اگر میخواهیم که آیندۀ دموکراسی و جامعۀ مدنی در ایران به گذشتۀ پـُر اشتباهِ بسیاری از رهبران سیاسی و روشنفکرانِ ما نبازد، باید شجاعانه و بی پروا به چهرۀ «حقیقت تلخ» نگریست و از آن، چیزها آموخت.

اگر میخواهیم که آیندۀ دموکراسی و جامعۀ مدنی در ایران به گذشتۀ پـُر اشتباهِ بسیاری از رهبران سیاسی و روشنفکرانِ ما نبازد، باید شجاعانه و بی پروا به چهرۀ «حقیقت تلخ» نگریست و از آن، چیزها آموخت.

پارسیانجمن: غفرانِ بدخشانی زادهی ۲۶ شهریورِ ۱۳۶۱ در بهارستانِ بدخشان است. او آموزشهای نخستین را تا ۱۳ سالگی در بدخشان گرفت و سپس راهی هلند شد و در آن جای دستوری(دکتری) فلسفه گرفت.
در آغاز سال ۱۴۰۱ خورشیدی، شاهد یک چرخشگاه دیگر در سرنوشت زبان فارسی هستیم. دندانهای واپسگرایان قومی و دینی در افغانستان بر گلوی زبان فارسی نشسته است. در واپسین روزهای سال ۱۴۰۰ خورشیدی، گروه طالبان واژهٔ «دانشگاه» را از لوحه (تابلو) دانشگاه بلخ حذف کرد.[۱] مسئله فقط واژهٔ دانشگاه نیست، زبان فارسی و فارسیزبانان از هر نظر زیر فشار انسانستیزانهٔ طالبها قرار دارند؛ از کوچ اجباری و راندن و آواره کردن هزارهها تا کشتار و آوارگی پنجشیریها.
جاوید اشکانی: بگاهی که داریوش سوم هخامنشی در سال ۳۳۱ پیش از زایش مسیح کُشته آمد بدست اسکندر گجسته، کشته شدنِ او یک «مرز تاریخی» برای زبانهای ایرانی بشمار آید، زیراک ز مرگ او تا سال ۸۶۷ ترسایی -یعنی دوره میانهی زبانهای ایرانی – تا روزگاری که رادمان پور ماهک (یعقوب لیث صفار) به فرمانروایی بخشهای خاوری ایران رسید و زبان پارسی را بنیاد کار خویش ساخت، هزار سال گذشت. پیش از آن دوره «پارسی باستان»، و پس از آن دوره «پارسی نو» نامگذاری گردید[۱].

هرجای اورامانات، در استانهای کرمانشاه و کردستان، را که بنگریم با طبیعتی شگفتانگیز روبهرو خواهیم شد. یک نمونه از آن شگفتیها روستای «هجیج» است و جادهای که از پاوه آغاز میشود و به این دهکدهی پلکانی و بسیار دلانگیز میرسد.