در سالنمای کشور، نهم شهریورماه به نام «روز قزوین» شناخته میشود. این روز برای ارجگذاری از تاریخ و فرهنگ و نامآوران قزوین است. بهویژه آنکه در سالهایی از سدهی دهم مهی، شهر قزوین پایتخت ایران نیز بوده است و مردمانش همواره به هنرمندی و ساخت صنایع دستی کممانند، آوازه داشتهاند.

گذری بر تاریخ قزوین
قزوین به نام کهن «کاسپین» نیز شناخته میشود. این دیار از کهنترین شهرهای ایران است و سرشار از تاریخی پُرفراز و نشیب. قزوین در زمان پادشاهی شاهتهماسب صفوی (سدهی دهم مهی) پایتخت ایران بود. افزون بر این که از شهرهایی بود که جادهی ابریشم از آن گذر میکرد.
پیشینهی سکونت در قزوین 9 هزارساله است. آثار بهدست آمده در تپه زاغه (در بخش جنوبی دشت قزوین) گواه دیرپایی این شهر است. در دوران باستان، اقوام باستانی فلات ایران و میانرودان بارها از دشت قزوین گذر میکردند. بدینگونه، قزوین جایی برای پیوندهای بازرگانی و تمدنی نیز دانسته میشد. در دوران مادها قزوین و دشت پیرامون آن گسترهای مهم بود. در آن دوره، در جنوب باختری قزوین دژی به نام «ماگبیتو» وجود داشته که یکی از بزرگان ماد بر آن فرمانروایی میکرد.
در دورهی ساسانیان قزوین به نام «کشوین» شناخته میشد. ساسانیان از آنرو که قزوین در مرز دیلم جای دارد، به این شهر نگاه ویژهای داشتند و آن را شهری راهبردی میدانستند. برخی از بازگفتهای تاریخی نشان از آن دارد که شهر قزوین را شاپور دوم ساسانی (309- 379 میلادی) پی افکند. ساسانیان این شهر را به چشم پایگاهی نظامی میدیدند. تا آنکه در سال 24 مهی قزوین به دست اعراب افتاد و آنها بسیار زود به اهمیت استراتژیک آن پی بردند. در سدهی ششم مهی، در دورهی چیرگی سلجوقیان، قزوین به اوج شکوفایی خود رسید. جای گرفتن دژهای الموت در گسترهی قزوین و رویاروییهای خونین سلجوقیان با اسماعیلیان، قزوین را اهمیت بیشتری داد و جایی برای زدوخوردهای نظامی شد.
در زمان ایلخانان، قزوین دوهای ناامن را از سر گذراند. این دورهی نابسامان همچنان ادامه داشت تا آنکه صفویان بر سر کار آمدند و قزوین را پایتخت خود ساختند. تنها در سال 1000 مهی بود که آنها پایتخت را به اصفهان بردند. با این همه، قزوین همچنان اهمیت شایان نگرشی داشت. در زمانهای چیرگی افشاریه، زندیه و قاجاریه، شهر قزوین گسترهای مهم شناخته میشد. بهویژه در دورهی قاجار، این شهر توسعه و گسترش چشمگیری یافت.
جغرافیای قزوین
رودخانههای قزوین، این گستره را سیراب از آب ساختهاند. بزرگترین رود قزوین خزررود نام دارد و پهنهوری آن بیش از چهار هزار کیلومتر مربع است. ابهررود که سرانجام به دریاچهی نمک میریزد و رودخانهی دشت جنوبی قزوین به نام حاجیعرب نیز گسترههای آبی قزوین را شکل میدهند.
قزوین زمستانهایی سرد و یخبندانی دارد و تابستانهایی خنک و دلپذیر. شهری صنعتی نیز شناخته میشود و مردمانش در هنرورزی و ساخت صنایع دستی، آوازهای جهانی دارند. شهرستانهای قزوین نیز سرشار از جاذبههای تاریخی و فرهنگی هستند؛ شهرستانهایی به نام: تاکستان، آبیک، بویینزهرا، البرز، آوج؛ و شهرهای آبادی مانند: الوند، اقبالیه، مهرگان، بیدستان، سگزآباد، معلمکلایه، کوهین، زیاران و دیگر شهرها.
مردم، گویش و گذران زندگی
قزوینیها به زبان فارسی اما با گویش ویژهی قزوین سخن میگویند. در این استان زبانهای تاتی، گیلکی و آذری نیز رایج است. گفتهاند که زبان مردم قزوین با زبان نوشتاری آنها یکی است و چندان جداییای میان این دو نیست.
مردم قزوین از نگاهبانان پایدار فرهنگ ایرانزمین شناخته میشوند. آن مردم در ساخت صنایع دستی، خوشنویسی و نگارگری هنرمند هستند. نگارگری قزوین هنری است با مکتب و شیوهی ویژهی خود و با آوازهای جهانی. قزوین شهری صنعتی نیز هست و واحدهای سنتی آن ریشهدار هستند. اکنون هشت شهرک صنعتی در قزوین برپا است. به همهی اینها فرهنگخواهی مردم قزوین را هم باید افزود. قزوین از دیرینهترین شهرهای ایران است که در آن مطبوعات و نشریات پا گرفته است.
از قزوین نامآوران بزرگی برخاستهاند؛ مانند: عبید زاکانی، حمدالله مستوفی قزوینی، میرعماد خوشنویس، میرزا حسین عمادالکتاب خوشنویس، عارف قزوینی، علیاکبر دهخدا، اشرفالدین قزوینی (نسیم شمال)، محمد قزوینی، اقبالآذر خوانندهی موسیقی سنتی ایران و بسیارانی دیگر.


آثار تاریخی قزوین
– کاخ چهلستون: به این کاخ «کلاهفرنگی» هم گفته میشود. در زمان شاهتهماسب صفوی مجموعهای از کوشکها در شهر قزوین ساخته شده بود که تنها کوشک بهجا مانده از آن مجموعه همین کاخ چهلستون است. مهرازی آن هشتگوشه است و در دو اشکوب ساخته شده است. آرایههای درون کاخ آوازهای فراتر از ایران دارند و در همهی جهان هنری شناختهشده هستند. اکنون از این کاخ، به نام موزهی خوشنویسی یاد میشود. کاخ چهلستون در مرکز شهر قزوین و در پیرامون میدان آزادی جای دارد.
– کاروانسرای سعدالسلطنه: والی قزوین در زمان ناصرالدینشاه قاجار که سعدالسلطنه نام داشت، دستور ساخت این کاروانسرا را داده بود. گنبد کاشیکاری آن دیدنی و کممانند است. در اهمیت کاروانسرای سعدالسلطنه همین بس که نام آن در فهرست جهانی یونسکو ثبت شده است. این سازه را در نزدیکی بازار قزوین میتوان دید.
– گرمابهی قجر: در سال 1057 مهی، یکی از سرداران شاهعباس صفوی دستور ساخت این گرمابه را داد. نام او سردار امیرگونهخان قاجار بود. گرمابه سه بخش اصلی دارد و دو پارهی جداگانهی مردانه و زنانه. حوض میانی گرمابه از دیدنیهای آن است. این اثرِ ثبت ملی شده، اکنون موزهی مردمشناسی است و با بازار قزوین دوری چندانی ندارد.
– سردر عالیقاپو: در زمان صفویه هفت دروازه برای ورود به شهر قزوین وجود داشت که یکی از آنها اکنون به نام سردر عالیقاپو شناخته میشود و در آغاز خیابان سپه نمایان است. سنگنوشتهی آن از خوشنویس نامدار صفوی، علیرضا عباسی، است. سردر عالیقاپو ایوانی بلند دارد و قوسها و تاقنمای آن دیدنی است.
عمارت باغ سپهدار: سازهای در زیبایی خیرهکننده است و از ساختههای محمدولیخان سپهدار تنکابنی، از نظامیان و سیاستمداران روزگار قاجار. مهرازی آن شکوهمند است و آرایههای درون عمارت بسیار تماشایی است. این سازهی را در محوطهی هزارجریب شهر قزوین میتوان دید.
– مسجد جامع عتیق: این سازه، کهنترین مسجد جامع ایران است. گفتهاند که مسجد جامع عتیق (یا: مسجد کبیر) در سالهای پایانی سدهی دوم مهی ساخته شده است. بازسازیها در زمان صفویه و قاجاریه انجام گرفته است. گستردگی آن نزدیک به 3500 متر مربع است و چهار در ورودی دارد. این مسجد از آثار تاریخی بسیار مهم قزوین شناخته میشود.
– کلیسای کانتور: کلیسای ارتدوکسی کانتور در دورهی ناصرالدینشاه قاجار و به دست روسها ساخته شده است. به آن «برج ناقوس» نیز گفته میشود. طرح آن چلیپایی است و نمای آن با آجر قرمز لعابدار پوشیده شده است. در محوطهی آن نیز سنگ مزارهایی دیده میشود. این کلیسا ثبت ملی شده است.
– کلیسای رفیع: فضای این کلیسا مستطیلی و دارای چهار ستون است. ورودی آن بهشکل نیمدایره است. بازسازی کلیسای رفیع در دورهی پهلوی نخست بوده است. آن را میتوان در خیابان خیام شهر قزوین دید.
– برجهای خرقان: در سدهی ششم مهی، دورهی چیرگی سلجوقیان، برجهای دوگانهی خرقان را که از هم کمتر از 30 متر دوری دارند، ساختهاند. این دو برج در بخش مرکزی شهرستان آوج جای دارند. گرهچینی، نقشهای هندسی و آجرکاری آن بسیار دیدنی است. گنبد آنها نیز از دید مهرازی شایان بررسی است. افسوس که این دو برج در زلزلهی سال 1381 خورشیدی آسیب دیدند اما هنوز شکوه آنها نمایان است.
– کاروانسرای حاجرضا: در بخش جنوبی بازار قزوین یکی از زیباترین کاروانسراهای ایران نمایان است. این سازه را کاروانسرای حاجرضا مینامند و اکنون رو به ویرانی است. در سالهای گذشته کاربری بازرگانی داشته و به همین سبب آسیبهای به آن زده شده است.
– آرامگاه حمدالله مستوفی: سازهای بازمانده از سدهی هشتم مهی، دورهی ایلخانان مغول، است. این اثر ثبت ملی شده است. نمای آن بسیار دیدنی و همانند برجی آجری است. محوطهی آن 280 متر مربع است. گنبد آرامگاه کاشیکاری و مقرنسکاری است. حمدالله مستوفی از تاریخنگاران و دیوانیان برجستهی ایران بوده است.
– دروازهی درب کوشک: سازهای دارای ورودیای قوسدار و نیمدایرهای است. دو تاقنما در دو سوی آن ساخته شده است. آجرکاری و کاشیکاری دروازه، به آن شکوهی درخور داده است. این دروازه را در دورهی قاجار ساختهاند. دروازهی درب کوشک در خیابان میرعماد جای دارد.
– بازار تاریخی قزوین: این بازار دیرینگی یکهزارساله دارد. سپس در دورههای صفویه و قاجاریه بازسازی شده است. بلندای بسیار سقف بازار قیصریهی قزوین درخور نگرش است و مهرازی آن بسیار دیدنی است.
– عمارت شهرداری: در خیابان شهرداری قزوین این سازهی قاجاری دیده میشود. در گذشتهها به آن عمارت لالهزار گفته میشد و اکنون از آن موزهای ساختهاند. عمارت شهرداری شش ستون دارد و چهار منارهی کوتاه.
– آبانبار حاجکاظم: این سازه در دهههای نخست پادشاهی قاجاریه ساخته شده است و از دیرینهترین آبانبارهای شهر قزوین شناخته میشود. بانی آن را کسی به نام حاجکاظم کوزهگر شناساندهاند. آبانبار یادشده ثبت ملی شده است.
– آبانبار تکگنبدی: بزرگترین آبانبار تکگنبدی در ایران و جهان است که در سال 1227 مهی آن را بنا کردهاند. نشانی آن را باید در محلهی راهِ ری شهر قزوین جست. گنبد آن آجری است. این آبانبار در زمان خود پیگذار نظام آبرسانی نوینی در شهر قزوین بوده است.
– موزهی شهر قزوین: این موزه در خیابان هلالاحمر، در کنار سازههای تاریخی دولتخانه جای دارد. موزهی شهر قزوین در سال 1384 خورشیدی گشایش یافت و گونهای دیرینکدهی باستانشناسی شناخته میشود. برخی از آثار نگهداری شده در آن چنان کهن است که تماشای آن را برای هر گردشگری دلخواه خواهد ساخت.
– موزهی دکتر صالحی: این موزه دربردارندهی آثاری است که یکی از کارمندان وزارتخارجه به نام صالحی در دوران خدمت خود در آن وزارتخانه گردآوری کرده است. برخی از آثار موزه، صنایع دستی، مدالها، نشانها، تابلوفرشها و نمونههای افزونتر است که از کشورهای گوناگون جهان فراهم آمده است.
میراث طبیعی قزوین
از برخی از میراث طبیعی قزوین، چنین میتوان یاد کرد:
– قلعهی الموت: دژ الموت از مهمترین سازهی قلعهای ایران است. تاریخی آکنده از رویدادهای بزرگ در این دژ روی داده است. بیگمان راهجستن و دیدن دژ الموت و دیگر دژهای آن گستره گردشگریای دلپذیر خواهد بود، اما باید از پرتگاههای ترسناک آن پرهیز کرد! قلعههای الموت در نزدیکی روستای گازرخان جای دارد و مهرازی آن، با همهی ویرانیها، شگفتآور است. این دژ و استحکامات پیرامون آن بهتازگی در فهرست یونسکو ثبت جهانی شده است.
– درهی گرماگلو: دیوارههای بلند دره و رودخانهای که از میان آن گذر میکند، از دیدنیهای گرماگلو است. پهنای دره در گذر از تنگه، پیوسته دگرگون میشود و گاه پهنای اندکی دارد و گاه بزرگ است. این تنگه راه به دژهای افسانهای الموت دارد. درهی گرماگلو را باید در روستای تاریخی گازرخان دید.
– باغستان سنتی قزوین: در بخش جنوب، خاور و باختر شهر قزوین باغستانی با گستردگی 2780 هکتار دیده میشد. افسوس که از آن تنها 700 هکتار بهجا مانده است. دیرینگی این باغستان، بیش از هزارسال است. ناصرخسرو قبادیانی هنگام گذر از قزوین، در سدهی ششم مهی، در سفرنامهاش از این باغستان یاد کرده است.
– پارک جنگلی باراجین: این پارک بسیار تماشایی در دو کیلومتری شمال شهر قزوین است. هوای دلپذیر و کوهپایهای، در کنار حیاتوحش آن از این پارک فضایی تماشایی و دیدنی ساخته است.
– دریاچهی اوان: گرداگرد این دریاچه را طبیعتی زیبا و یگانه فرا گرفته است. اوان در دامنهی کوه خشچال جای دارد و از قزوین تا به آنجا 75 کیلومتر راه است. گسترهی دریاچه بیش از 70 هزارمتر مربع است.
رهآوردهای قزوین
مردم قزوین هنرمند و هنرآفرین هستند و صنایع دستیای که میسازند در زیبایی کممانند است. از قزوین میتوان چنین رهآوردهایی را با خود آورد: فرشهایی با نقشونگارهای دلربا؛ گلیمهایی در زیبایی یگانه؛ جاجیمهایی پُر از رنگهای شاد و نوارهایی که نواربافان قزوینی آراستهی جامههایشان میکنند. افزون بر اینها، از نمنمدوزی قزوین نیز باید یاد کرد. در این صنعتِ دستی، مُهرههای ریز به هم بافته میشوند تا کیفهای کوچکی پدید بیاید. گلابتوندوزی و گیوهدوزی نیز از صنایع دستی قزوین است. منبتکاری، نقاشی پشت شیشه، آیینهکاری، سرمهدوزی و مسگری را هم باید به آن صنایع افزود تا نمایی از هنرورزیهای مردم قزوین اندکی آشکار شود.
خوراکیهای قزوین
شمار خوراکیهای قزوین که همگی خوشمزه و لذیذ هستند، بسیار است. در اینجا تنها نام آن خوراکیها را میآوریم تا تنوع خوراکی مردم این شهر بهتر دانسته شود: قیمهنثار که برای فراهم آوردن آن از تکههای گوشت، خلال بادام، خلال پسته، زرشک و برنج بهره میبرند؛ قیمهی آبدار که به آن دم کباب نیز میگویند؛ کوکو شیرین که ترکیبی از سیبزمینی پخته، تخممرغ، شکر و گلاب است؛ دُیماج که آمیختهای از نان خشک، پنیر محلی، خیار، گردو، پیاز داغ و زردچوبه است؛ خوراک گلکبر که با غنچهی گیاه کاپاریس درست میشود؛ انارپلو؛ شیرینپلو؛ بادمجانپلو؛ کلهجوش و خوراکیهای فراوان دیگر که کام مسافران و گردشگران را شیرین میسازد.
خبرنگار امرداد: سپینود جم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر