۱۳ مرداد ۱۴۰۵

چرا سَره‌ گرایی؟

بسیاری می‌پرسند که آیا علمی و منطقی است که بخواهیم وام‌واژه‌ای آشنا را از زبان بزداییم و واژه‌ای پارسی را به جایش بگذاریم؟ آری، جز انگیزه‌های هویتی و میهن‌پرستانه، دلایل علمی و کارکردی‌ای هست که از برنامه‌ریزی زبانی با گرایش سَره پشتیبانی می‌کند. چند دلیل را با هم مرور کنیم.

۱. انتظار می‌رود که واژه‌های بنیادین هر زبان از خودش باشد. وارد شدن وام‌واژه به لایه‌‌های زیرین و بنیادین زبان از شان زبان می‌کاهد. برای نمونه شایسته نیست دانش‌آموز ایرانی چهار عمل اصلی: ضرب، تقسیم، جمع و تفریق را در ریاضی با واژه‌های عربی یاد بگیرد. یا اینکه دستور زبان خودش را با واژه‌های عربی: مفعول، مسند، فعل، مضاف، مضاف‌الیه و… بیاموزد. شیوه‌ی نوشتار کسانی چون حسن تقی‌زاده و علامه قزوینی نمونه‌‌وار نوشته‌هایی است که با کاربرد نا‌بجای وام‌واژه از شان زبان پارسی می‌کاهد.

۲. واژه‌های خودی روند آموزش و فهم مطالب را آسان می‌کند. چنانکه برای یک ایرانی یادگیری و به‌خاطرسپاری واژه‌های خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی بسیار آسان‌تر از کسوف و خسوف است. از همین‌روست که برخی کشورها برنامه‌ریزی زبانی خود را به گونه‌ای پیش می‌برند که وام‌واژه‌های علمی و جاافتاده را هم جایگزین کنند. چنانکه برخی کشورها برای نوترون و پروتون هم برابرسازی کرده‌اند.

۳. واژه‌ها، به ویژه‌ واژه‌های عربی خوشه‌ای هستند. اگر جلوی یکی را نگیریم، واژه‌های دیگری هم وارد زبان می‌شوند؛ چنانکه از پس علم واژه‌های عالم، معلوم، علامه، علوم و… وارد زبان شدند.

۴. واژه‌سازی نگاه به آینده دارد. اگر فرهنگستانِ نخست، واژه‌ی پزشک را جایگزین طبیب نکرده بود، اکنون برابرهای زیر را نداشتیم:

چشم‌پزشک، دندان‌پزشک، دام‌پزشک، پزشکی، ساختمان پزشکان، پیراپزشکی و…

۵. وام‌واژه.ها، به‌ویژه وام‌واژه‌های خوشه‌ای ساختار دستوری زبان را زیر هَنایش (تاثیر) می‌گیرند. برای نمونه هنگامی که قتل، قاتل، مقتول جای کشتن، کشنده و کشته را می‌گیرد. یک ساختاری دستوری دارد جای ساختار دستوری دیگر را می‌گیرد.



امرداد - کورش جنتی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر