دهم تیرماه در سالنمای رسمی خورشیدی برابر با سیزدهمین روز تیرماهِ زرتشتیان است که تیر یا «تِشتَر» نام دارد. هر سال در ماهِ تیر، هنگامیکه روز تیر فرا میرسد، آن روز را به نامِ «تیرگان» جشن میگیرند. تیر در زبانِ اوستا، «تیشتریَه» و در پهلوی «تِشتَر» نام دارد. (نیکنام، 1382، رویه 85)
آنگونه که تشتر در اوستا تعریف شده، بیگمان همان«شِعری یَمانی» عربی است. ابوریحان بیرونی شِعری یَمانی را «بگذرنده» گزارش کرده است و گوید آن ستارهای است بر دهان «کلب الجبار». ستاره یاد شده در زبانهای اروپایی به «سیریوس»(Sirius) نامور است. بنابر آنچه «پلوتارک» مینویسد: از زمانِ بسیار باستان هم میدانستند که تشتر ستاره شعری یمانی است. چه گاهنگار یاد شده بهروشنی از ستوده بودن این ستاره، نزد ایرانیان یاد کرده و میگوید: «هرمزد(خداوند)، سیریوس را نگهبان و پاسبان دیگر ستارگان قرار داد.» در فقره 44 از «تشتر یشت» آمده است: «ما ستاره تشترِ درخشان و باشکوه را تعظیم میکنیم که اهورامزدا او را سرور و نگهبان همه ستارگان برگزیده چنانکه زرتشت را برای مردمان.»
تشتر، در فرهنگها به معنی فرشتهی باران آورده شده است و گاهی آن را به «میکاییل» برگردان(:ترجمه) کردهاند. شاید به فراخور آنکه تشتر فرشتهی باران است، فرشته روزیدهنده (:ارزاق) نیز پنداشته شده و او را به مانند میکاییل فرشته روزیدهندهی دین یهود و اسلام پنداشتهاند. در گاتها(سرودهای زرتشت) نامی از تشتر، یاد نشده است. اما در دیگر بخشهای اوستا بیشتر به آن برمیخوریم.(پورداود-جلد1، 1356، رویههای324و325)
تیشتر یشت، هشتمین یشتِ اوستا به شمار میرود. این یشت در ستایش و بزرگداشتِ درخشانترین ستارهی آسمان که همانا ستارهی «تِشتَر» باشد، سروده شده است. بالا آمدن ستاره «تشتر» با افزایش بارندگی و پایین رفتن این ستاره با کاهش بارندگی همراه است. در تیشتر یشتِ اوستا، نبرد این ایزد با دیوِ «اَپوش» که دیو خشکسالی و خشکی است، آورده شده است. این دیو باران را از باریدن باز میدارد. تیشتر به یاری مینوی خرد و با همکاری ایزد باد، آب را به بالا میراند و به یاری ایزد بُرز(اپامنپات) و فروهر نیکان و به یاری ایزد هوم و بهمن امشاسپند به نبرد این دیو خشکسالی میرود.
ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم خود مینویسد: «تیرگان سیزدهم روز است از تیر ماه و نامش تیر است. همنام ماه خویش و همچنین است به هر ماهی آن روز که همنامش باشد، او را جشن دارند و بدین تیرگان گفتند که آرش تیر انداخت از بهر صلح منوچهر که با افراسیاب تُرکی کرده است، بر تیر پرتابی از مملکت و آن تیرِ کفتِ او از کوههای طبرستان بکشید تا بر سوی تخارستان.»(بیرونی،1357، رویهی 254)
پیشینهی تاریخی:
کیخسرو شاهرخ دربارهی جشن تیرگان مینویسد: «چون هنگامی دراز دربارهی کرانهی(سرحد) ایران و توران جنگ بود. در این روز میان منوچهر پادشاه ایران و افراسیاب پادشاه توران آغاز دوستی و پدید آوردن کرانهی ایران و توران شد و تا روز “باد” به انجام رسید. بدانروی روز تیر ایزد و تیر ماه که آغاز و باد ایزد و تیر ماه که انجام آن آشتی و دوستی بود، زرتشتیان بر ارج (عزت و حرمت) جشن نخستین که تیر روز و تیر ماه باشد، افزوده تیر روز و باد روز هر دو را جشن میگیرند. »(شاهرخ کرمانی، 1325، رویهی 54)
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه دربارهی جشن تیرگان چنین مینویسد: «برای این جشن دو سبب است؛ یکی آن است که افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت، منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر در خود به او بدهد و یکی از فرشتگان که نام او اسفندارمذ بود حاضر شد و منوچهر را امر کرد که تیر و کمان بگیرد به اندازهای که به سازندهی آن نشان داد چنانکه در کتاب اوستا یاد شده و آرش را که مردی با دیانت بود، حاضر کردند گفت: که تو باید این تیر و کمان را بگیری و پرتاب کنی و آرش برپا خواست و برهنه شد و گفت ای پادشاه و ای مردم بدن مرا ببینید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است و من یقین دارم که چون با این کمان این تیر را بیندازم پاره پاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود، ولی من خود را فدای شما کردم. سپس برهنه شد و به قوت و نیرویی که خداوند به او داده بود، کمان را تا بناگوش خود کشید و خود پاره پاره شد و خداوند باد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و به دورترین جای خراسان که میان فرغانه و طبرستان است پرتاب کند و این تیر در هنگام فرود آمدن به درخت گردوی بزرگی گرفت که در جهان از بزرگی مانند نداشت.»
برخی گفتهاند که روز پرتاب کردن تیر این روز بوده، روزِ «تیر» که «تیرگان کوچک» است و روز چهاردهم آنکه شش روز است که «تیرگان بزرگ» باشد و در این روز خبر آوردند که تیر به کجا افتاده و در این روز مردم ابزار آشپزی و تنورها را میشکستند؛ زیرا در این روز بوده که از افراسیاب رهایی یافتند و هر یک به کار خود سرگرم شدند.
گردیزی دربارهی جشن تیرگان مینویسد: «اندر تیرگان پارسیان شستوشو (:غسل) کنند و سفالینها و آتشدانها بشکنند و چنین گویند: که مردمان اندرین روز از حصارِ افراسیاب برستند، هر کسی بهسرِ کارِ خویش شدند، و هم اندرین ایام گندم با میوه بپزند و بخورند و گویند: اندر آنوقت همه گندم پختند و خوردند، که آرد نتوانستند کرد. زیرا که همه اندر حصار بودند. سرشستن از بهرِ آن است که چنین گویند: که چون کیخسرو از حربِ افراسیاب بازگشت، بر سرِچشمه فرود آمد تنها، خوابش فرو برد. پس بیژنبن گیو فراز رسید. او را خفته یافته آب بروی زد، تا از خواب بیدار شد، و اندرین روز شستوشو (:غسل)کردن میانِ ایشان رسم بماند.»(گردیزی، 1347، رویهی 243)
نامههای اوستا و پهلوی و فارسی اَرَخش یا آرش قهرمان و تیرانداز نامی روزگار منوچهر را بسیار نام برده و او را شوند(:سبب) پیروزی لشگریان ایران در جنگ با افراسیاب تورانی میدانند.
طبری نیز این داستان را آورده است: «و هر دو ملک بر این عهد بستند و صلحنامه بنوشتند، پس آرش را اختیار کردند و آرش مردی بود که از وی تیراندازتر نبود و بر کوهی شد، در آن حدود از آن بلندتر کوهی نیست و تیری را نشان کرد و بینداخت بر لب جیحون به زمین آمد.»
فخرالدین گرگانی در داستان ویس و رامین، آرش را به فرنام(:لقب) کمانگیر مینامد و گوید:
از آن خوانند آرش را کمانگیر / که از ساری به مرو انداخت او تیر
در مجمل التواریخ، آرش به فرنام «شیوا تیر» نامور است و گوید: «بهرام چوبین رقیب خسرو پرویز مدعی بود که از خاندان آرش است.»
در تیر یشت بند 6 و 37 دربارهی سرعت پرواز تیر آرش اینگونه میآید:«ستارهی درخشان و شکوهمند تشتر را میستاییم که تند به سوی دریای فَراخکَرت تازد که گویی تیری است که آرش بهترین تیرانداز آریایی در هوا به پرواز در آورد و از کوه اییریوخشوث به سوی کوه خنوانت انداخت.»(کنکاش موبدان تهران، دهم تیر ماه 1332، رویههای 2 و 3)
سرایندهی همروزگارمان (:معاصر)، سیاوش کسرایی دربارهی تیراندازی آرش کمانگیر اینچنین سروده است:
آری آری جان خود در تیر کرد آرش، کار صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش.
در «روضه الصفا»، دربارهی پیمان آشتی ایران و توران از زبان افراسیاب چنین آمده است: «مقرر و مشروط بر آن که آرش از سر کوه دماوند تیری اندازد، هر کجا آن تیر فرود آمد، فاصله میان دو مملکت آن محل بوَد و آرش بر قلهی جبل(کوه) دماوند رفته تیری به جانب مشرق افکنده از شست رها کرد و آن تیر از وقت طلوع آفتاب تا نیمروز در حرکت بود و هنگام استوا بر کنار رود جیحون افتاد.»(موبدیار مرادپور، تیرماه 1389، رویهی 6)
داستان دیگر دربارهی جشن تیرگان، درپیوند است با خشکسالی که در زمانِ ساسانیان و پادشاهی فیروز نیای انوشیروان دادگر روی داد. گویند در روزگار این پادشاه تا هفت سالِ، هیچ قطرهای باران از آسمان نبارید و انبوه زیادی از مردم از خشکسالی، جان سپردند. پس از هفت سال در روز جشن تیرگان ابرها آسمان را پوشیدند و پس از لختی قطرههای باران زمین خشک و تفتیده را آبیاری نمود. مردم از آمدن باران چنان شادمان شدند که از شادی بسیار به هم آب پاشیدند و از آن روز این جشن بهنام جشن آبریزان نامور شد. (آذرگشسب، 1352، رویهی 231)
کیخسرو شاهرخ در آیینهی آیین مازدیسنی مینویسد: « در روز جشن آبریزان توانگران گلاب و بینوایان آب به هم میریختند. » (شاهرخ کرمانی، 1325، رویهی 54)
همچنین، جنگی که میان ایران و توران در زمان منوچهر و افراسیاب درگرفت، هفت سال به درازا کشید. این جنگ کشتههای زیادی برجای گذاشت. رسمِ یادآوری از روان درگذشتگان و درخواست آمرزش و شادی روانان که در زمان باستان به وسیلهی زرتشتیان برپا میشد، نماد و آیینی است که یادآور کشتهشدگان و جانباختگان جنگِ زمان منوچهر.(کنکاش موبدان تهران، 1332، رویهی 5)
چگونگی برگزاری جشن تیرگان در گذشته:
جشن تیرگان در گذشته، بازهای 10 روزه داشت؛ یعنی از تیر روز از ماه تیر(سیزده تیرماه زرتشتی) آغاز میشد و به باد ایزد یعنی روز 22 تیرماه پایان میگرفت. زرتشتیان تیرگان را تیروجشن(tiru-jashn) (ملکی، تیر ماه 1383، رویهی 3) و همچنین جشنِ تیروتِشتر(tir-o-teshtar) مینامیدند و جشن آبریزی و آببازی است. (مزداپور،1383، رویهی 170)
در زمان گذشته، روزِ پیش از جشنِ تیرگان، با شکوه و شادمانی بسیار، خانه و بیرون آن را آب و جارو و پاکیزه میکردند. بامداد روز جشن همهی خانواده، سر و تن خود را شستوشو داده، جامهی نو میپوشیدند و به شادی میپرداختند. اوستایی که در این جشن خوانده میشد براین پایه است: خورشید نیایش و مهر نیایش. با این تفاوت که هنگامی در خورشید نیایش به گفتارِ «تِشتریم ستارم ریونتم خره ننگهنتم یزهمیده» به معنی «میستایم ستارهی درخشان و پرشکوهِ و دورپیدایِ تیر را»، میرسیدند این جمله را بسیار(نزدیک به صد یا دویست بار یا بیشتر) بازگویی(:تکرار) میکردند و سپس خورشید نیایش را تا پایان میخواندند.(آذرگشسب،1349، رویههای 15و16)
در گذشته در روزِ جشن تیرگان زرتشتیان به شاوِرَهرام ایزد(یکی از نیایشگاههای زرتشتیان است که دارای آتش همیشهسوز و همیشهروشن نیست. در این نیایشکده، آتش را هر بامداد روشن میکنند.- مزداپور،1382، رویهی 108) میرفتند و نیایش میکردند و اوستای تیشتر یشت را میخواندند و جشن تیرگان را گرامی میداشتند. سپس همگی به خانهی یکدیگر میرفتند و به زبانزد(:اصطلاح) «خَش و خیر» میکردند و این روز را شادباش میگفتند و با سرور و شادی به همدیگر آب میپاشیدند. کودکان و جوانان در این روز بسیار لذت میبردند و شادی میکردند و در کوچهها و بامها میدویدند و در کنار نهرها و استخرها آب به هم میپاشیدند و در هنگامِ آب ریختن ترانههایی را میخواندند به مانند: «تور ماهیَ، وَچه ماهیَ» یعنی ماه تیر است و ماه کودکان است. (گفتوگو با خانم خرمن یزشنی)
یارینامه:
- آذرگشسب، اردشیر (1352دی ماه). مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان. تهران: چاپ راستی.
- آذرگشسب، اردشیر (1349). آیین برگزاری جشنهای ایران باستان. تهران: چاپ راستی.
- بیرونی، ابوریحان(1357) تصحیح استاد جلالالدین همایی. التَّفهیم الاَوائِل صِناعَةِ التَّنجیم. انتشارات انجمن آثار ملی.
- پورداود(1356) به کوشش دکتر بهرام فرهوشی. یَشتها(جلد اول). تهران: دانشگاه تهران. چاپ دوم.
- شاهرخ، کیخسرو(1325). آیینهی آیین مازدیسنی. تهران: کارخانهی استاد میرزا علیاصغر.
- کنکاش موبدان تهران(تیرماه 1332). جشن تیرگان. پیک کنکاش موبدان تهران. شماره پنجم.
- گردیزی، ابوسعید عبدالحی(1347). زینالاخبار. به کوشش عبدالحی حبیبی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
- مزداپور، کتایون(بهار و تابستان 1383). مجلهی فرهنگ ویژهی زبان شناسی. سال هفدهم، شمارههای یکم و دوم پیاپی 50-49. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- موبدیار مرادپور، میترا(تیر ماه 1389). تیرگان روز صلح و آشتی در ایران باستان. پارسنامه: ماهنامه خبری، پژوهشی و تحلیلی. سال دوم. شماره سیزده.
- نیکنام، کوروش(1382). از نوروز تا نوروز(آیین ها و مراسم سنتی زرتشتیان ایران). تهران: فروهر. چاپ دوم.
برگفته از رویهی اندیشه، امرداد شماره 366
آرمیتی آذرگشسب یزد، کارشناس ارشد رشتهی مردمشناسی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر