۴ مرداد ۱۴۰۵

سیمرغ ساسانی: از اسطوره تا نگاره

در میان نقش‌مایه‌های هنر دوره ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی)، کمتر موجودی به اندازه‌ی «سیمرغ» یا آن‌گونه که در متون پهلوی آمده «سِنمُرو» (Senmurv) اهمیت نمادین و گستردگی کاربرد داشته است. این آفریده‌ی افسانه‌ای، ترکیبی از چند جانور، بر روی بشقاب‌های نقره، پارچه‌های ابریشمی، گچ‌بری‌های کاخ‌ها و حتی جامه‌ی شاهان در نقش‌برجسته‌های پادشاهی تراش خورده  و به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای هنر ایران باستان نامور شده است.

این نوشتار به بررسی ریشه‌ی اساطیری، ویژگی‌های تصویری و کارکرد نمادین سیمرغ در دوران ساسانی می‌پردازد.


ریشه‌شناسی و پیشینه‌ی اساطیری

نام سیمرغ از واژه‌ی اوستایی «سئنَ مِرِغَه» (saēna mərəgha) گرفته شده که در پهلوی به صورت «سِنمُرو» درآمده و در فارسی نو به «سیمرغ» تبدیل شده است [۱]. بر پایه‌ی آنچه از اوستا و متون پهلوی برمی‌آید، سیمرغ پرنده‌ای است فراخ‌بال که بر درختی درمان‌بخش آشیان دارد؛ درخت «هَروِسپ‌تُخمه» که در میانه‌ی دریای فراخکرت روییده و دربردارنده‌ی تخمه‌ی همه‌ی گیاهان است [۲]. بر اساس این روایت، سیمرغ با تکان‌دادن بال‌های خود دانه‌های آن درخت را در همه‌جا می‌پراکند و بدین‌سان در باروری و درمان‌بخشی طبیعت نقش ارزشمندی بازی می‌کند.

پژوهشگرانی چون هانس-پیتر اشمیت که نوشتارهایی درباره‌ی جایگاه سیمرغ در ادبیات و هنر ساسانی و نیز درباره‌ی خاستگاه سِنمُرو نوشته‌اند، بر این نکته پافشاری دارند که نگاره‌ی ساسانی این آفریده، لزوماً با توصیف‌های اوستایی یکسان نیست و بخشی از عناصر تصویری آن -به‌ویژه شکل ترکیبی سگ‌سان و اژدهاگون- در دوره‌ی ساسانی شکل گرفته یا برجسته شده است [۳].


ویژگی‌های تصویری سیمرغ در هنر ساسانی

در آثار هنری ساسانی، سیمرغ معمولاً موجودی ترکیبی و پیچیده به تصویر کشیده می‌شود: سری شبیه سگ یا گاه شیر، پنجه‌هایی شیرمانند، بدنی پولک‌دار یا شبیه اژدها، بال‌های عقاب و دُمی طاووس‌گونه [۴]. برخی پژوهش‌ها این آمیختگی را نوعی صورت نیمه‌پرنده و نیمه‌پستاندار توصیف کرده‌اند که در بسیاری از آثار ساسانی همچون آمیزه‌ای از اژدها، طاووس، عقاب و شیر نمایان می‌شود [۵]. پژوهش‌های اخیرتر با روش تحلیل صوری تصویری، این نقش‌مایه را در چهار گروه ریخت‌شناختی متفاوت -بر پایه‌ی ساختار دُم و عناصر ترکیب‌بندی- دسته‌بندی کرده‌اند که نشان می‌دهد سیمرغ ساسانی نه یک الگوی واحد، بلکه سنتی تصویری با تنوع درونی بوده است [۶].

 

نمونه‌های شاخص

  • نقش‌برجسته‌ی طاق بستان (کرمانشاه): در صحنه‌ی شکار گراز خسرو پرویز، جامه‌ی شاه با نقش سیمرغ در قاب‌های دایره‌ای تزیین شده است؛ نقشی که در حاشیه‌ی لباس سوارکار زره‌پوش این مجموعه نیز دیده می‌شود [۷[ [۸].

  • ظروف نقره‌ای و زرین: بشقاب‌ها، آبدان‌ها و گلدان‌های نقره‌ای سده‌های پنجم تا هفتم میلادی -از جمله نمونه‌ای که در ارمنستان یافت شده و اکنون در موزه‌ی هنرهای اسلامی برلین نگهداری می‌شود- نقش سیمرغ را در میان تزیینات خود دارند[۹].


  • پارچه‌های ابریشمی: یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها پارچه‌ی ابریشمی سده‌ی ششم میلادی است که اکنون در موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می‌شود؛ در این‌گونه پارچه‌ها تصویر سیمرغ اغلب به شکلی تزیینی در میان قاب‌های دایره‌ای جای گرفته است [۱۰][۱۱]. نمونه‌ی مشابهی از پایان دوره‌ی ساسانی نیز در موزه‌ی سرنوچی پاریس نگهداری می‌شود[۱۲].


  • دیوارنگاره‌های افراسیاب در سمرقند: در این نگاره‌ها که به دوران فرارود بازمی‌گردد، شاه یا شاهزاده‌ای با جامه‌ای آراسته به نقش سیمرغ به تصویر کشیده شده که شباهت آشکاری با جامه‌ی خسرو پرویز در طاق بستان دارد؛ نکته‌ای که گسترش این نقش‌مایه فراتر از مرزهای ایران ساسانی را نشان می‌دهد[۱۳].


پژوهش‌های گستره‌ی نساجی و پوشاک دوره‌ی ساسانی نیز نشان می‌دهند که نقش پرندگان -از جمله سیمرغ، طاووس، عقاب و درنا- بخش بزرگی از زبان تصویری پارچه‌بافی این دوران را تشکیل می‌داده و این نقوش را می‌توان هم روی سنگ‌نگاره‌های طاق بستان و سنگ‌نگاره‌های فارس و هم روی ظروف سیمین و زرین، مهره‌ها، گچ‌بری‌ها و نقاشی‌های دیواری بازیافت[۱۴].

 

کارکرد نمادین: فرّه و حمایت شاهانه

بسیاری از پژوهشگران کاربرد گسترده‌ی سیمرغ در هنر رسمی و درباری ساسانی را با مفهوم «فرّه» یا فرّ ایزدی -نشانه‌ی مشروعیت و پشتیبانی آسمانی شاهان- پیوند می‌دهند. حضور این نقش بر جامه‌ی شاهانه در طاق بستان و بر ظروف فلزی که احتمالاً در دربار یا میان طبقه‌ی اشرافی به کار می‌رفته، این فرضیه را تقویت می‌کند که سیمرغ می‌توانسته نشانی از پیوند شاه با نیروی پشتیبان آسمانی باشد. برخی منابع فارسی، سیمرغ را دوست انسان و دشمن مار و نیروهای اهریمنی دانسته و کارکرد آن را در پیوند با درخت درمان‌بخش و دورکردن بیماری از انسان تعریف کرده‌اند [۱۵].

 

از سیمرغ ساسانی تا سیمرغ شاهنامه

باید سیمرغ به‌عنوان نقش‌مایه‌ی تصویری ساسانی را از سیمرغ ادبی -به‌ویژه سیمرغ حماسی شاهنامه‌ی فردوسی که پرورنده‌ی زال و یاور رستم است- دگرگون و جدا دانست. در حماسه و ادب پس از اسلام، سیمرغ بیشتر چون پرنده‌ای بزرگ با پرهای بلند و دُمی رسا آورده و بازگو می‌شود که در فرهنگ عامه، اسطوره‌ها و متون عرفانی جایگاهی ارجمند یافته است [۱۶]؛ این تصویر رفته‌رفته از شکل ترکیبی و پیچیده‌ی دوران ساسانی دور می‌شود. سیمرغ در شاهنامه مایه‌ی امید و پایداری رستم و خاندان پهلوانان شاخه‌ی گرشاسبیان است. زال با کار فروبسته‌ای روبه‌رو می‌شود با آتش زدن پر او هربار از مشکلاتش گره‌گشایی می‌کند.
همان رازها کرد نیز آشکار
جهان را نیامد چون‌او خواستار

 

میراث و بازتاب سیمرغ در دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها

نقش سیمرغ ساسانی هرگز در مرزهای ایران باز نایستاد. این نقش‌مایه، همراه با کاروان‌های بازرگانی و پارچه‌های ابریشمی و از راه پیوندهای سیاسی و دینی، به سرزمین‌های همسایه و حتی دوردست راه یافت و در سنت‌های تصویری و اساطیری بسیاری از فرهنگ‌ها بازتاب یافت.

 

ارمنستان و قفقاز

در ارمنستان، نقش سیمرغ/سنمرو از سده‌ی هفتم میلادی در تزیینات معماری کلیساها -از جمله کلیسای جامع اجمیادزین و کلیسای آتنی سیون- ظاهر شده و در آنجا نمادی از نیروی فراطبیعی و میانجی میان جهان زمینی و الهی تلقی می‌شده است [۱۷]. در قفقاز غربی نیز صدها پارچه‌ی ابریشمی از سده‌های هفتم تا دهم میلادی یافته شده که برخی از آن‌ها، از جمله ردایی که در آرامگاهی در این منطقه پیدا شده، از پارچه‌ی ابریشمی بیزانسی با نقش سیمرغ برای تن‌پوش اصلی بهره برده‌اند و آستر آن از ابریشم‌های سغدی و چینی ساخته شده است؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد این نقش‌مایه در تجارت میان بیزانس، آسیای میانه و چین نیز جریان داشته است[۱۸].


اروپای مسیحی و کلیساهای قرون‌وسطا

پارچه‌های ابریشمی آراسته به نقش سیمرغ، که برخی در سرزمین‌های ساسانی و برخی در سرزمین‌های تحت تأثیر آن (بیزانس یا سغد) بافته می‌شدند، در سده‌های میانه به کلیساها و گنجینه‌های اروپایی راه یافتند و برای پوشاندن یا کفن‌کردن اجساد و اشیای مقدس به کار رفتند. برای نمونه، تکه‌پارچه‌ای ابریشمی با نقش سیمرغ که در موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می‌شود، هنگام خریداری در سال ۱۸۹۳ چنین گزارش شده بود که از آرامگاه یک اسقف در کلیسای جامع وردن فرانسه به‌دست آمده است [۱۹]. نمونه‌ی دیگری در کلیسای سنت‌لو در پاریس، پیراهن نقره‌ای سر هلنا -کاشف صلیب مقدس در روایت مسیحی- را در خود پوشانده بود [۲۰]. در خزانه‌ی کلیسای جامع سنس نیز پارچه‌ای موسوم به «کفن سنت کلمب و سنت لوپ» با نقش‌مایه‌های جانوری ساسانی یا بیزانسی از سده‌ی نهم میلادی نگهداری می‌شود، و در کلیسای سن‌رمی در رنس پارچه‌ای با پنج سیمرغ بزرگ روبه‌روی هم، در کنار نشان‌های تاج شاهی ساسانی، به کار رفته است [۲۱]. این یافته‌ها نشان می‌دهند که نقش سیمرغ، ورای کارکرد اصلی‌اش در دربار ساسانی، به یکی از نقش‌مایه‌های ممتاز و سپند در فرهنگ مسیحی قرون‌وسطای اروپا نیز دگرگون شده بود.

 

اسلاوهای شرقی (روسیه و اوکراین کنونی)

یکی از شگفت‌انگیزترین ردپاهای این نقش‌مایه را می‌توان در دین باستانی اسلاوهای شرقی یافت. در سال ۹۸۰ میلادی، ولادیمیر یکم، بزرگ‌شاهزاده‌ی کیف، بت‌هایی از خدایان اسلاوی از جمله موجودی به نام «سیمارگل»(Simargl/Semargl) برافراشت که در وقایع‌نامه‌ی نخستین (Primary Chronicle) از او یاد شده است [۲۲]. دیدگاه غالب در پژوهش‌های امروزی این است که این نام و نقش، وام‌گرفته از سیمرغ ایرانی -از طریق اقوام ایرانی‌زبان سکاها، سرمت‌ها و آلان‌ها که در تماس نزدیک با اسلاوهای شرقی بودند- به دین کیف روسیه راه یافته است؛ نظریه‌ای که نخستین‌بار به‌طور نظام‌مند از سوی خاورشناس روس کامیلا ترور در سال ۱۹۳۳ مطرح شد [۲۳]. سیمارگل در منابع اسلاوی غالباً به شکل سگی بالدار توصیف شده که نگهبان دانه‌ها، گیاهان و درخت جهان است -کارکردی که یادآور نقش سیمرغ در نگهبانی از درخت همه‌تخمه در اساطیر ایرانی است[۲۴].

 

سغد، آسیای میانه و چین

سغدیان -بازرگانان ایرانی‌زبان آسیای میانه که میان سده‌های چهارم تا هشتم میلادی شبکه‌ی تجارت جاده‌ی ابریشم را در دست داشتند- نقش مهمی در انتقال نقش‌مایه‌های تصویری ساسانی، از جمله سیمرغ، به سرزمین‌های شرقی‌تر ایفا کردند [۲۵]. پارچه‌های ابریشمی آراسته به نقوش جانوری در قابک‌های مرواریدنشان -سنتی که ریشه در نقش جامه‌ی شاهان ساسانی داشت- در کارگاه‌های سغدی و سپس در چین دوران تانگ بازتولید شد و تا شهرهایی چون دون‌هوانگ و تورفان راه یافت [۲۶]. در بخارای ازبکستان کنونی نیز کاشی‌کاری‌های مسجد و مدرسه‌ی نادر دیوان‌بیگی همچنان نقش سیمرغ را بر نمای خود حفظ کرده‌اند؛ نشانه‌ای از تداوم این نقش‌مایه در هنر اسلامی آسیای میانه تا سده‌های متأخرتر [۲۷].

 

جهان ترک و عثمانی

در فرهنگ ترکان پیش از اسلام، پرندگانی چون «قونرول» یا «سمرک» کارکردی مشابه سیمرغ داشتند؛ و پس از رواج اسلام در میان اقوام ترک، این تصویر با روایت‌های ایرانی و عربی درآمیخت و موجودی به نام «زمرد عنقا» (Zümrüdüanka)  در قصه‌ها و ادبیات عامیانه‌ی ترکی پدید آمد -نامی که از ترکیب «زمرد» (به سبب پرهای سبزفام این پرنده) و «عنقا»ی عربی ساخته شده است [۲۸]. سیمرغ و عنقا در شعر دیوانی عثمانی به نمادی از کمال عرفانی و قرب به حق بدل شدند [۲۹]. رد این نقش‌مایه را می‌توان در تزیینات معماری عثمانی نیز یافت؛ برای نمونه، نقاشی‌های تزیینی به سبک «ساز یولو» در کاخ توپکاپی استانبول، که به هنرمند دربار عثمانی در سده‌ی شانزدهم میلادی، شاه‌قلی، نسبت داده می‌شود، تصویر سیمرغ را در خود دارند[۳۰].

 

جهان عربی و ادب اسلامی

در فرهنگ عربی، پرنده‌ای موسوم به «عنقا» یا «عنقای مغرب» با ویژگی‌هایی چون گردنی دراز، چهره‌ای انسان‌گونه و چند جفت بال، در کوه قاف زندگی می‌کند و به‌ندرت آشکار می‌شود [۳۱]. با گسترش هنر و ادب اسلامی پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، عنقای عربی با سیمرغ ایرانی و همچنین با عقاب‌های ارمنی و بیزانسی و قونرول ترکی درآمیخت و اغلب معادل ققنوس (فونیکس) یونانی-رومی دانسته شد [۳۲].

 

هند و آسیای جنوبی

در آسیای میانه و خاور نزدیک، تصویر سیمرغ همچنین زیر تأثیر «گرودا»ی اساطیر هندی -از راه گسترش آیین بودایی و مانوی- شکل گرفت و این دادوستد فرهنگی در سنت‌های ترکان سلجوقی و عثمانی نیز تداوم یافت [۳۳]. نگاره‌های مینیاتور هندی دوران گورکانی (مغول)، از جمله اثری منسوب به نگارگر باسوان با عنوان «پرواز سیمرغ»، نشان می‌دهند که این موجود اساطیری ایرانی به دربارهای هند نیز راه یافته بود[۲۹].

به این ترتیب، سیمرغ/سنمرو ساسانی را می‌توان یکی از پرکاربردترین و ماناترین نقش‌مایه‌های اساطیری جهان باستان و قرون‌وسطا دانست که از دل زبان و اساطیر ایرانی برخاست و در فرهنگ‌های ارمنی، بیزانسی، مسیحی اروپایی، اسلاوی، سغدی-چینی، ترکی-عثمانی، عربی-اسلامی و حتی هندی بازتاب و بازآفرینی یافت.

 

نتیجه‌گیری

سیمرغ ساسانی نمونه‌ای گویا از پیوند میان اسطوره، هنر و ایدئولوژی شاهی در ایران باستان است. این موجود ترکیبی، که ریشه در باورهای اوستایی و پهلوی درباره‌ی پرنده‌ای شفابخش و باروركننده دارد، در دوران ساسانی به یکی از رایج‌ترین و باشکوه‌ترین نقش‌مایه‌های هنر درباری و لوکس -از جامه‌ی شاهانه‌ی طاق بستان گرفته تا پارچه‌های ابریشمی و ظروف نقره‌ای- بدل شد. آنچه این نقش‌مایه را از بسیاری نمادهای دیگر هنر باستان متمایز می‌کند، گستره‌ی خیره‌کننده‌ی سفر جهانی آن است: از کلیساهای ارمنستان و قفقاز تا خزانه‌های کلیساهای فرانسه و فنلاند، از دین باستانی اسلاوهای کیف تا کارگاه‌های نساجی سغدی و چینی، و از ادب دیوانی عثمانی و عنقای عربی گرفته تا مینیاتورهای هندی. با گذار ایران به دوران اسلامی، نقش‌مایه‌ی تصویری سیمرغ ساسانی جای خود را رفته‌رفته به سیمای حماسی و ادبی سیمرغ در شاهنامه و ادبیات عرفانی داد، هرچند ریشه‌های اساطیری مشترک آن دو، و بازتاب گسترده‌ی هر دو در فرهنگ‌های همسایه، همچنان قابل ردیابی است.

 

منابع

۱. Schmidt, H.-P. (2002). Simorġ. Encyclopaedia Iranica (نسخه‌ی برخط: iranicaonline.org).

۲. سیمرغ. ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (fa.wikipedia.org/wiki/)سیمرغ.

۳. Schmidt, H.-P. (1980). The Sīmurgh in Sasanian Art and Literature. The Journal of the K. R. Cama Oriental Institute, 48: 161–178؛ و Schmidt, H.-P. (1980). The Sēnmurv: Of Birds, Dogs and Bats. Persica, 9: 1–85.

۴. The Elusive Persian Phoenix: Simurgh and Pseudo-Simurgh in Iranian Arts (Bibliographia Iranica، biblioiranica.info).

۵. سیمرغ پرنده‌ای پارسی. The Great Persian (thegreatpersian.wordpress.com)؛ و سیمرغ در آثار ساسانی. شب‌های بی‌سحر (raeeka.wordpress.com).

۶. The Senmurv and Other Mythical Creatures with Sasanian Iconography in the Medieval Art of Armenia and Transcaucasia. در: Fabulous Creatures and Spirits in Ancient Iranian Culture، ویراستار Matteo Compareti، بولونیا، ۲۰۱۸، صص ۳۹–۷۵.

۷. طاق‌بستان. ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (fa.wikipedia.org/wiki/).طاق‌بستان

۸. سیمرغ در آثار ساسانی. شب‌های بی‌سحر (raeeka.wordpress.com).

۹. سیمرغ پرنده‌ای پارسی. The Great Persian (thegreatpersian.wordpress.com).

۱۰. همان.

۱۱. پرنده سیمرغ. امرداد (amordadnews.com).

۱۲. سیمرغ. ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد.

۱۳. همان.

۱۴. بررسی نقوش پرندگان در هنر پارچه‌بافی دوره ساسانی. سیویلیکا (civilica.com/doc/821638).

۱۵. سیمرغ پرنده‌ای پارسی. The Great Persian (thegreatpersian.wordpress.com).

۱۶. Senmurv Story. senmurvgroup.com.

۱۷. The Senmurv and Other Mythical Creatures with Sasanian Iconography in the Medieval Art of Armenia and Transcaucasia (پیشین).

۱۸. Compareti, M. (2018). The Senmurv and Other Mythical Creatures with Sasanian Iconography in the Medieval Art of Armenia and Transcaucasia؛ و Jeroussalimskaja, A.، به‌نقل از: University of Nebraska–Lincoln, Textile Society of America Symposium Proceedings (digitalcommons.unl.edu، مقاله درباره‌ی کفتان بیزانسی سیمرغ‌دار یافت‌شده در قفقاز).

۱۹. Woven silk with sēnmurw, 700–900. Victoria and Albert Museum, London (collections.vam.ac.uk/item/O84931).

۲۰. Relics. ArcGIS StoryMaps، بخش مربوط به پارچه‌ی ابریشمی سیمرغ‌دار کلیسای سنت‌لو پاریس (storymaps.arcgis.com).

۲۱. Introduction to Textile Relics. textilerelics.wordpress.com؛ و تصویر پارچه‌ی خزانه‌ی کلیسای جامع سنس، Flickr (flickr.com/photos/27305838@N04).

۲۲. Simargl. ویکی‌پدیای انگلیسی (en.wikipedia.org/wiki/Simargl).

۲۳. همان؛ درباره‌ی نظریه‌ی کامیلا ترور (۱۹۳۳) نک: Grokipedia, Simargl (grokipedia.com/page/Simargl).

۲۴. Russian Mythology: The Complete Guide to Slavic Gods. godsandmonsters.info.

۲۵. Who Were the Sogdians. Smithsonian Institution و British Museum (sogdians.si.edu؛ britishmuseum.org/blog/who-were-sogdians).

۲۶. Textiles of Central Asia from the 5th to the 9th Century: Riddles and Hypotheses. Society of Friends of the Cernuschi Museum (amis-musee-cernuschi.org).

۲۷. Journey in search of truth: Metaphorical story of Simurgh, sovereign of birds. Daily Sabah (dailysabah.com).

۲۸. Şeyh Gālib Divanında Anka-Simurg Sembolü. Academia.edu.

۲۹. Journey in search of truth: Metaphorical story of Simurgh, sovereign of birds. Daily Sabah (پیشین).

۳۰. همان؛ درباره‌ی نگاره‌های کاخ توپکاپی و هنرمند شاه‌قلی.

۳۱. Anqa. Mythosjourney (mythosjourney.com/encyclopedia/pages/anqa).

۳۲. Anqa. ویکی‌پدیای انگلیسی (en.wikipedia.org/wiki/Anqa).

۳۳. Sari, N. (2000). The Simurgh: A Symbol of Holistic Medicine in the Middle Eastern Culture in History. Muslim Heritage (muslimheritage.com/simurgh-medicine-middleeast).

یادداشت: برای مطالعه‌ی تخصصی‌تر، مقاله‌ی «ART IN IRAN v. SASANIAN ART» در دانشنامه‌ی ایرانیکا (iranicaonline.org) نیز منبع معتبری برای بررسی کلی هنر دوره‌ی ساسانی است. 



امرداد - بامداد باستانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر