکه شاهنامه حماسهی بزرگی است که برای آریاتباران و تمدن و نیاکان ما یک شاهکار حماسی بشری و جهانی است. حرف شاهنامه، حرف خِرد است. ماتسوئورا، دبیرکل پیشین یونسکو، میگوید: کتابی که با ستایش خِرد آغاز بشود به یک ملت تعلق ندارد، به همهی جهانیان تعلق دارد.
اساس سخن فردوسی غمگساری دیگران است، یاری بیپناهان است. اصلاً در شاهنامه زور در خدمت انسانیت و اخلاق است. زال به رستم میگوید:
تو را ایزد این زور پیلان که داد
دل و هوش و فرهنگ فرخنژاد
بدان داد تا دست فریادخواه
بگیری برآری ز تاریکچاه
چنان رو که پرسند روز شمار
نپیچی سر از شرم پروردگار
همهی داستانها را فردوسی برای این میگوید تا برسد به این سخن که بگوید:
بیا تا جهان را به بد نسپَریم
به کوشش همه دست نیکی بریم.
فرمان سترگ و ستودنی پیشوای ملت تاجیکستان، عالیجناب اماعلی رحمان، مبنی بر پیشکش و هدیهی شاهنامه به هر خانوادهی تاجیک، نشان از درک و دریافت و شناخت عمیق و ژرف ایشان دارد از تمدن نیاکانی ما.
عالیجناب، این سخن و فرمان شما نور امیدی بود در دل هر کسی که دل در گرو فرهنگ نیاکانی دارد. این فرهنگ در جهان میدرخشد و به همین روی است که ما میبینیم که هم نشانگر عشق و مِهر نیاکانی و تمدنی شما بود و هم شناخت بزرگی است که داشتید. شما به نیکی دریافتید که آنچه که میتواند استوانههای فرهنگ و زبان و هویت ما را پاس بدارد، پیشینهی درخشان ما و در آغاز و در صدر اینها شاهنامهی فردوسی است. من بیگمان باید بگویم که مردانگی و سرافرازی را برای همگان به اوج میآورَد و ما میدانیم که شاهنامه در دل مردمان تاجیک هست.
امروزه باید بگویم مردم تاجیک با داستانهای شاهنامه زندگی میکنند. با پهلوانان و قهرمانان آن همراه هستند. با هر شکست آنها گریستهاند؛ با هر پیروزی آنها شاد بودهاند. داغ و غم سیاوش و سهراب بر دلشان سنگینی کرده و میکند. امروزه باید آشکارا و به بانگ بلند بگویم یکی از محبوبترین شخصیتهای جهان در بین ایرانیان و همهی دوستداران تمدن نیاکانی ما بیگمان پیشوای ملت تاجیکستان عالیجناب امامعلی رحمان است.
فرمان جنابعالی بر این که شاهنامه به هر خانوادهی تاجیک برود، موجی از امید را در همهجا آورد. من یادم هست که در ایران در فضای مجازی خبر و ویدیو پیام عالیجناب وقتی پخش شد با استقبال انبوه و میلیونی ایرانیها در فضای مجازی روبهرو شد. میلیونها بار این سخن دست به دست میشد. این پیام و این ویدیو نور امید در دل همه پدید آورد. صدها هزار پیام و شادمانی و کامنت گذاشته شده بود و بیگمان و بهویژه زمانی که سخن گفتید، و امروز هم سخن گفتید از این همه زیباییهای خردمندانهای که گفتید. امروز تاجیکستان در زیر سایهی رهبری خِردورز و مِهرآفرین عالیجناب به جایگاهی میرسد که درفشدار فرهنگ آریایی، درفشدار توسعه و پیشرفت و همگانی کردن لطف و نیکوکاری و منش آریایی خواهد بود.
در پایان سخن، برای این که شما برای تمدن نیاکانی ما، بر قله و چکاد ایستادهاید و به جان میکوشید من از زبان فردوسی بزرگ شما را دعا و نیایش میکنم. فردوسی سفارش میکند و میگوید کسی که برای برپا داشتن این آیینهای نیاکانی بکوشد؛ برای نوروز و سده و تیرگان و مهرگان بکوشد، او را دعا میکند. جایی که میگوید:
نگه دارد این فال آتشکده
همان مِهر و نوروز و جشن سده
بیاراید این آتش زردهشت
بگیرد همی زند و اُستا به مشت.
برای آن کسی که اینها را پاس بدارد فردوسی اینگونه نیایش و دعا میکند و من از زبان فردوسی این نیایش و دعا را به پیشگاه شما پیشکش میکنم:
چو هرمز بادت چنین پایگاه
چو بهمن نگهبان فر و کلاه
همه ساله اردیبهشت هُژیر
نگهبان شده بر هُش و رای و ویر
چو شهریورت باد پیروزگر
به نام بزرگی و فر و هنر
سپندارمز پاسبان تو باد
خِرد جان روشن روان تو باد
ز خورداد باشد بر و بوم شاد
همیشه دل و کشورت شاد باد
ز تو چشم آهرمنان دور باد
دل و جان تو خانهی سور باد.
پاینده باشید.
امرداد - گروه شاهنامه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر