چند سال پیش بنا بر این گذاشته شد که در سالنمای کشور روز بیستم شهریورماه به نام «روز گرگان» شناخته شود. سبب این نامگذاری به رویدادی چند دههای بازمیگشت. در آن رویداد، در 20 شهریور 1316 خورشیدی، نام استرآباد به گرگان تغییر یافت تا خاطرهی شهر کهن گرگان زنده بماند. شهر گرگان با تاریخی دیرینه، در سدهی هفتم مهی و بر اثر یورش مغولان بهتمامی ویران شده بود. سپستر در روزگاری نزدیک به ما شهر کنونی گرگان پی افکنده شد. نامگذاری روزی به نام گرگان، زمانیست تا با دیرینگی تاریخ، زیبایی طبیعت، ژرفای فرهنگ و مردم مهربان و مهماننواز گرگان، بیشتر آشنا شویم.

دیوار تاریخی گرگان
شهر گرگان، مرکز استان گلستان، جایی سرسبز، زیبا و تاریخی است. نزدیکی آن به دریای مازندران (خزر) و نیز جای گرفتن آن در دامنهی البرز، دلربایی بسیاری به این شهر و پیرامونش بخشیده است. گرگان از شمال با آققلا و ترکمن، از جنوب با سمنان، از خاور با علیآباد و خراسان رضوی و از باختر با کردکوی و مازندران هممرز است.
گرگان از دید زیستبوم شهری سهبخشی است: جلگهای، کوهستانی و کوهپایهای. آبوهوای آن نمناک (:مرطوب) است و سرمای آن در زمستانها گاه تا زیر 10 درجه میرسد. مردمانش برخوردار از تاریخی کهن هستند و آیینها و رسمهای بسیار و ویژهای دارند. آیینهایی که در سراسر ایران رواج دارد، مانند نوروز و شب چله، در گرگان نیز باشُکوه و پایبندی فراوان برگزار میشود. سفر به گرگان، شناخت فرهنگ ارجدار آن و دیدن طبیعت دلربای این شهر است.
مردم گرگان و زبان آنها
گویشی که گرگانی به آن سخن میگویند از شاخههای زبان مازندرانی است. گویش آنها با زبان سمنانی نیز نزدیکیها دارد. تیرههایی که در این شهر زندگی میکنند، طبریها، تُرکزبانها، کُردها، سیستانیها، قزاقها و بلوچها هستند.
شهر گرگان جمعیتی نزدیک به 500 هزار تَن را در خود جای داده است. آمارها خبر از چهار برابر شدن جمعیت گرگان در بازهی زمانی 1355 تا 1395 میدهند. از همینرو، حاشیهنشینی یکی از دشواریهای این شهر است که پیامدهای ناخوشایندی برای گرگان داشته است. اقتصاد و صنعت گرگان درخور نگرش است و واحدهای صنعتی چندی در این شهر برپا شدهاند.
شهرستان گرگان دارای سه شهر به نام های: گرگان، سرخنكلاته و جلين است. دهستانهای بخش مركزی گرگان را استرآباد جنوبی با مركزيت جلينعليا، روشنآباد با مركزيت لمسک، انجيرآباد به مركزيت زنگيان شکل میدهد.
تاریخ گرگان
گرگان کنونی در جایی ساخته شده است که در سدههای گذشته «استرآباد» نام داشت و در دورههایی نیز به نام «جرجان» شناخته میشد. در آن زمانهای دور، شهر گرگان در نزدیکی گنبدکاووس بود. اما شهر بر اثر یورش مغولان در سدهی هفتم مهی، ویران شد. هنوز هم خرابههای آن نمایان است. در زمان نزدیک به ما، در سال 1316 خورشیدی، برای زنده نگاه داشتن نام کهن و تاریخی گرگان، تصمیم بر این گرفته شد که شهر استرآباد به نام گرگان شناخته شود؛ هرچند پیش از آن نیز آن گستره به نام «گرگان و دشت» آوازه داشت. از سال 1376 شهر گرگان مرکز استان گلستان شناسانده شد.
با این همه، گرگان تاریخی کهن و باستانی دارد. در استورههای ایرانی ساخت این شهر را به گرگین، پهلوان نامدار ایران، پیوند میدهند. این شهر در دوران باستان نشستگاه مرزبانان طبرستان بود و در کنار شهر استرآباد جای داشت. دیرینگی شهرنشینی در گرگان کهن تا 3 هزار سال پیش بازمیگردد. در دورهی ساسانیان برای این شهر تا مسافتی دور دیواری بلند ساختند. پس از برافتادن ساسانیان، اعراب گرگان را به دست آوردند. در سدههای دیگر گرگان جایگاهی برای علویان شد و آنها فرمانروایی کوچکی در گرگان و استرآباد شکل دادند. کشمکشهای سیاسی میان آل زیار، سامانیان و صفاریان اغلب به گرگان نیز میکِشید. پس از آن نیز گاه پای پیروان حسن صباح به گرگان میرسید و سببساز رویدادهایی میشد. در سدهی دهم مهی صفویان فرمانروایان بومی گرگان و استرآباد را کنار زدند و خود اداره آن گستره را بهدست گرفتند. در زمان افشاریه، زندیه و قاجاریه، استرآباد و دشت گرگان پیوسته با رویدادهای بسیار رودررو بود. نام این گستره در سفرنامههای باخترزمینیهایی که در دورهی قاجار گذارشان به استرآباد خورده بود، بسیار آورده شده است.

سازههای تاریخی گرگان
شهر کنونی گرگان با آنکه تاریخی یکصد سدهای دارد اما جایی برای چندین سازه و بنای تاریخی است. نشانههای فراوانی هم از گذشتههای باستانی و تاریخی گرگان کهن در پیرامون شهر کنونی هست. برخی از آن آثار تاریخی را باید بهکوتاهی شناخت.
– دیوار دفاعی گرگان:پس از دیوار چین، دیوار دفاعی گرگان بزرگترین دیوار جهان است. این دیوار تاریخی از کنار دریای مازندران آغاز میشود و تا کوههای گیلداغ ادامه مییابد. درازای آن 200 متر است، اما افسوس که جز بخش کوچکی از آن، همهی دیوار از میان رفته است. این دیوار را در زمان ساسانیان ساختند تا جلو پیشروی و یورش هیاطلهایها یا هونهای سفید (شاخهای از هونها) گرفته شود. تاریخ ساخت آن سدهی پنجم یا ششم میلادی بوده است. نخستینبار در سال 1315 خورشیدی بازماندههای این دیوار کشف شد.
– تپه قلعهخندان: این تپه گذرگاهی پنهانی دارد که در دورهی ساسانیان ساخته شده است. از این دید، جایی پُررمز و راز است. یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که این تپه در روزگاران کهن، 12 برج دیدبانی داشته است. تپهی قلعهخندان در جنوب باختری شهر گرگان جای دارد و بهگمان، همان شهر کهن گرگان است که در سدههای میانی تاریخ ایران ویران شده بود.
– بازار نعلبندان: بازار نعلبندان که هنوز هم پویا و جایی برای دادوستد است، در سال 375 مهی ساخته شده است. چون در راستهی بزازان جایی برای نعل زدن بر اسبها وجود داشته، بازار به نام بازار نعلبندان آوازه پیدا کرده است. در این بازار صنایع دستی گرگان را میتوان با اندکی جستوجو یافت.
– مسجد جامع: این مسجد تاریخی که در دورهی سلجوقیان، سدهی ششم، ساخته شده، در کنار بازار نعلبندان جای دارد و از سازههای کهن و تاریخی گرگان بهشمار میرود. منارههای این مسجد گِرد و آجری است. بر روی آن منارهها به خط کوفی، عبارتهایی نوشته شده است.

– پُل تاریخی آققلا: پُل آققلا در روزگار صفویان ساخته شده است، هرچند برخی ساخت آن را به روزگار سلجوقیان بازمیگردانند. این پُل بخش شمالی و جنوبی شهر آققلا را به هم پیوند میدهد. هفتادوشش متر درازا دارد و چهار دهانه برای آن ساختهاند.
– کاخ آغامحمدخان: این کاخ را آغامحمدخان قاجار ساخت، هرچند نمای بیرونی آن شُکوه کاخها را ندارد! در خیابانی به نام کاخ، در شهر گرگان، سازهی آن نمایان است. بخشهای گوناگونی نیز دارد؛ مانند: دارالعماره، دارالحکومه و عمارت کلاهفرنگی. این کاخ را از سنگ ساختهاند.
– کاروانسرای قزلق: در 35 کیلومتری جنوب شهر گرگان کاروانسرای قزلق جای دارد. جنگلی انبوه آن را فراگرفته و دامنههایش زیبا و تماشایی است. از کنار این سازه کاروانهای تاریخی گذر میکردند. سال ساخت آن چندان روشن نیست، اما هنوز تماشایی و یادآور گذشتههای تاریخی است.
– باغ روسها: باغ روسها که در درون شهر گرگان است، بدان سبب اهمیت دارد که پس از امضای پیماننامهی میان ایران و روس (در زمان فتحعلیشاه قاجار) برای 99 سال به روسها اجاره داده شد. سازهای دو اشکوبهای درون این باغ هست که اکنون رو به ویرانی رفته است. گویا این ساختمان جایی برای کنسولگری روس بوده است. باغ روسها از سازههای تاریخی گرگان شمرده میشود.
– مدرسه عمادیه: در محلهی درب نو گرگان سازهای تاریخی به نام مدرسهی عمادیه دیده میشود. این سازه شاید در پایان فرمانروایی تیموریان ساخته شده باشد یا در آغاز پادشاهی صفویان. مدرسهی عمادیه، وارون نام آن، آموزشگاه نبوده بلکه بخشی از مجموعهای بزرگتر بوده است. در آن مجموعه آبانبار، گرمابه و دکان هم وجود داشته که در گذر زمان از دست رفته است. بنای آن زیبا و دیدنی است.
– سرای باقریها: این سازه را در سالهای پایانی فرمانروایی قاجاریه ساختهاند و اکنون از آثار تاریخی گرگان بهشمار میرود. در محلهی سرچشمهی گرگان نمای آن پدیدار است. سرای باقریها را نمونهای ارزشمند از مهرازی بومی گرگان باید دانست.
– خانهی تاریخی تقویها: خانهی تقویها در دورهی قاجارساخته شده است. تقوی از بازرگانان استرآباد در آن بازهی زمانی بوده است. از ویژگیهای این خانه داشتن 10 حیاط کوچک و بزرگ است. هر حیاط حوضی دارد و ایوانهایی. همین هم آن را زیبا و تماشایی کرده است. بخشهای بسیاری از این سازه از چوب ساخته شده است. بیگمان دیدن خانهی تقویها برای هر گردشگری دلانگیز خواهد بود.
– خانهی شیرنگیها: این خانه در سالهای پایانی پادشاهی قاجاریه ساخته شده و از آن ِ خانوادهای سرشناس از بازرگانان استرآباد بوده است. خانهی شیرنگیها دو اشکوبهی است و هر اشکوب دو اتاق دارد. سقف شیبدار و شیروانی آن از سفال است. حوض آبیرنگ این خانه نیز دیدنی است. خانهی شیرنگیها نمونهای برجسته از مهرازی گرگان است.
– خانهی دارویی: این خانه که اکنون رنگوبوی تاریخی گرفته است، در دورهی پهلوی یکم ساخته شده؛ هرچند بخش (ضلع) جنوبی آن سازهای قاجاری است. چند سال پیش نیز ثبت ملی شده است. جای گرفتن خانه دارویی در بافت تاریخی شهر گرگان، نگاه هر گذرندهای را به خود میکِشد.

جنگلهای گرگان
– جنگل قرق: پارک جنگلی قرق زیستگاهی برای گوزن قرمز است و در زیبایی نیز کممانند. گستردگی این جنگل 650 هکتاری است. آن را میتوان در راهی که گرگان را به مشهد پیوند میدهد، دید. بخشهایی از این جنگل از زیستگاههای بسیار باارزش حیات وحش ایران شناخته میشود. قرق از اصلیترین گردشگاههای مردم گرگان یا هر مسافر و گردشگری است که گذارش به آنجا میافتد. در سال 1348 خورشیدی بود که اندیشهی ساخت پارکی دیدنی از این جنگل به ذهنها رسید و آن اندیشه را برآورده کردند.
– جنگل ناهارخوران: در نزدیکی شهر گرگان جنگل ناهارخوران هزاران تماشایی دارد. بخشی از جنگلهای هزارانسالهی هیرکانی نیز شناخته میشود. هوای دلپذیر، درختان سبز و بلند، رودهای جاری، حیات وحش گوناگون، پوشش گیاهی فراوان و بسیار دیدنیهای دیگر، از جنگل ناهارخوران نمونهای کمهمتا ساخته است. از دل این جنگل است که رود زیارت جاری میشود.
– جنگل شصتکلا: در شش کیلومتری جنوب باختری شهر گرگان، جنگل شصتکلا انبوهی از درختان و پوشش گیاهی را نمایان میسازد. آبشارهایی که در درون این جنگل سرازیر هستند جلوهای دلخواهتر به آن بخشیدهاند. رویش قارچهای فراوان نیز از ویژگیهای این جنگل است. در سفر به گرگان دیدن شصتکلا را نباید از دست داد!
– جنگل توسکستانی: توسک گونهای از درخت است که در این جنگل بهفراوانی سر برآورده است. جادهای که از میانهی این جنگل میگذرد نیز دیدنیهای این گسترهی پُردار و درخت را صدچندان میسازد. گاه ابرهای آسمانی چنان به جنگل نزدیک میشوند که میتوان دست بُرد و به آنها چنگ زد! آبوهوای آن در تابستان بیمانند است و برگریزان درختانش در پاییز رؤیایی است. جنگل توسکستانی گرگان شگفتآور است!
گردشگریهای گرگان
– النگدره: بوستان جنگلی النگدره اکنون بهگونهای است که خانههایی مسکونی ساختهشده، پیرامون آن را فراگرفتهاند. گستردگی آن 185 کیلومتر است و از زیباترین بوستانهای گردشگری ایران شناخته میشود. هوای این بوستان همیشه 10 درجه خنکتر از هوای شهر است. رودخانه و چشمههایی درون آن جاری است و بر دلانگیزیهایش بسیار افزوده است.
– تپهی هزارپیچ: از فراز این تپه، شهر گرگان با چشماندازی خیرهکننده، پیداست. این دورنما را هزارچم مینامند. تپهی هزارپیچ همواره گردشگاهی برای مردم گرگان و گردشگران مهمانشان بوده است. درختان و درختچههای آن انبوه است و تماشای گسترهی وسیعی که برابر چشم است، تجربهای است که در کمتر جایی بهدست آمدنی است!
– آبشار زیارت: روستایی کهن با دیرینگی چندصد ساله به نام زیارت در جنوب شهر گرگان هست که این آبشار از دلانگیزیهای آن شمرده میشود. بلندای آبشار زیارت 16 متر است. هم آبشار و هم پوشش گیاهی و درختی پیرامون آن تماشایی است.
– آبشار رنگو: از ویژگیهای این آبشار، حوضچهی دایرهای آن است. آبشار رنگو در 15 کیلومتری جنوب باختری گرگان جای دارد و در میان جنگلی سرسبز. روستای زیبای توشن نیز در راه دسترسی به آبشار است.
– آبشار لوه: در 20 کیلومتری جادهای که از گرگان به مشهد میرود، آبشار لوه سرریز است. در دل جنگلهای هیرکانی است و درختان کهنسالی پیرامون آن را دربرگرفتهاند. لوه مجموعهای از آبشارهای کوتاه و بلند است.
– دریاچهی توشن: این دریاچه در پنج کیلومتری شهر گرگان است. روستایی به نام توشن نیز در نزدیکی آن سایهافکن است. پیرامون دریاچه هم جنگلی سرسبز و انبوه دیده میشود و هم در مسافتی دورتر کوههایی آسمانسای.

موزههای گرگان
– موزهی باستانشناسی: در سال 1355 خورشیدی موزهی کنونی باستانشناسی گرگان با نامی دیگر بازگشایی شد. این موزه دو بخش دارد: بخشی که سنگ مزارهای کهن را نمایش میدهد و بخشی که ویژهی یافتههای باستانشناسی است. در بخش نخست، سنگ مزارها بازمانده از سدههای هشتم تا دهم مهی هستند و بررسی آنها برای شناخت تاریخ اجتماعی گرگان در آن دو سده ارزش بسیار دارد. بخش دوم نیز آثاری را در خود جای داده است که بازگفتی از تاریخ چندهزارسالهی گرگان و گسترههای پیرامون آن است.
– موزهی صنایع دستی (خانهی تاریخی امیرلطفی): این موزه در خانهای تاریخی بازمانده از دورهی قاجار گشایش یافته است. موزهی صنایع دستی همانگونه که از نام آن برمیآید، جایی برای دیدن صنایع دستی بسیار گرگان است. هم آثار موزه دیدنی است و هم سازهی آن.
نامآوران گرگان
از گرگان ناموران و بزرگانی برخاستهاند که در تاریخ و فرهنگ ایران جایگاهی شایسته دارند. کسانی مانند: قابوس بن وشمگیر از امیران فرهنگخواه زیاری در سدهی پنجم؛ عنصرالمعالی نویسندهی کتاب نامدار «قابوسنامه»؛ فخرالدیناسعد گرگانی سرایندهی منظومهی پُرآوازهی «ویسورامین»؛ میرداماد فیلسوف روزگار صفوی؛ میرفندرسکی فیلسوف دیگری از دورهی صفوی که در روستایی نزدیک گرگان زاده شد؛ فصیحی استرآبادی از ادیبان سدهی پنجم مهی؛ عبدالقاهر جرجانی ادیب سدهی پنجم؛ سحابی استرآبادی چکامهسرای سدهی دهم مهی؛ هلالی جغتایی استرآبادی چکامهسرای بزرگ سدهی دهم مهی؛ لامعی گرگانی چکامهسرای سدهی پنجم؛ عبدالقادر جرجانی ادیب بزرگ سدهی پنجم و بسیاری دیگر.
صنایع دستی گرگان
صنایع دستی مردم گرگان پُربار و گوناگون است؛ مانند: قالی و قالیچهی ترکمنی که از صنایع دستی زیبای آن دیار است و خواهان بسیاری دارد. وزن سبُک و نقش رنگین قالی ترکمنی ویژگی یگانهای به آن بخشیده است. ابریشمبافی گرگان نیز یادکردنی است و پارچههایی که از آن میبافند، نمونهوار و گرانبها است. جاجیمبافی در گرگان از دیگر صنایع دستیای است که هنرمندانه بافته میشود. روستاییان پیرامون گرگان در جاجیمبافی چیرهدست هستند. به همینگونه موجبافی نیز در آن شهر رونق دارد. موجهایی که گرگانیها میبافند، نرم و سبُک است و طرحهای دیدنیای دارد. از دیگر صنایع دستی گرگان جوراببافی است. جورابهای بافتهشده چندگونهاند؛ مانند: چکمهای و گردنبلند و گردنکوتاه.
از رودوزی یا دوختهای تزیینی روی پارچه نیز باید نام برد که در گرگان انجام میشود. نساجی سنتی گرگانیها نیز جایگاهی ویژهی خود را دارد و از گذشتههای بسیار دور به آن میپرداختند. صنایع دستی چوبی و سفالگری گرگان نیز یادکردنی است.
خوراکیهای گرگان
برشمردن خوراکیهای گرگان حتا فهرستوار، درازدامن است و نشان از ذوق چشایی و پسند عالی مردم گرگان دارد. یکی از آن خوراکیهای خوشمزه باسترمه یا اوزونبرون، پلویی خوشطعم است. برنج، ماهی، سیبزمینی، پیاز، انار و ادویهها، فراهمآورندههای پلو باسترمه است.
چکدرمه با دیرینگیای بسیار زیاد، از دیگر خوراکیهاست که در میان ترکمنها خواهان بسیاری دارد. این خوراک را با گوشت گوسفند فراهم میآورند. خورشت ساک خوراکی دیگر است. این خورشت خوشمزه از گوشت، نخود، سیر، پیاز، آرد، اسفناج و آب انار و نارنج درست میشود. کوکوی اسفناج، خورشت کدوترشک، ماشپلو، تهچین اسفناج، بولامه که با برنج، روغن حیوانی و شکر طبخ میشود و ترچلو که با گوشت گوساله، برنج و پیاز درست میشود، از دیگر خوراکیهای مردم گرگان است.
در روز گرگان آیینهایی در این شهر برگزار میشود. شناساندن افزونتر تاریخ و فرهنگ گرگان از شمار برنامههایی است که برای این روز تدارک میبینند. شناخت توانمندیهای فرهنگی و اقتصادی گرگان و پیرامونش نیز بحثی است که بهمیان میآید. گفتوگو دربارهی آیینها و سنتهای مردم گرگان، سخن دیگر است که در روز گرگان بازگو میشود تا این شهر، با سرمایههای زیستبومی و فرهنگی بسیاری که دارد، جاگاه درخور و زیبندهی افزونتری داشته باشد. روز گرگان پاسداشتی برای این شهر زیبای ایران است.
امرداد - نگار جمشیدنژاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر