۲۵ تیر ۱۴۰۵

سالگرد درگذشت علیرضا شاپور شهبازی

نمی‌توان از تاریخ و باستان‌شناسی ایران سخن گفت و زنده‌یاد علیرضا شاپور شهبازی را به یاد نیاورد. تمرکز پژوهش‌های کم‌مانند این استاد یگانه، به تاریخ هخامنشیان و ساسانیان بازمی‌گشت، اما از ریزبینی درباره‌ی شاهنامه و دیگر نشانه‌های میراث باستانی ایران، پرهیز نمی‌کرد. به‌راستی که هر آن‌چه بر تاریخ کهن ایران پرتو می‌افکند، برای شاپور شهبازی بررسیدنی و یادکردنی بود.

اکنون که بیست‌سال از درگذشت او می‌گذرد، شاید بیش از پیش درمی‌یابیم که چه تاریخ‌نگار و باستان‌شناس کم‌مانندی را از دست داده‌ایم. بیست‌وپنجم تیرماه، سالگرد درگذشت شاپور شهبازی، بهانه‌ای برای پرداختن اشاره‌وار به کارنامه‌ی درخشان علمی اوست.

زمانی، در دهه‌ی هشتاد خورشیدی، زنده‌یاد شاپور شهبازی مشاور پایگاه میراث جهانی تخت جمشید بود. او با جهانی دل‌بستگی و شور عاشقانه، از آمریکا راهی ایران می‌شد تا بر کارها سرپرستی کند و دیدگاه‌های علمی و دانش بسیار خود در زمینه‌ی تاریخ هخامنشیان را در اختیار باستان‌شناسان هم‌میهن‌اش قرار دهد. آن‌هایی که شاپورشهبازی را از نزدیک و در آن روزها دیده‌اند، از شور بی‌پایانش برای انجام کارها و پهنای دانش‌اش، شگفت‌زده می‌شدند و شناخت او را از نقش‌ها و نگاره‌ها و نمادهای پیچیده‌ای که در جای‌جای سازه‌ها‌ی شکوهمند تحت جمشید نمایان است، می‌ستودند. او هیچ سخنی درباره‌ی روزگاران باستانی ایران نمی‌گفت مگر آن که پشتوانه‌ی استوارِ اسنادی داشته باشد. شاپورشهبازی پژوهنده‌ای نبود که بر فرض‌ها و گمان‌ها تکیه کند؛ او در جست‌وجوی «حقیقت» در میان انبوهی از کژفهمی‌ها بود.

تفاوت شاپور شهبازی با دیگر باستان‌شناسان و پژوهندگان در این بود که در پی شناخت فرهنگیِ آثار باستانی ایران بود و نه توصیف آن‌ها. او در پی آن بود که به شناختی از کهن‌فرهنگ ایران دست یابد که گره‌گشا باشد و ما را به لایه‌های تُودرتُو و ژرف فرهنگ ایران رهسپار کند. از این‌رو، نگاه شاپور شهبازی به آثار باستانی، سرد و بی‌روح نبود. او آن آثار تمدنی را همانند موجود زنده‌ای می‌دید که هنوز به زندگی و بالندگی خود ادامه می‌دهد.

دلبستگی مهرورزانه‌ی شاپور شهبازی به تاریخ و فرهنگ هخامنشیان، اندازه و مرزی نداشت. او همه‌ی آن تاریخ و فرهنگ را جست‌وجو می‌کرد و از اندیشیدن درباره‌ی لایه‌های آن، دوری نمی‌جست. ژرفای دل‌بستگی او به دوره‌ی فرهمند هخامنشی هنگامی دریافته شد که او مرکز «بُنداد تحقیقات هخامنشی» را بنیاد نهاد. شاپور شهبازی می‌خواست با بنیاد نهادن این مرکز علمی، راه دراز و سنجیده‌ای را بردارد که چارچوب‌های سخت‌جان اداری سدی در برابر آن نباشند. در این کار نیز سربلند بیرون آمد و پژوهش‌های برجسته و ماندگاری انجام داد.

دل‌بستگی شاپور شهبازی به روزگاران باستانی ایران، به دوره‌ی شکوهمند ساسانیان نیز راه می‌بُرد. پژوهش‌های او در این‌باره، به‌راستی فراخ و روشنگر است. او تمرکز خود را بر شاهنامه و تاریخ طبری گذاشته بود تا پرده از نادانسته‌ها و پنهان‌مانده‌های تاریخ ساسانیان بردارد. شاپور شهبازی از دل استوره‌ها، تاریخ را جست‌وجو می‌کرد. سنجش آن بازگفت‌ها (:روایت‌ها) با یافته‌های باستان‌شناسی، کار دیگر برجسته‌ی او در این زمینه بود.

گفتن از کارهای علمی شادروان شاپور شهبازی، فرصتی دیگر می‌خواهد. همین اندازه باید گفت که شیوه‌ی او در پژوهش‌های علمی و باستان‌شناسی، نمونه‌وار و یگانه بود.

نگاهی کوتاه به زندگی‌ای پُربار

علیرضا شاپور شهبازی در 13 شهریورماه 1321 خورشیدی در شیراز زاده شد و 25 تیرماه 1385 در شهر واشنگتن دیده از جهان فروبست و جهان ایران‌شناسی را در سوگ خود گذاشت. او استاد دانشگاه‌های به‌نام جهان بود و در هاروارد، کلمبیا، گوتینگن و دانشگاه‌های دیگر درس گفت و اعتباری جهانی به‌ دست آورد. از شاپور شهبازی کتاب‌های پژوهشی‌ای سرشار از آگاهی‌های علمی و ژرف‌نگری‌های دانشورانه، انتشار یافته است.

پس از آن که شاپور شهبازی درگذشت، پیکر او را به ایران آوردند و در حافظیه‌ی شیراز به خاک سپردند.

یادش جاودان در یاد! 




امرداد - نگار جمشیدنژاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر