۲۴ شهریور ۱۴۰۵

تاریخ و فرهنگ ایران - نقش قوچ کوهی و اسبان زیبا؛ تازه‌ترین یافته‌ها از صخره‌های مرودشت

در تازه‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی در  دشت مرودشت فارس، نقش‌های سوزنی «قوچ کوهی» و «اسبان زیبا» از دوره ساسانی به دست آمد.

به گزارش امرداد، دکتر ابوالحسن اتابکی، باستان‌شناس و پژوهشگر، از کشفیات تازه نقوش سوزنی با پیکره‌های «قوچ کوهی و اسب‌هایی زیبا» از دوره ساسانی خبر داد. به گفته‌ی  او این نقش‌ها در سده‌های پیاپی، بر فراز صخره‌های دشت مرودشت، به دست هنرمندان زبردست این دوره، به تصویر کشیده شده‌اند.

این باستان‌شناس گفت: قوچ کوهی از مهمترین مضمون‌های هنر نمادپردازی صخره ای ایران از دوره‌های پیش از تاریخ تا به امروزه به شمار می‌رفته که در این مکان به روش خراش سوزنی در اندازه‌ی ۵×۴ سانتی متر و «به حالت نشسته» بر روی صخره‌های دشت مرودشت نگاشته شده است. حالتی که در سنت تصویری ایران، بیشتر با مفاهیم «آرامش»، «ثبات» و «اقتدار همراه بوده است.


اتابکی افزود: «نقش اسب» در هنر ایران باستان نیز یکی از عناصر کلیدی در هنر «تصویری» و «روایی» به شمار می‌رفته که فراتر از کارکرد نظامی و سوارکاری آن تعبیر می‌شود، بدین معنی که از زمان هخامنشیان تا ساسانیان در چارچوب «ایدیولوژی سلطنتی» و «نظام نمادین قدرت» تفسیر می‌شود و نه به عنوان ابزار جنگی یا تصویر واقع گرانه از این جانور.

به‌گفته‌ی این باستان‌شناس، این دیدگاه در دوره هخامنشی از سوی داریوش بزرگ در شرح ایالت پارس چنین آمده است: «این است کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی داشت؛ زیبا، دارنده اسب‌های خوب و مردمان خوب…». همچنین نقاشی‌های دیواره های «کاخ دورا اروپوس» و صخره‌های « تنگ سروک» گواه اهمیت این جانور در دوره اشکانی است.

اتابکی نمونه بارز دیدگاه روایی و اهمیت اسب در دوره ساسانی را داستان «شبدیز» اسب زیبای خسرو پرویز برشمرد که اندامی فراتر و کشیده تر از دیگر اسب‌های شاه داشت و بسیار دل‌خواه خسرو بود.

نجمه ابراهیمی پژوهشگر ارشد تاریخ هم، در همین‌باره گفت: ارتباط «قوچ کوهی» با مفهوم «فره ایزدی» یا «خورنه» در متون دوره ساسانی همواره مورد تاکید قرار گرفته است: نیرویی مینوی که سرچشمه«مشروعیت» و «شکوه شاهی» تلقی می شده است، چنانچه حضور ادامه‌دار قوچ کوهی بر روی تاج شاهان ساسانی، مُهرها، ظرف‌های فلزی، پارچه‌ها و تزیینات مهرازی (:معماری) نشان می‌دهد که جایگاهی فراتر از عنصر تزیینی داشته و بخشی از نظام نمادین هنر رسمی و درباری دوره ساسانی را تشکیل می‌داده است.

ابراهیمی درباره نقش اسب در هنر ساسانی نیز گفت: در مجموع می‌توان سه کارکرد را برای آن بازتعریف کرد؛ نخست کارکرد ایدیولوژیک که در خدمت «نمایش مشروعیت» و «اقتدار شاهی» بوده، دوم کارکرد نظامی که بازتاب اهمیت «سواره نظام سنگین اسلحه» در ساختار قدرت ساسانی است و دیگر کارکرد آیینی که با «مفهوم فره ایزدی» و «جایگاه قداست شاه» در پیوند بوده است. 




امرداد - نگار جمشیدنژاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر