۲۸ مرداد ۱۴۰۵

ناموران ایران - حسین گل‌گلاب؛ مردی که ای ایران را برای همیشه سرود

در یکی از تلخ‌ترین روزهای ایران، زمانی که ارتش‌های بیگانه در سال 1320 خورشیدی، سرزمین ما را زیر چکمه‌های خود داشتند، حسین گل گلاب، نام بلند ایران را با سرود جاودانه‌ی «ای ایران»، فریاد کرد و از ماندگاری و مرز پُرگوهر آن سخن گفت. این سرود، جانی تازه در تَن ایرانیان دمید. گل گلاب افزون‌بر سرودن آن ترانه‌ی میهن‌دوستانه، دانشمندی شناخته‌شده در گیاه‌شناسی و دیگر رشته‌های علمی بود.

هر چند دانسته نیست که حسین گل گلاب در کدام روز از ماه امرداد زاده شده است، اما بی‌گمان او مانند ماه ِ زادرروش –امرداد- از جاودان‌یادها است (امرداد به معنی جاودانگی است). سروده‌ی «ای ایران» او بسنده است تا این استاد دانشمند و هنرمند همواره در یاد ایرانیان زنده بماند.

گل گلاب در کنار همه‌ی هنرها و دانش‌هایش، زبان‌دانی چیره‌دست بود. او زبان‌های انگلیسی، فرانسه، روسی، لاتین و عربی را استادانه می‌دانست و از این هنرِ خود برای برابریابی واژگان بیگانه، بهره‌ی بسیار می‌بُرد. او هموند اثرگذار فرهنگستان زبان بود و بسیاری از برابرنهادهای فارسی واژه‌های علمی‌ای را که اکنون به‌کار می‌بریم، ساخت؛ واژه‌های مانند: کاسبرگ، پرچم، جلبک، گل سنگ. به توانایی‌های او نویسندگی، استادی دانشگاه، موسیقی‌دانی و چکامه‌سرایی را نیز باید افزود.

گل گلاب از خانواده‌ی هنرمند برخاسته بود. پدرش در دربار قاجار به نقاشی می‌پرداخت و در چاپ سنگی روزنامه‌های دولتی آن زمان، همکاری داشت. به موسیقی نیز مِهر بسیار می‌ورزید. از همین رو پسر خود –حسین- را نزد استادان موسیقی بُرد و کمک کرد تا نواختن سازهای ایرانی را بیاموزد. گل گلاب سپس‌تر وارد مدرسه‌ی موسیقی وزیری شد و هنر نوازندگی را چیره‌دستانه‌تر یاد گرفت.

گل گلاب دانش‌اندوزی را از دبیرستان دارالفنون آغاز کرد و در نزد استادان نامور آن‌جا بسیار آموخت و سپس در همان دبیرستان سرگرم تدریس شد. در بازه‌ی زمانی‌ کمتر از 10 سال، دوازده جلد کتاب علمی در رشته‌ی علوم طبیعی برای تدریس در آموزشگاه‌ها نوشت. در کنار آن به آموخته‌های خود نیز سال به سال می‌افزود. آن‌چنان که دانش‌آموخته‌ی رشته‌های علوم سیاسی و حقوق شد. در دانشگاه‌های نیز گیاه‌شناسی درس می‌گفت؛ رشته‌ای که برای آن زمان ایران، به‌دور از تازگی‌ها نبود. او از سال 1314 خورشیدی استاد رشته‌ی فیزیولوژی گیاهی دانشگاه بود.

آموختن و دانش‌اندوزی پیوسته

گل گلاب آن و دَمی از آموختن و آموزاندن دست نمی‌کشید. برای بهره‌وری بیشتر از دانش گیاه‌شناسی جهان نیز راهی کشورهای روسیه، انگلستان و بلژیک شد. او که استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته می‌شد، سمت‌های اداری و آموزشی چندی را بردوش گرفت و در هر کار شایستگی خود را نشان داد. از جایگاه علمی او نیز بارها قدردانی شد. افزون بر همه‌ی آن کارهای علمی و اداری، به سرودن قطعه‌هایی برای کودکان نیز دلبستگی داشت. آثاری از این دست از گل گلاب به‌یادگار مانده است. عکاسی نیز از دیگر هنرهای او بود. او دوربین به دست از بسیاری از آثار طبیعی ایران عکس می‌گرفت و در این کار پشتکاری کم‌مانند داشت.

پیش‌تر به هنر موسیقی‌دانی گل گلاب اشاره کردیم. او در این رشته، هم نُت را به خوبی می‌شناخت و هم با زیر و بم موسیقی ایرانی آشنایی بسیار داشت. سروده‌های «آذرآبادگان»، «خاک ایران»، «پایدار ایران» و از همه آشناتر به گوش‌ها «ای ایران» نه تنها گواه مِهر بی‌شمار او به سرزمین نیاکانی‌اش است بلکه از توانایی او در شناخت موسیقی نیز حکایت دارد. سرودن آن ترانه‌ها بدون آشنایی ژرف با موسیقی سنتی ایران، شدنی نبود.
گل گلاب «ای ایران» را در زمانی سرود که ارتش‌های متفقین ایران را اشغال کرده بودند و برای بیداری مردم و نگاهبانی از کشور، نیاز به انگیزه‌ای‌ والا بود. سرود «ای ایران» آن نیاز میهن‌دوستانه را برآورد کرد. آهنگ آن سرود ِ همیشه در یاد را شادروان روح‌الله خالقی ساخت و زنده‌یاد استاد غلامحسین بنان با صدای بی‌مانندش اجرا کرد. «ای ایران» در اندک زمانی در سراسر ایران شنیده شد و مردم به آن دلبستگی بی‌کرانی یافتند؛ دلبستگی و مِهری که هنوز هم ادامه دارد و در حافظه‌ی ایرانیان ثبت است. در همان سال بود که گل گلاب سرود «آذرآبادگان» را نوشت و خالقی ترانه‌ای برای آن ساخت. سرودی که از جدایی‌ناپذیر بودن آذربایجان از پیکر ایران سخن می‌گفت و هشداری به بیگانگان بود تا سودای جدا کردن آن بخش ِ همیشگی ایران را از سَر بیرون کنند.

از گل گلاب آثار علمی فراوانی به‌جا مانده است. او از پیشگامان دانش گیاه‌شناسی در ایران بود. کتاب‌های تاریخ طبیعی، گیاه‌شناسی، فرهنگ گیاهان معمولی و گیاهی، نباتات ایران، جانورشناسی، جغرافیای نظامی آسیا، فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی و شیمی فلزات، شمار اندکی از کتاب‌های بسیار اوست و نشان از گستردگی دانش و آموخته‌هایش دارد.

حسین گل‌گلاب استاد دانشکده‌ی علوم و دانشکده‌ی پزشکی، استاد گیاه‌شناسی علمی و عملی پزشکی، فرنشین آزمایشگاه بیولوژی گیاهی، معاون دانشکده‌ی پزشکی و هموند پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و آفریننده‌ی سرود نامیرای «ای ایران»، در اسفندماه 1363 خورشیدی روی در نقاب خاک کشید. یادش پایدار باد 



نگار جمشیدنژاد - امرداد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر