در این گردهمایی، دکتر میرجلالالدین کزازی، دکتر هوشنگ طالع، مهندس بهروز فروتن و علیرضا شعبانی در کنار دیگر حاضران، بر این نکته تأکید کردند که شاهنامه تنها یک اثر ادبی بزرگ نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است. میراثی که در درازنای سدهها، زبان، روایتهای تاریخی، اسطورهها و… را حفظ کرده و به نسلهای سپسین رسانده است.
شاهنامه گذشته و هنوز ایران را روایت میکند
شاهنامه در چنین نگاهی، فقط کتابی از گذشته نیست؛ متنی زنده است که هر نسل میتواند در آن بخشی از هویت خود را بازخوانی کند. شاید به همین شوند است که سخن گفتن از فردوسی، تنها سخن گفتن از یک سراینده هزار سال پیش نیست؛ بلکه گفتوگو درباره زبان، فرهنگ و خاطرهای است که هنوز در زندگی امروز ما حضور دارد. شاهنامه گذشته و هنوز ایران را روایت میکند؛ از پهلوانی و شکست، از قدرت و خرد، از سرنوشت و انتخاب و از سرزمینی که هویت خود را در میان فراز و فرودهای تاریخ حفظ کرده است. اکنون پرسش اصلی این است که ما چه روایتی از این میراث برای آیندگان باقی خواهیم گذاشت و چگونه میتوانیم کاری کنیم که شاهنامه نه فقط در قفسه کتابخانهها، بلکه در اندیشه و زندگی فرهنگی نسلهای آینده نیز زنده بماند.
شاید معنای واقعی پروژهای با عنوان «جامع شاهنامه» نیز در همین نقطه آشکار شود: بازگرداندن شاهنامه از گذشته به اکنون و تبدیل آن به پلی میان حافظه تاریخی ایران و آینده آن. حفظ چنین میراثی تنها با نگهداری یک متن یا برگزاری برنامههای مناسبتی محقق نمیشود؛ نیازمند شناخت، پژوهش، معرفی و فراهم کردن امکان ارتباط نسلهای تازه با این میراث است.

میرجلالالدین کزازی
بهراستی دریای فراخکرت است شاهنامه
دکتر میرجلالالدین کزازی سخنانش را این چنین آغاز کرد و گفت: درود بر شمایانی که ایرانیان راستین هستید چرا میگویم ایرانیان راستین زیرا که از دید من سنجه برترین، به آیین، بی چند و چون ایرانی بودن دلبستگی به شاهنامه است. هر کس شاهنامه را گرامی میدارد بیهیچ گمان ایرانیِ ناب نژاده راستینِ سرشتین است. شاهنامه بهراستی دریاست، دریایی ژرف، کرانناپدید، در فرهنگ و ادب ایرانی این دریا را میتوانیم با آن دریای شگرف باستانی بسنجیم. دریای فراخکرت دریایی که از هیچ سوی کرانه نداشت، ژرفای آن را کسی هرگز ندیده بود. فراخکرت نامی پهلوی است برگردان پارسی آن فراخکرده، فراخساخته است. ارج و عرض این دریا تا بدانجا است که بر پایه بازگفتی آشیانه سیمرغ بر درختی کلان، بسیار شاخ که در این دریا بوده است جای داشته است. بهراستی دریای فراخکرت است شاهنامه.
شاهنامه نامه فرهنگ و منش و پیشینه ایرانی است
شاهنامه تنها رزمنامه نیست بخش گسترده از سخن شکرین و شیوا و شگرف فارسی را رزمنامه میسازد. پیکره شاهنامه رزمنامهای است. شاهنامه نامه فرهنگ و منش و پیشینه ایرانی است. خواندن شاهنامه دشوار است. راه بردن به آنچه فرزانه توس در این نامه نامی گرامی گفته است، صدها بار دشوارتر از ایران بزرگ است، ایرانی که ما آن را گرامی میداریم اگر به شایستگی بشناسیم تنها در شاهنامه یافتنی است، سرچشمه، خاستگاه، بنیاد شاهنامه است.
اگر شاهنامه در یکی از باریکترین و دشوارترین روزگاران در تاریخ ایران سروده نمیشد فرهنگ ایرانی سردرنشیب نابودی میرفت نه خیامی پدیدار میتوانست آید نه مولانایی و نه حافظی و نه سعدی و نه هیچ یک از بزرگان ادب و فرهنگ ایران. فردوسی بود که خوانی فراخ گسترد. این بزرگان و این نامآوران و نازشآفرینان بر این خوان نشستند و از آن توشه و نوشه برگرفتند.
شاهنامه دفتر دانایی و خرد است
فردوسی تنها در ایران شاهکاری بیهمانند نیست، همتایی در پهنه گیتی ندارد باور نمیکنید! کار بسیار آسان است شاهنامه را بخوانید، رزمنامههای دیگر نامدار جهان را نیز. آن سه رزمنامه پرآوازه فرنگیان را بخوانید: ایلیاد، ادیسه، انهاید. این سه برگرد یک رخداد درتنیده و پدید آمدهاند؛ جنگ تروا. شاهنامه آکنده از رخدادهای شگرف گوناگون است، سویمندیهایی و گسترههایی معنایی در آن است که در هیچ رزمنامهای نسیت. شاهنامه دفتر دانایی است، دفتر خرد است، دفتر آدمی بودن است که از دید من آدمی بودن برابر است با ایرانی بودن.
من بیهوده سخن نمیگویم گفتار من از سر شیفتگی نیست، آری من شیفته ایرانم. اما نه آن شیفتگی که خرد را از کار میاندازد، چشم را از دیدن، گوش را از شنیدن. این شیفتگی را من شیفتگی پیشینی مینامم. جوانی نوبالیده دل به دخترکی زیبارو میبازد، بر او میشیبد دانش، خرد، آگاهی خود را از دست میدهد.
شاهنامه نامهای جهانی است
من شیفته ایرانم اما از آن گونه دیگر، گونه دومی آن شیفتگی که بر پایه شناخت و آگاهی است. باور استوار و بیچند و چونم این است که هر کس شاهنامه را بهدرستی بشناسد بر آن خواهد شیفت و بدان دل خواهد باخت. نه تنها ایرانیان، نیرانیان نیز، مردمان کشورهای دیگر من میتوانم نمونههایی چند بیاورم برای شما از فرهیختگان و دانشآموختگان بزرگ و نامدار دیگر کشورها که شیفته شاهنامه شدهاند.
شاهنامه نامهای جهانی است. نامهای است که از سرگذشت و سرنوشت آدمی در آن سخن میراند. در آن میان از ایران و ایرانی. من همچنان با آن شیفتگی دومین به برهان و دانشورانه و از سر شناخت و آگاهی میگویم که ایرانی برترین است در جهان. شاهنامه نیز که نامه ایران و ایرانی است به همان سان برترین در میان شاهکارهای ادب گیتی.
آنچه من میگویم میباید چندینبار آن را بازگویم که هیچ گمانی برای شما نماند که بر پایه ایراندوستی کور نیست. من اگر ایرانی نمیبودم این سرزمین سپند، ورجاورند، بیمانند اهورایی را بهدرستی میشناختم و بیش از پیش دل بدان میباختم. من نمونهای بیاورم که آزمونی بود بشگون که آن را بارها گفتهام.
ایران بهراستی فسونبار است و دلربا
چند سال پیش من برای سخنرانی در همایشی فرهنگی به روسیه رفته بودم. همایشی دیگر در آن زمان در مسکو برگزار شد، ایرانشناسان از شهرهای گوناگون این کشور پهناور در آن گرد آمده بودند از من هم خواستند در آن همباز باشم من برای سخنرانی بدین همایش نرفته بودم اما پافشارانه خواستم سخنی بگویم.
سخنان من کوتاه بود گفتم من چونان مردی از ایران از یکایک شمایان که ایرانشناساید و بهترین سالهای زندگیتان را در کار شناختن و شناسانیدن ایران کردهاید بسیار سپاسگزارم کار ارزشمندتان را میستایم اما وابنهید که من پوست باز کرده و بی هیچ پروا و بی هیچ پرده به شما بگویم که هیچ نازشی در سر من ایرانی یا هر ایرانی دیگر ندارید زیرا اگر شما کاری کردهاید در شناخت و شناسانیدن ایران به پاس دل خود کردهاید زیرا به این سرزمین دل باختهاید.
ایران بهراستی فسونبار است و دلربا. پس ایرانی راستین ایرانی سرشتین کسی که شایستگی این نام بلند بزرگ بیمانند و نازشخیز است باید سرزمین خود را به شایستگی بشناسد. چگونه؟ کوتاهترین راه شناختن شاهنامه است بردن شاهنامه به دامان ذهن و اندیشه ایرانیان است. اگر ایران را دوست میدارید به هر شیوهای که میتوانید بکوشید که آن را نخست به ایرانیان و بهویژه نونهالان و جوانان ایرانی سپس به دیگر مردمان سرزمینها بشناسید این خویشکاری وظیفه تک تک ما ایرانیهاست.

بهروز فروتن
شاهنامه بخشی از تاریخ، هویت و اندیشه ایرانی است
بهروز فروتن، مشاور ارشد شورای حامیان شاهنامه گفت: شاهنامه و میراث فردوسی در حفظ هویت ملی ایران اهمیت بسیاری دارد. باید با ادامه مسیر استادان و اندیشمندانی که سالها برای حفظ هویت ملی تلاش کردهاند، این میراث ارزشمند را به نسل جدید منتقل کنیم. برگزاری این نشست به عنوان گامی در مسیر ترویج فرهنگ و هویت ایرانی است. هدف ما این است که نسل جدید، جوانان و خانوادههای ایرانی بتوانند با نگاهی تازه، با فرهنگ اصیل ایرانی آشنا شوند و برای احیای آن تلاش کنند. ایران همواره زنده و برقرار خواهد بود. اسطورههایی مانند آرش کمانگیر و شخصیتهایی چون فردوسی، بخشی از سرمایه فرهنگی و تاریخی ایران هستند و باید این میراث را به گونهای معرفی کنیم که برای سالهای طولانی در جامعه تداوم داشته باشد.
جایگاه شاهنامه در فرهنگ ایرانی اهمیت والایی دارد. شاهنامه تنها یک کتاب ادبی نیست، بلکه بخشی از تاریخ، هویت و اندیشه ایرانی است و میتواند ظرفیتهای ذهنی، هنری، تاریخی و ادبی جامعه را به نسلهای آینده منتقل کند. وی در پایان با قدردانی از حاضران و ایراندوستان حاضر در این نشست، بر ضرورت معرفی چهرههای برجسته فرهنگ و ادب ایران تأکید کرد و از فردوسی، رودکی، سهروردی، حافظ و سعدی به عنوان بخشی از بزرگان و سرمایههای ماندگار فرهنگ ایران یاد کرد.

هوشنگ طالع
شاهنامه بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران است
هوشنگ طالع نیز در سخنانی گفت: یعقوب لیث صفاری در احیای زبان فارسی اهمیت بسیاری دارد. شاهنامه بخشی مهم از تاریخ و فرهنگ ایران است و حفظ زبان و تاریخ برای تداوم هویت ملی ضرورت دارد. پس از آنکه زبان فارسی در دوره صفاریان جایگاه تازهای یافت، ضرورت تدوین و حفظ تاریخ ایران نیز مورد توجه قرار گرفت. به گفته او، در مقدمه شاهنامه بایسنقری به کتابی با عنوان اوستای کهن اشاره شده که حاوی بخشهایی از تاریخ و فرهنگ ایران بوده است. روایتهای بسیاری درباره حمله اسکندر و از میان رفتن بخشی از متون کهن ایرانی وجود دارد. در دوره اشکانی، تلاشهایی برای گردآوری و بازسازی این نوشتههای پراکنده انجام شد و بعدها در دوره ساسانی نیز بخشهایی از این میراث گردآوری و تدوین شد.
شاهنامه صرفاً یک اثر ادبی نیست، شاهنامه را باید بهعنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران مورد توجه قرار داد؛ اثری که روایتهای تاریخی و اسطورهای ایرانی را برای نسلهای بعد حفظ کرده است. نقش دقیقی و فردوسی در سرایش شاهنامه بسیار است. دقیقی تلاش کرد روایتهای تاریخی ایران را به شعر درآورد و پس از او فردوسی این کار را ادامه داد و با بهرهگیری از منابع پیشین، پیوندی منسجم میان روایتهای گوناگون برقرار کرد. پژوهشهای تاریخی بسیاری درباره قدمت حضور ایرانیان در ایران وجود دارد که بر اساس برخی دیدگاههای پژوهشی، میتوان روایتهای شاهنامه را با گاهشماری تاریخی تطبیق داد و برای شخصیتها و رویدادهای آن چارچوب زمانی تعیین کرد. شاهنامه اهمیت بسیاری در شناخت گذشته ایران دارد و شناخت تاریخ و فرهنگ ایران، بخش مهمی از حفظ هویت ایرانی است.

علیرضا شعبانی
ضرورت عبور از «عصر گسست» و بازآفرینی شاهنامه برای نسل امروز
علیرضا شعبانی، دبیر شورا و مدیر پروژه جامع شاهنامه با تبیین چشمانداز پروژه، بر ضرورت عبور از «عصر گسست» و بازآفرینی شاهنامه برای نسل امروز تأکید کرد. وی همچنین گفت که هدف، ورود مفاهیم شاهنامه به سبک زندگی روزمره از جمله تلفن همراه، پوشاک، لوازمالتحریر و استفاده از فناوری است. از محورهای کلیدی این پروژه، تولید نخستین سریال هوش مصنوعی ایران با عنوان شاهنامه (در ۶ فصل) که فصل اول آن در ۱٠ قسمت به کارگردانی استاد میکاییل شهرستانی و صداپیشههای به نام و آهنگسازی استاد مجید انتظامی در شرف تولید است و همچنین کنسرتفیلم ارکسترال شاهنامه برنامه دیگر این پروژه است. همچنین در مراحل توسعه، ساخت بازیهای تعاملی و موبایلی، عروسکهای هوشمند و محصولات سبک زندگی با رویکرد شاهنامهای و ایده های نوآورانه دیگر در دستور کار قرار دارد تا تجربهای نو از حماسه ملی خلق شود.
هدف نهایی برنامه جامع شاهنامه، تبدیل این اثر به بخشی از سبک زندگی مردم و معرفی آن بهعنوان یک برند فرهنگی در سطح ملی و بینالمللی عنوان شده است. توسعه فعالیتها در کشورهایی مانند تاجیکستان، ترکیه و ازبکستان و ارائه محصولات و خدمات فرهنگی در قالب فرانچایز نیز در چشمانداز این پروژه قرار دارد.
در پایان این هماندیشی از فعالان فرهنگی، هنری و اقتصادی برای مشارکت در این طرح دعوت شد؛ طرحی که بنا دارد شاهنامه را از جایگاه یک متن کلاسیک فراتر ببرد و آن را به بخشی زنده از تجربه فرهنگی و زندگی روزمره نسل امروز و آینده تبدیل کند.
امرداد - آناهید خزیر

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر