۱۳ آبان ۱۴۰۵

سالروز درگذشت اکبر گلپایگانی؛ حنجره‌ طلایی آواز ایرانی

امروز سیزدهم آبان‌ماه 2585 شاهنشاهی، سومین سال درگذشت اکبر گلپایگانی، از استادان توانای موسیقی آوازی ایران است. او صدایی دل‌نشین داشت و ردیف‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی ایران را استادانه آموخته بود. دوستداران گلپایگانی او را «مرد حنجره‌ طلایی آواز ایرانی» می‌نامیدند.

تنها هشت ساله بود که استعداد خوانندگی اکبر گلپایگانی را شناختند و پدر او برای شکوفا ساختن آن توانایی، خود دست به‌کار شد و پسرش را با چهارچوب‌های آوازخوانی سنتی ایران آشنا کرد. گلپایگانی این بخت را هم داشت که همسایه‌ی یکی از استادان موسیقی سنتی ایران باشد. محمد ایرانی مجرد همان استادان ردیف‌دانی بود که به پاس همسایگی، اکبر را با ردیف‌ها و دستگاه‌های موسیقی آشنا کرد.

گلپایگانی در سال 1326 خورشیدی، زمانی که چهارده سالگی‌اش را پشت سر می‌گذاشت، برای نخستین‌بار در یک گروه ارکستر شرکت کرد و یک‌سال پس از آن آموختن موسیقی و آواز را در انجمنی که کار آن پرداختن به موسیقی بود، پی گرفت. آشنایی گلپایگانی با برخی از استادان موسیقی سنتی، راه او را برای رسیدن به جایگاه هنری‌ای که جویای آن بود، هموار کرد. در هجده‌سالگی او دیگر موسیقی‌دانی حرفه‌ای بود و اراده‌ای بسیار برای آموختن این هنر داشت. به همین سبب بود که برای آموختن پایه‌ای‌تر و کامل‌تر ردیف‌های موسیقی نزد استاد نورعلی‌خان برومند رفت و پس از آن از نامورانی مانند ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، عبداله دوامی، اسماعیل ادیب خوانساری و به‌ویژه استاد حسین طاهرزاده، آن‌چه را که باید بیاموزد، آموخت و بیش از همه به شیوه‌ی خواندن استاد طاهرزاده و استاد ادیب خوانساری دل بست. برای اکبر گلپایگانی افتخار بزرگی بود که کم‌وبیش در همان زمان‌ها، در سال 1335 خورشیدی، به همراه دو تَن از برجستگان موسیقی ایران، استاد برومند و استاد علی‌اصغر بهاری، به دعوت یونسکو به اروپا سفر کرد و برنامه‌ای درخور ارائه داد. دو سال پس از آن نیز به برنامه‌ی رادیویی گلها که داوود پیرنیا بانی آن بود، فراخوانده شد. آن‌جا بود که گلپایگانی هنر آوازخوانی خود را آشکارتر ساخت و به چنان آوازه‌ای دست یافت که او را واداشت هفده‌سال به همکاری خود با این برنامه ادامه دهد. از رهگذر این همکاری بود که او آثار آوازی استادانه‌ای را آفرید و به کارنامه‌ی هنری خود افزود. اما در پایان همکاری با گلها، با رنجش و دلخوری از این برنامه جدا شد.

گلپایگانی در سال 1347 در فیلمی سینمایی بازی کرد که نام آن فیلم برای همیشه با او ماند و دوستدارانش او را به همان نام صدا کردند. آن فیلم «مرد حنجره طلایی» نام داشت و ساخته‌ی مهدی میثاقیه بود. داستان فیلم چنین بود که مردی تنگ‌دست به‌ناگهان استعداد آوازخوانی خود را کشف می‌کند و به آوازه و شهرتی بسیار دست می‌یابد. آن شهرت ناگهانی، او را به راه‌های ناروا می‌کشاند، اما به خود می‌آید و زندگی‌اش را سامان دوباره‌ای می‌دهد. گلپایگانی پس از اکران آن فیلم، به نام مرد حنجره طلایی موسیقی ایران شناخته شد.

از آن پس زندگی اکبر گلپایگانی با اجرای برنامه‌های موسیقی در رادیو و تلویزیون و همکاری با چند هنرمند موسیقی سپری شد. اما چند دهه‌ی پایانی زندگی‌اش چندان فرصتی برای اجرا نیافت تا آن‌که در 13 آبان‌ماه 1402 دیده از جهان فروبست. گلپایگانی دوست می‌داشت پیکرش را پس از مرگ در کنار مزار استاد مرتضی محجوبی، نوازنده‌ی پیانو و بنیادگذار موسیقی ملی ایران، خاکسپاری کنند، اما چنین نشد و پیکر گلپایگانی در قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرا دفن شد.

زنده‌یاد گلپایگانی کارمند سازمان برنامه بود؛ در چندین کنسرت بیرون از ایران برنامه اجرا کرد و به تدریس آواز نیز پرداخت. از آلبوم‌های او می‌توان به این نمونه‌ها اشاره کرد: «موی سپید»، «دل ای دل»، «چرا عاشق نباشم».

یادش گرامی 




امرداد - نگار جمشیدنژاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر