«تاتها و تاتی، مردمان و زبانی ایرانی»
در نوشتههای بسیاری، «تات» به معنی ایرانی (غیرترک) به کار رفته است. چنانچه در لغاتالترک کاشغری (۴۶۶ مَهی)، واژهی تات برابر «الفارسیه» و تَت به معنای ایرانی آمده است. در متلهای ترکزبانان تبریز، تات به معنای دانا و شهرنشین است. در لغتنامهی دهخدا، تاتها مردمی فارسیزبانند که به زبان کهن و بومی سخن میگویند.

همچنین آمده که اگر از هر روستایی در آذربایجان بپرسی تات یعنی چه؟ بیدرنگ میگوید، آبادینشین. پس میتوان گفت، «تات» واژهای است که دستکم از یکهزارهی پیش، از سوی ترکان بیابانگرد و زردپوست اورال، به ایرانیان کشاورز و شهرنشین گفته میشده است. «تاتی» نیز به لهجههای گوناگون زبان ایرانی گفته میشد که تاتها بدان سخن میگویند. حمدالله مستوفی نیز در نزههالقلوب، «تات» را برابر ایرانی به کار برده است.
گویشهای بومی ایران همچون کردی، لری، گیلکی، مازندرانی، دماوندی، تاتی و… واژگان و چارچوبهای دستوری یکسانی دارند. تاتی از شاخهی زبانهای ایرانی است و چندهزار سال تاریخ بر تارک خود دارد. گستردگی این گویش کهن، از قزوین و اشتهارد تا آذربایجان و تالش و اردبیل و اران اشغالی (ج. آذربایجان) و داغستان و… را در بر میگیرد.
«یحیا ذکا» در کتاب جستاری دربارهی زبان مردم آذربایجان، مینویسد: «در پیرامون همدان و قزوین و کرانهی سپیدرود و مازندران و تالش و آذربایجان و نیز افغانستان و قفقاز، تیرههایی از مردم هستند که خود را تات مینامند و زبانشان نیز تاتی خوانده میشود.»
کمروایی کنونی کاربرد تاتی و سرنوشتش در درازنای تاریخ، تنیدگی فراوانی با زبانهای پهلوی و آذری (نه ترکی) دارد. «زبان آذری» زبان سرشتین و اصیل آذربایجان (آذر + بایگان) بوده و امروزه، به نادرست، برابر با زبان بیگانه و تازه از گرد راه رسیدهی (ترکی- مغولی) گرفته میشود. وارون گفتهی برخی نویسندگان ترکیه که میگویند: «زبان مردم آذربایجان از روز اول ترکی بوده است(!)»، اما نشانهها چنین است که، هیچ متن، جمله و یا نوشتهی کهنی به زبان ترکی از مردم آنجا در دست نیست. برای نمونه، قطران تبریزی (شاعر سدهی چهارم) که خود از آذربایجان است، دیدن یک دلبر (معشوقه) ترک در گنجه را شگرف و شگفتانگیز دانسته و چنین سروده است که:
«ای ترک به گنجه از کجا افتادی
کآندر دل و جان من فکندی شادی»
زبان آذری، شاخهای از گروه زبانهای ایرانی است که در شمال غرب ایران بدان سخن گفته میشده، و با گویشهای ارانی، تالشی (تاتی)، دماوندی، طارمی، کردی و ارمنی همبستگی دارد. این زبان پس از یورش تیمور به ایران و رخنه و چیرگی ترکان آققویونلو و قرهقویونلو در آذربایجان، سختترین آسیبها را به خود دید. با این همه، زبان آذری که ریشه در تاریخ دیرین ایران دارد، یکسره از میان نرفت و هنوز هم در برخی روستاها و در میان سالخوردگان به کار میرود. این زبان، بیگمان دنبالهی زبان مادی است که سپس با … زبانهای پهلویک (اشکانی) و پارسیک (ساسانی) درآمیخت و همواره در کنار زبان رسمی کشور- فارسی دری- به کار رفت. از گزارشها و گفتار سالمندان چنین برمیآید که بخشهای تات و آذریزبان تا همین یکصد سال پیش، بسیار بیشتر از امروز بوده و گویشهای بومی، گستردگی فراوانی داشتهاند. اما بدبختانه و برای نمونه، امروزه در تالش که تاتی از زبانهای بومی آن است، کمتر کسی یافت میشود که تاتی (تالشی) سخن بگوید. اما ترکی چنان چیرگی یافته که تو گویی هزاران سال چنین بوده است! زبان تاتی؛ زبان زندهی داغستان و اران نیز هست.
سرزمین ماد، بخشهای امروزی همدان، کرمانشاهان، لرستان، قزوین، اصفهان، ری و آذربایجان را در بر میگرفت. دربارهی اینکه زبان تاتی به زمان مادها میرسد، دکتر یارشاطر در کتاب «سرزمین قزوین» مینویسد: «در سرزمینهای شمال غرب ایران، زبانهای کهن و بومی آنجا از فرای ارس تا سمنان و سنگسر و ساوه و همدان گسترده است و اینها با یکدیگر پیوندهای ژرف دارند. در تاریخ ایران، نشانهای در دست نیست که تات زبانها از جای دیگری کوچیده باشند؛ و بیگمان لهجههای ایرانی این بخشها، بازماندهی گویش مادهاست که تاکنون در پناه کوهستانها پایدار مانده است.» در همین باره، حمدالله مستوفی در «نزههالقلوب» (۷۴۰ مَهی)، زبان مردمان زنجان و مراغه را پهلوی دانسته است. از میانهی سده یازده و دوازده هجری (مهی)، ترکی رفتهرفته در آذربایجان رواج یافت. دکتر ذبیحالله صفا در این باره مینویسد: «در زمان بنیعباس ترکان در سختگیری مذهبی پیش افتادند… و در این میان بود که مردم بومی تات در آذربایجان، زیر سُم ستوران این چادرنشینان لگدکوب شده و هویت ملی و فرهنگ و زبان و آیینهای کهن خویش را از دست دادند. از آن پس، سخن گفتن به زبان بومی و آذری، گناه بوده(!) و تنها درون خانوادهها به گونهای پنهانی به کار میرفت.
دکتر یحیا ذکا در کتاب خود آورده است: «خوشبختانه شنیدم در مرز ایران و قفقاز، دیههایی هست و مردم آن به زبانی سخن میگویند که به زبان فارسی بسیار نزدیک است و تاتی خوانده میشود.» سیاست تاتزدایی در قفقاز، از زمان جدایی این سرزمین از ایران و با تندی بسیاری دنبال شد. پس از اندکزمانی (در دورهی استالین)، به بهانهی کم بودن شمار تاتها و اینکه دیگر همگان به ترکی آشنایی دارند، ریشهی تاتی را زدند. همانندی واژگان تاتی، فارسی، قفقازی، اوستایی و پهلوی را در زیر ببینید.
فارسی، تاتی و اوستایی: «اسب، اسپ، اسپا»، «سفید، اسپی، اسپیتمه»، فارسی، تاتی، قفقازی: «چریدن، بچرستن، چرستن»، «زنبور (انگبین)، انکه، انگه»، «برگ، ولگه، ولگ»، فارسی، تاتی، اوستایی، پهلوی: «داماد، زوما، زاماتر، زامات»، «مرده، مرتیک، مرته، مرت».
امرداد - علیمحمد آقا علیخانی، جستاری در زبان و ادبیات تاتی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر